روایت پژوهشگری که ۲۵ سال در پی شهدای روحانی است

به گزارش خبرنگار نوید شاهد؛ روحانی شهید «کمال قاسمی»، شهیدی است که چهار بار تشییع شد؛ یک بار با تابوت خالی، یک بار با استخوانهای پیدا شده در جزیره مجنون، یک بار در مقبره کرخ بغداد و یک بار هم بهعنوان شهید گمنام بعد از برگشت جنازه از تهران در باغ رضوان ارومیه! اما این پایان ماجرا نبود.
یحیی عقیلی، پژوهشگر و نویسندهای که نزدیک به ۲۵ سال از عمر خود را صرف تحقیق میدانی و کتابخانهای درباره شهدای روحانی سراسر جهان اسلام کرده است، حالا حاصل این سالها تلاش را در کتب مختلف و کتاب «کمالات کمال» به تصویر کشیده است. کتابی که نه فقط شرح زندگی عجیب و پرماجرای یک شهید، بلکه نقشه راهی است برای نسلی که تشنه الگوهای راستین هستند. در این مصاحبه، پای صحبتهای مردی نشستهایم که با تأسیس بانک جامع اطلاعات ۴ هزار شهید روحانی، برگزاری بیش از ۸۰۰ یادواره و حتی همکاری با شهید ابومهدی المهندس در عراق، مرزهای پژوهش در خصوص شهدای روحانیت را گسترش داده است. با ما همراه باشید تا از راز چهار بار تشییع، اخلاص بینظیر یک شهید و مأموریت بزرگ یک نویسنده برای ماندگاری فرهنگ ایثار بشنوید.
لطفاً خودتان را برای مخاطبان ما به طور کامل معرفی کنید.
یحیی عقیلی هستم. نزدیک به ۲۵ سال است که کارم تحقیق و پژوهش در مورد شهدا، به خصوص شهدای روحانیت در کل کشور و حتی جهان اسلام است. یعنی تقریبا هر شهید روحانی که در کشورهای اسلامی، چه قبل از انقلاب اسلامی ایران و چه بعد از آن، به شهادت رسیده باشد را بررسی کردهایم. هم در حوزه درس خواندم و هم دانشگاه، طلبه و دانشجو بودم و چند سالی هم در کشورهای مختلف مثل ترکمنستان و آذربایجان برای کارهای فرهنگی رفت و آمد داشتم. در سالهای قبل، اختصاصی به کمک دوستان، وارد بحث شهدای روحانی شدیم و ستاد کنگره شهدای روحانیت کشوری را تشکیل دادیم که بنده ریاست آن را بر عهده داشتم و نزدیک به ۲۰ سال، با همکاری بنیاد شهید، سپاه، آموزش و پرورش، حوزههای علمیه، بسیج طلاب و دیگر نهادها، کار پالایش و جمعآوری اسناد این شهدا را انجام دادیم.
درباره فعالیتهای ستاد کنگره شهدای روحانیت و اقدامات میدانیتان برایمان توضیح دهید.
فعالیت ما فقط به آمارگیری محدود نبود، یک کار جامع و شش مرحلهای را طراحی و اجرا کردیم که هر مرحله مکمل مرحله بعدی بود. در مرحله اول، استخراج آمار شهدای روحانی از تمام استانها و حتی شهرستانهای کشور را آغاز کردیم و هیچ منطقهای، حتی با کمترین تعداد شهید، از چشم ما دور نماند. مرحله دوم به پالایش اطلاعات و رفع تداخلات اختصاص داشت؛ برای مثال، شهیدی که در چند استان به نامش ثبت شده بود یا آمارهای متفاوتی در نهادهایی مثل سپاه و بنیاد شهید داشت را یکدست و شفاف کردیم تا به یک آمار دقیق و قابل قبول برسیم. مرحله سوم که مهمترین و حساسترین بخش کار بود، جمعآوری اسناد و مدارک از خانوادهها، نهادها و سازمانها بود؛ جایی که ما نزدیک به یک یا دو بار به خانه تک تک خانوادههای شهدای روحانی سر زدیم و اسناد صوتی، تصویری و نوشتاری را جمع آوری و اسکن و دیجیتالی کردیم تا برای همیشه ماندگار شود. در مرحله چهارم، به تدوین زندگینامه، وصیتنامهها و خاطرات شهدای روحانی پرداختیم و نرمافزارهای جامع استانی و کشوری تهیه کردیم تا این اطلاعات به راحتی در اختیار پژوهشگران و علاقهمندان قرار گیرد. مرحله پنجم، برگزاری بیش از هشتصد یادواره شهدای روحانی در شهرستانها و کنگرههای استانی بود تا مردم هر دیار با شهید روحانی منطقه خود آشنا شوند و فرهنگ ایثار در دل جامعه زنده بماند. در نهایت، مرحله ششم شامل سرکشی مستمر به خانوادههای معظم شهدا و برگزاری مقدمات اجلاسیه نهایی بود که در سال ۱۳۹۸با دیدار اعضای این ستاد با مقام معظم رهبری به اوج خود رسید و نشان داد که برای تکریم شهدا، همه نهادها از بنیاد شهید و سپاه گرفته تا حوزههای علمیه، آموزش و پرورش و ارشاد باید پای کار بیایند و این همکاری یک شبکه عظیم و مؤثر را رقم زد.
از نزدیک به ۴ هزار شهید روحانی که پالایش کردید، بگویید. جریان کتاب «کمالات کمال» چطور شکل گرفت؟
تحقیق و پژوهش ما منجر به آماری نزدیک به ۴ هزار شهید روحانی در سراسر کشور شد. ما این شهدا را بر اساس تخصص و مسئولیت تفکیک کردیم؛ شهدای معلم، شهدای قوه قضائیه، شهدای سپاه و بسیج، شهدای حزب جمهوری اسلامی و شهدای مدافع حرم. در کنار این کار، توسط حوزه علمیه و بسیج طلاب کشور برای هر سال یک شهید شاخص انتخاب میشد. دوستان به من گفتند شما شهیدی را معرفی کنید که زندگیاش تنوع و جذابیت خاصی دارد، تا بتواند برای طلاب و جوانان کشور عزیزمان ایران الگو باشد. من هم شهید کمال قاسمی را پیشنهاد دادم؛ شهیدی که حتی چهار بار تشییع جنازه شد و با سرگذشت عجیبی که داشت. انگیزهام برای نوشتن این کتاب این بود که سبک زندگی، اخلاق، علم و اخلاص او را برای نسل جوان امروز، چه در حوزه و چه در دانشگاه، به عنوان یک الگو به تصویر بکشم.
داستان «چهار بار تشییع» شهید کمال قاسمی که بسیار شنیدنی است، دقیقاً چه بود؟
بله، این داستان، بخشی از ویژگی منحصربهفرد این شهید است. اولین بار در سال ۱۳۶۴، پس از عملیات بدر، پیکرش مفقود شد و مردم ارومیه و خانوادهاش با تابوتهای خالی، مراسم یادبودی برای ایشان و شهید مهدی باکری و دیگر شهدای جاوید الاثر در ارومیه برگزار کردند. بار دوم در سال ۱۳۷۴ بود که گروههای تفحص، پلاک و استخوانهایی را پیدا کردند و او را در گلزار شهدای ارومیه به خاک سپردند. بار سوم سال ۱۳۶۷ بود که مشخص شد پیکر شهید بعد از شهادت در اسارت توسط رژیم بعث عراق، در بغداد دفن شده است. اما جالبترین ماجرا، بار چهارم است. وقتی بعد از سقوط صدام، پیکرش برای انتقال به ایران شناسایی شد، به دلیل اینکه سه بار تشییع شده بود، مسئولان تصمیم گرفتند که او را بهعنوان شهید گمنام در تهران دفن کنند! تا اینکه با پیگیری خانواده، پیکر شهید به ارومیه برگردانده شد و در همان مزار سابق، در کنار شهید گمنام دیگری که آنجا بود، دفن شد.
شهید کمال قاسمی چه ویژگیهایی داشت که شما را مجذوب خود کرد و به نوشتن کتاب ترغیب کرد؟
سه ویژگی بارز در وجود او بود که مرا شیفته خود کرد:
ویژگی اول خدمت بیریا به نیازمندان که او با پول توجیبی اش، به نیازمندان داشت، او حدود یک سال از یک فرد معلول و قطع نخاعی نگهداری میکردند و قرآن به او یاد میدادند. همچنین بعضا مناطق فقیرنشین مثل کورههای آجرپزی ارومیه میرفت و به مردم و دانشآموزان نیازمند کمک مالی و تحصیلی میکرد.
ویژگی دوم تهذیب نفس و خودسازی است. شهید دفترچهای داشت که هر روز اعمال، رفتار و حتی لحظات تلف شده خود را یادداشت میکرد و برای کنترل نفس خود استغفار و توبه میکرد.
ویژگی سوم اخلاص و تواضع است. کمال دارای هوش و استعداد زیادی داشت اودیپلم ریاضی فیزیک داشت با معدل بالا، متواضعترین افراد بود و هیچگاه کار خیر خود را فاش نمیکرد. حتی ارادت عجیبی به حضرت فاطمه زهرا (س) داشت، برخی شبها از دوستان مداح میخواست تا خصوصی برای او مرثیه و نوحه بخوانند، او ارادت خاصی به اهلبیت داشت.
کتاب «کمالات کمال» در چه ساختاری تنظیم شده است؟
این کتاب در ۶ فصل تدوین شده است که به ترتیب به دوران کودکی، تحصیلات، فعالیتهای مذهبی و انقلابی، حضور در جبهه، اسارت در زندانهای بعث عراق و سرانجام شهادت شهید کمال قاسمی میپردازد. همچنین با مقدمهای ارزشمند از آیتالله اعرافی و مستنداتی از دوران زندگی شهید همراه است. سعی کردیم با مصاحبه با بیش از ۳۰ نفر از خانواده و دوستان، خاطرات را از زوایای مختلف جمعآوری کنیم تا کتاب، یک منبع جامع و الهامبخش باشد.
شهید قاسمی چگونه مشوق شما برای ورود به حوزه علمیه شد؟
بنده اهل ارومیه هستم و با شهید کمال در یک دبیرستان درس میخواندیم، من علوم تجربی و او ریاضی فیزیک میخواند. من برای ورورد به دانشگاه در رشته پزشکی ثبتنام کرده بودم، اما او با همان اخلاق خوش و منطق قوی اش به من گفتند که بیا حوزه و به جای پزشکی، به فکر درمان جامعه باش. او مشوق اصلی من و بسیاری از دوستان دیگر برای ورود به حوزه شد و این نشان از نفوذ کلام او برای دوستانش بود.
از اخلاص و تواضع شهید برایمان مثال بزنید.
شاید برجستهترین مثال، همان سرپرستی فرد معلول باشد که بعد از شهادت شهید، ما و دیگران متوجه شدیم. پدر شهید تعریف میکرد که کمال از من خواست حقوق ماهانهاش را بیشتر کنم، اما نمیگفت برای چی. فقط بعد از شهادتش، آن فرد معلول خودش را از قم به همراه دوستان طلبه مدرسه امام صادق علیهالسلام قم به مجلس ختم رساندند، فرد معلول گریهکنان میگفت: با شهادت کمال من یتیم شدم؛ و تمام ماجرای نگهداری یک سال را روایت میکرد. این همان اخلاصی است که شهید را به کمال انسانی رساند.
وصیتنامه این شهید چه پیامی برای ما دارد؟
وصیتنامه او سرشار از عشق به اهلبیت (ع) و امام زمان (عج) است. در وصیتنامه اش تأکید دارد که امام امت را تنها نگذارید و تحت ولایت فقیه باشید. جمله زیبایی هم دارند که میگوید: جسم من مفقود است، اما راه دین زنده است؛ و از پدر و مادرش میخواهد که اگر پیکرش به دستشان رسید، آن را دور مزار شهدا طوافدهند تا خداوند از گناهانش بگذرد.
فکر میکنید انتشار این کتاب چه تأثیری بر جامعه، بهویژه نسل جوان، خواهد داشت؟
امروز بیش از هر زمان دیگری، جوانها تشنه الگوهای واقعی هستند. شهید کمال قاسمی یک انسان جامعالشرایط بود؛ از یک سو دانشآموز ممتاز ریاضی و از سوی دیگر یک طلبه عاشق و عارف. او نشان داد که میتوان هم در علم پیشرو بود و هم در اخلاق، الگو. این کتاب میتواند به جوانان ثابت کند که زندگی توأم با علم، جهاد، خدمت و تهذیب نفس، یک زندگی «کمالیافته» است. هدف من از نوشتن این کتاب، صرفاً ثبت یک تاریخ نبود؛ میخواستم نسلی را که او را ندیدهاند، با ابعاد وجودی این انسان بزرگ آشنا کنم.

به عنوان رئیس ستاد کنگره شهدای روحانیت، چه اقدامات ویژهای برای ماندگاری نام شهدای روحانی و ترویج فرهنگ ایثار در میان قشر طلبه و روحانی انجام دادید؟
یکی از مهمترین کارها، تأسیس بانک جامع اطلاعات شهدای روحانیت بود که طی سالها، اسناد، وصیتنامهها، عکسها و خاطرات بیش از ۴ هزار شهید را در خود جای داد و به صورت نرمافزارهای استانی و کشوری در اختیار مراکز پژوهشی قرار گرفت. همچنین پیشنهاد دادیم با همکاری حوزههای علمیه، درسهایی تحت عنوان «سبک زندگی شهدای روحانی در برنامه درسی طلاب گنجانده شود تا این شهدا، نه تنها در یادوارهها، بلکه در متون آموزشی حوزو هم قرار داشته باشند. کار دیگر ما، راهاندازی اردوهای راهیان نور برای طلاب و روحانیون جوان بود که آنها را به مناطق عملیاتی و دیدار با خانواده شهدا میبردیم تا این نسل، از نزدیک با رشادتهای طلبههای رزمنده آشنا شوند و این میراث، به نسلهای آینده منتقل شود.
شما در حوزه بینالملل هم فعالیت داشتید و حتی به عراق رفتید. چه تجربهای از همکاری با شهدای مدافع حرم و شخصیتهایی مثل شهید ابومهدی المهندس در این مسیر دارید؟
بله؛ یکی از افتخارات ما این بود که تحقیق را به شهدای روحانی جهان اسلام هم تعمیم دادیم. من سفرهایی به عراق داشتم و با گروههای مختلف از جمله شهید بزرگوار «ابومهدی المهندس» در ارتباط بودم. متأسفانه او به شهادت رسید؛ اما آنجا توانستیم اسناد و اطلاعاتی از شهدای روحانی مدافع حرم که در سوریه و عراق به شهادت رسیده بودند را استخراج کنیم. همچنین با کمک عراقیها، موفق شدیم پیکرهای مطهر برخی شهدای روحانی ایرانی را که در خاک عراق دفن بودند، شناسایی و به کشور بازگردانیم. این کارها نشان داد که جهاد و شهادت، مرز نمیشناسد و ما وظیفه داریم برای همه شهدای محور مقاومت، کار فرهنگی و پژوهشی انجام دهیم تا این سرمایههای عظیم، از یاد نروند.
سخن پایانی شما با مخاطبان...؟
شهدا زندهاند و حیاتشان برکت دارد. شهید کمال قاسمی با آن چهار بار تشییع و پیچیدگیهای سرنوشتش، خودش یک معجزه است. من از خدا میخواهم که این کتاب، چراغ راهی باشد برای کسانی که به دنبال معنای واقعی زندگی کمال گونه هستند. امیدوارم نسل امروز با خواندن این کتاب، دریابند که «کمال» بدنبال چه ارزشهای والایی بود، تا آنان نیز برای رسیدن به آن مقام ارزشمند، خودگذشتگی و اخلاص را سرلوحه کار خود قرار دهند.
انتهای پیام/ آرش سلیمیفر