زندگی شخصی و باور ها
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ صادق از جوانی علاقهی ویژهای به امور معنوی و مذهبی داشت و هرساله با اشتیاق در پیادهروی عظیم اربعین حسینی شرکت میکرد. او همچنین توفیق حضور در سفر معنوی حج عمره را نیز به دست آورده بود و این سفرها تأثیر عمیقی بر روحیه و سبک زندگیاش گذاشته بود.
در روزهایی که خانواده در تدارک مراسم ازدواج او بودند، پدرش برای برگزاری جشن عروسی، سالنی را از یک سال قبل رزرو و هزینههای آن را پرداخت کرده بود. با این حال، حدود دو هفته مانده به مراسم، صادق تصمیم دیگری گرفت و ترجیح داد بهجای برگزاری جشن مفصل عروسی، راهی سفر مکه شود. این تصمیم، برخاسته از روحیهی معنوی و نگاه خاص او به زندگی بود. پدر نیز با درک خواستهی فرزندش، بدون هیچ مخالفتی با این تصمیم موافقت کرد. پس از بازگشت از سفر حج، مراسمی بسیار ساده و صمیمی در یک رستوران و در جمع خانواده، بستگان و دوستان نزدیک برگزار شد.
نزدیکان شهید نقل میکنند که پس از جاری شدن خطبهی عقد، صادق در گفتوگویی با همسرش از او خواسته بود که برای شهادتش دعا کند؛ درخواستی که نشاندهندهی عمق باورها و آرمانهای او بود.
صادق در عین سادگی، به نظم و آراستگی ظاهر خود نیز اهمیت زیادی میداد و معمولاً با کتوشلوار در محیطهای مختلف حاضر میشد. همین ویژگی باعث شده بود که عباس بابایی، مسئول وقت بسیج دانشجویی گیلان، گاهی با لحنی شوخطبعانه از او بپرسد: «آقا صادق! شما در وزارت خارجه مشغول به کار هستید؟»
او در دوران دانشجویی نیز فردی فعال، مسئولیتپذیر و اثرگذار بود. از جمله فعالیتهای فرهنگیاش، بر عهده گرفتن مسئولیت یک نشریهی دانشجویی بود؛ نشریهای که با تلاش و پیگیری او توانست در یکی از سالها عنوان و رتبهی برتر نشریات دانشجویی را کسب کند و مورد توجه قرار گیرد. این فعالیتها بخشی از روحیهی پرتلاش، منظم و دغدغهمند او را در عرصههای فرهنگی و اجتماعی نشان میداد.
