از صبر زینبی تا شکوه اربعین؛ روایت مادران شهدای قزوین در آیینه عاشورا

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، در فرهنگ شیعه، اربعین تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ نقطه اتصال عاشورا به امروز است. اگر در دهم محرم، امام حسین(ع) و یارانش با خون خود اسلام را زنده نگه داشتند، در بیستم صفر، حضرت زینب(س) و امام سجاد(ع) با روایت آن حماسه، اجازه ندادند حقیقت در میان هیاهوی تبلیغات دشمن فراموش شود. از همین رو، اربعین را میتوان «حماسه روایت» نامید؛ حماسهای که تا امروز ادامه یافته است.
میلیونها زائر که هر سال مسیر نجف تا کربلا را پیاده طی میکنند، تنها برای زیارت نمیروند؛ آنان با هر قدم، وفاداری خود را به راه امام حسین(ع) اعلام میکنند. در این مسیر، نام شهدا نیز همواره زنده است؛ چرا که فرهنگ شهادت، امتداد همان فرهنگ عاشوراست.
در قزوین، استانی که تاریخش با ایثار و مقاومت گره خورده است، اربعین رنگ و بوی دیگری دارد. قزوین در دوران دفاع مقدس بیش از سه هزار شهید تقدیم انقلاب کرده و در سالهای اخیر نیز در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، با تقدیم شهدایی از قشرهای مختلف جامعه، برگ زرین دیگری از مقاومت را در تاریخ خود ثبت کرده است. در کنار موکبها، دستههای عزاداری و مراسم جاماندگان اربعین، خانههایی وجود دارد که هنوز عطر فرزند شهید در آن پیچیده است. خانههایی که مادرانشان، با وجود داغی بزرگ، از افتخار، ایمان و ادامه راه فرزند سخن میگویند.
مادران شهدا؛ راویان خاموش عاشورا
اگر شهدا قهرمانان میدان ایثار بودند، مادران شهدا قهرمانان میدان صبر هستند. آنان همان رسالتی را بر دوش دارند که حضرت زینب(س) پس از عاشورا بر عهده گرفت؛ حفظ پیام شهیدان.
هر مادری که در اربعین نام فرزند شهیدش را زمزمه میکند، در حقیقت روایتگر ادامه راه عاشوراست. اشکهایش، اشک شکست نیست؛ اشک دلتنگی و آمیخته با افتخاراست. بسیاری از مادران شهدا میگویند هر بار که جمعیت میلیونی اربعین را میبینند، احساس میکنند فرزندانشان نیز در میان همین کاروان حضور دارند؛ کاروانی که مقصد آن تنها حرم امام حسین(ع) نیست، بلکه پیمودن راهی است که شهدا با خون خود هموار کردند.
صبر مادران شهدا، صبری از جنس مکتب زینبی است. حضرت زینب(س) در روز عاشورا، برادر، فرزندان، خواهران و برادرزادگان خود را از دست داد، اما نه تنها زانو نزد، بلکه با صلابت تمام، پیام عاشورا را به گوش تاریخ رساند. مادران شهدای قزوین نیز ادامهدهندگان همین راه هستند. آنان با وجود از دست دادن عزیزترین سرمایههای زندگیشان، هرگز از مسیر حق منحرف نشدند و با صبری ستودنی، نه تنها ناله شکایت سر ندادند، بلکه با افتخار از راهی سخن گفتند که فرزندانشان برگزیدند.
مادران شهدا، جواهرات قیمتی هستند؛ چنانکه در مراسم تجلیل از آنان گفته شده: «فرق مادر شهید، با تمام مادران دیگر زمین، خلاصه میشود به این: مادر شهید، پیش از آنکه مادر شهید میشود، "شهید" میشود.»
از دفاع مقدس تا جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان؛ تداوم راه عاشورا
مادران شهدای قزوین تنها راویان دوران دفاع مقدس نیستند؛ آنان در روزگار معاصر نیز پای در رکاب فرزندان خویش داشته و با صبر و استقامتی زینبوار، مصائب جنگهای اخیر را نیز تحمل کردهاند. قزوین در جنگ ۱۲ روزه و رمضان، شهدایی از قشرهای مختلف جامعه تقدیم کرد؛ از رایان قاسمی، نوزاد دو ماههای که در حمله دشمن به شهادت رسید، تا سردار امیرعلی حاجیزاده، فرمانده رشید اسلام که در دیار خرمدشت قزوین بالید.
مادر شهید رایان قاسمی، دکتر زهره رسولی، خود نیز در کنار همسر و فرزند خردسالش به شهادت رسید. این مادر شهید که متخصص زنان و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین بود، در اوج کرامت علمی و ایمانی، همراه با خانوادهاش به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
در مراسم بزرگداشت شهدای جنگ ۱۲ روزه، مادران و همسران شهدا بر جایگاه روایت نشستند و با صلابت و استواری، همچون حضرت زینب(س)، از روزهایی سخن گفتند که دشمنان اسلام با جنایت و تجاوز، امنیت و آرامش این سرزمین را هدف قرار دادند. فضای این مجالس، بیش از هر چیز با عطر ایثار، صبر و مقاومت آمیخته شده و گویی روایتهای مادران و همسران شهدا، امتداد همان کاروانی بود که پس از عاشورا، پیام مقاومت و ایستادگی را به جهانیان رساند.
روایت مادر شهید مهیار زنگانه؛ کودکی که از نور گفت و به نور رسید
در میان روایتهای مادران شهدا، سخنان مادر شهید مهیار زنگانه، دانشآموز ۱۱ ساله قزوینی، عمق دیگری دارد. این روایت نه فقط یک خاطره، بلکه یک نشانه از لطف الهی و ارتباط عمیق یک کودک با قرآن و ایمان است.
وی آخرین شب زندگی فرزندش را هرگز فراموش نمیکند؛ شبی که مهیار با شوق نزد مادر آمد و گفت آیتالکرسی را حفظ کرده است. وقتی به بخش پایانی آیه رسید، از مادر معنای آن را پرسید و مادر برایش خواند: «خداوند آنان را از تاریکیها به سوی نور بیرون میآورد.» فردای همان شب، مهیار در حمله موشکی به شهادت رسید. مادرش میگوید: «آن شب نمیدانستم پسرم خودش دارد از تاریکی دنیا به سمت نور آسمان میرود.»
این مادر شهید از کودکی فرزند شهیدش میگوید پسرم بدون اجبار وضو میگرفت، نماز میخواند، قرآن دوست داشت و آرزو میکرد زودتر به سن تکلیف برسد تا بتواند همه واجبات را انجام دهد. کودکی که در سنین کم، عشق به اهل بیت (ع) را در دل داشت و از امام حسین (ع) با شوقی وصفناشدنی سخن میگفت.
این روایت، برای بسیاری از زائران اربعین، یادآور طفلان کربلاست؛ کودکانی که در مکتب امام حسین (ع)، سن مانع بزرگی روح نشد. حضرت علیاصغر (ع) در روز عاشورا، طفلی شیرخوار بود که با گلوی تشنه، در آغوش پدر به شهادت رسید. شهید مهیار زنگانه نیز در سنی کم، اما با ایمانی بزرگ، راه آن کودک شهید کربلا را ادامه داد. شهید رایان قاسمی، نوزاد دو ماهه جنگ ۱۲ روزه نیز یادآور همان علیاصغر (ع) است؛ طفلی که پیش از آنکه جهان را بشناسد، به آسمان پیوست و مادرش با صبری زینبی، این مصیبت را تحمل کرد.
مادر شهید پویا آموسی؛ ایمان به حیات شهدا
مادر شهید پویا آموسی از خاطرهای سخن میگوید که هنوز هم برایش آرامشبخش است. سه ماه پس از شهادت فرزندش، هنگام حضور در پارکینگ یک فروشگاه، ناگهان بوی عطری آشنا فضای اطرافش را پر کرد. همان لحظه احساس کرد پویا در کنار اوست. بعدها وقتی وسایل شخصی فرزندش را بررسی کردند، متوجه شدند همان عطر در کیف او بوده است. برای این مادر، شهدا از دنیا نرفتهاند؛ آنان تنها از چشمها پنهان شدهاند.
وی از اخلاق فرزندش نیز با افتخار یاد میکند؛ جوانی که احترام به پدر و مادر را عبادت میدانست، اهل نماز اول وقت بود، باحیا زندگی میکرد و خدمت به خانواده را وظیفه خود میشمرد. در ایام محرم، همراه پدرش در هیئتهای عزاداری شرکت میکرد و عشق به امام حسین(ع) بخش جداییناپذیر زندگیاش بود.
مادری که هشت شهید را تقدیم کرد
روایت طاهره سربازمیزوجی، مادر هشت شهید، یکی از تأثیرگذارترین روایتهای ایثار است. وی با وجود از دست دادن عزیزانش، از واژه «افتخار» استفاده میکند. میگوید: «فرزندانم بالاترین مدال دنیا را گرفتند؛ مدال شهادت.» اما آنچه سخنان او را به فرهنگ اربعین پیوند میدهد، مقایسه مصائب خود با رنجهای حضرت زینب(س) است.
وی میگوید: هرگاه داغ فرزندانش سنگین میشود، به یاد مسیر کربلا تا شام میافتد؛ مسیری که حضرت زینب(س) با وجود آن همه مصیبت، پیام عاشورا را به گوش تاریخ رساند. این نگاه، نشان میدهد که مادران شهدا، صبر را نه از روی ناچاری، بلکه از مکتب عاشورا آموختهاند. در دیدار با این مادر بزرگوار، یکی از مسئولان تاکید کرده است: شما مادران شهدای والامقام با اینکه داغ سنگین شهادت فرزندانشان را تحمل میکنید، ولی همچون حضرت زینب کبری(س) همچون کوه ایستادهاید و الگوی دیگران شدهاید.
اربعین؛ جایی که مادران شهدا دوباره با فرزندانشان سخن میگویند
برای بسیاری از خانوادههای شهدا، اربعین تنها یک مناسبت مذهبی نیست؛ فرصتی است برای تجدید عهد با فرزندانی که آرزویشان ادامه راه امام حسین(ع) بود. برخی مادران هر سال در مراسم جاماندگان اربعین شرکت میکنند، برخی راهی گلزار شهدا میشوند و برخی در موکبها خدمت میکنند؛ اما همه آنان یک باور مشترک دارند: راه شهدا با اربعین زنده میماند.
وقتی زائران با پای پیاده به سوی کربلا حرکت میکنند، مادران شهدا احساس میکنند خون فرزندانشان نیز در این حرکت عظیم سهمی دارد؛ زیرا اگر فرهنگ عاشورا در جامعه زنده مانده، یکی از مهمترین دلایل آن، فداکاری شهدا و صبر خانوادههای آنان است.
در مراسم گرامیداشت شهدای جنگ ۱۲ روزه قزوین که با حضور پرشور مردم برگزار شد، این تداوم راه به خوبی مشهود بود. همچنین ویژه برنامه «روایت مادری» با محوریت کتاب «گهوارههای نیلوفری» که به روایت زندگی مادران و خواهران شهیدان دفاع مقدس پرداخته، نمونهای از تلاش برای ثبت و انتقال این میراث ارزشمند به نسلهای آینده است.
وصیتنامهها؛ یادگار عشق به امام حسین(ع)
وصیتنامههای شهدای قزوین، سرشار از نام امام حسین(ع) و توصیه به ادامه راه عاشوراست. آنان بارها جوانان را به نماز، تقوا، ولایتمداری، خدمت به مردم و دفاع از حق دعوت کردهاند و تأکید داشتهاند که راه امام حسین(ع)، راه همه آزادگان جهان است.
در میان شهدای جنگ ۱۲ روزه، شهیدانی از نسل دوم شهدا نیز حضور دارند. فرزندان شهدا که راه پدران خود را ادامه دادهاند، خود نیز به فیض شهادت نائل آمدهاند. یکی از فرزندان شهید افشین حقشناس میگوید: «وصیتنامه پدرم چراغ راه من شد. شهادت پایان نیست، آغاز مسئولیت نسل ماست تا راه آنها را با اراده مصمم و راسخ ادامه دهیم.» این وصیتها، امروز در مسیر اربعین معنا پیدا میکند؛ جایی که میلیونها انسان، فارغ از ملیت و زبان، تنها با عشق به سیدالشهدا(ع) گرد هم میآیند.
اربعین، آغاز دوباره مسئولیتی بزرگ برای پیروان مکتب عاشوراست
اربعین، روایت پایان یک عزاداری نیست؛ آغاز دوباره مسئولیتی بزرگ برای همه پیروان مکتب عاشوراست. مسئولیتی برای زنده نگه داشتن یاد شهدا، حفظ ارزشهای دینی، خدمت به مردم و ایستادگی در برابر ظلم است.
مادران شهدای قزوین، با صبر زینبی خود، نشان دادهاند که شهادت پایان راه نیست. آنان با روایت زندگی فرزندانشان، نسل جدید را با فرهنگ ایثار، ایمان و مقاومت آشنا میکنند؛ همان فرهنگی که در جاده نجف تا کربلا، در موکبها، در اشک زائران و در زمزمه «لبیک یا حسین» جریان دارد.
امروز، اربعین پلی است میان کربلای سال ۶۱ هجری، ایران دوران دفاع مقدس، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان؛ پلی که یک سوی آن به خیمههای سوخته عاشورا و سوی دیگرش به خانههای مادران شهدا میرسد. خانههایی که هنوز عطر فرزند در آن جاری است و هنوز دعای مادران، بدرقه راه زائرانی است که با هر قدم، عهد خود را با امام حسین(ع) و شهیدان تجدید میکنند.
شاید به همین دلیل است که مادران شهدا، هرگاه سخن از اربعین به میان میآید، بیش از آنکه از فراق بگویند، از امید سخن میگویند؛ امید به اینکه راه امام حسین(ع)، راه شهدا و راه حقیقت، تا همیشه در دل آزادگان جهان زنده خواهد ماند. جنگها پایان میپذیرند، اما رسالت روایت، تبیین و زنده نگه داشتن یاد شهیدان، تا همیشه بر دوش مادران و همسران شهدا خواهد بود؛ همان رسالتی که حضرت زینب(س) در مسیر کربلا تا شام بر دوش گرفت و با صلابت تمام، تا ابد تاریخ، آن را به یادگار گذاشت.
انتهای پیام/