از خاک کربلا تا سنگرهای جبهه/ روایت اربعینی که شهدای قزوین با خون خود امضا کردند

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، بوی خاک کربلا در کوچهپسکوچههای قزوین پیچیده است. این روزها، درست چهل روز پس از سوگ محرم، بار دیگر شهر بوی سیاهپوشی میگیرد. اما در خانههای شهدا، این فضا فقط یک مراسم سالانه نیست؛ تقویم زندگی با اربعین گره خورده است. از مادرانی که هر سال یک پیراهن سیاه جدید بر قامت آلام خود میپوشند تا فرزندانی که هرگز چهره پدر را ندیدهاند، اما عطر حسین(ع) را از لابهلای وصیتنامههای پدران شهیدشان استشمام کردهاند.
استان قزوین، با قدمتی که در تاریخ اسلام و تشیع ریشه دارد، در دوران دفاع مقدس نیز سهمی سترگ در کارنامه مقاومت و ایثار ثبت کرده است. شهیدان والامقام این استان، بهوضوح پای در مسیر کربلا نهادند و در عملیاتهای غرورآفرینی چون والفجر مقدماتی، رمضان، و عملیات ۱۲ روزهای که در تاریخ دفاع مقدس بهیادگار مانده است، درس عاشورا را به بهترین شکل ممکن به تصویر کشیدند. اما داستان این پیوند، فراتر از یک گزارش تاریخی است؛ قصه باورهایی است که هر سال در اربعین جان تازه میگیرد.
شهدا؛ شاگردان مکتب عاشورا
اگر تاریخ دفاع مقدس را ورق بزنیم، نام امام حسین(ع) در جایجای آن دیده میشود. بسیاری از رزمندگان، جبهه را ادامه کربلا میدانستند و معتقد بودند همانگونه که یاران سیدالشهدا(ع) در برابر ظلم ایستادند، آنان نیز وظیفه دارند از اسلام، انقلاب و میهن دفاع کنند.
در وصیتنامه بسیاری از شهدا، توصیه به حفظ راه امام حسین(ع)، زنده نگه داشتن عاشورا و تبعیت از ولایت دیده میشود. شهید «رمضان اسلامی» یکی از شهدا در وصیتنامه خود مینویسد: «اگر شهید شدم، برایم گریه نکنید؛ فقط برای مظلومیت اباعبدالله الحسین(ع)گریه کنید.» شهید «محمدصادق انبارلویی» نیز در وصیت خویش آورده است: «راهی که امام حسین علیهالسلام رفت اگر نرویم شیعه نیستیم. مگر خون حسین علیهالسلام و اصحابش از ما سؤال نمیکند؟» این جملات، نشاندهنده عمق باور رزمندگانی است که در سنگرها، با همان نگاه حضرت عباس(ع) و حضرت علیاکبر(ع) به استقبال شهادت میرفتند.
آنان باور داشتند که شهادت، پایان زندگی نیست، بلکه آغاز حیاتی جاودانه است؛ همان حقیقتی که عاشورا آن را به جهانیان آموخت. در خانههای شهدا، هنوز هم با آغاز ماه محرم و فرارسیدن اربعین، حال و هوای دیگری برپا میشود. مادران و همسران شهدا از روزهایی میگویند که فرزندان و همسرانشان با اشک بر مصائب اهلبیت(ع)، راهی جبهه شدند و با ذکر «یا حسین(ع)» در میدان نبرد حضور یافتند.
مادر شهید «حسین رحیمی» در گفتوگو با نوید شاهد قزوین میگوید: حسین من، وقتی میخواست جبهه برود، برایش قرآن و پرچم یا حسین(ع) بستیم. گفت مادر، من که برگشتم، کربلا میرویم. اما نیامد؛ خودش پیش امام حسین(ع)رفت. هر سال اربعین، گلزار شهدا میروم و به پسرم میگویم که تو زودتر از من به کربلا رسیدی.
کربلا؛ آرزویی که برای بسیاری از شهدا ناتمام ماند
سالهای دفاع مقدس، راه زیارت کربلا بسته بود. بسیاری از رزمندگان تنها از زبان دیگران، نام بینالحرمین را شنیده بودند و آرزو داشتند روزی در کنار ضریح سیدالشهدا(ع) نماز بخوانند. اما پیش از آنکه این آرزو محقق شود، خود به کاروان شهیدان پیوستند. امروز، سالها پس از پایان جنگ، فرزندان همان شهدا در مسیر پیادهروی اربعین قدم برمیدارند. آنان هر گام را هدیهای به روح پدرانشان میدانند؛ پدرانی که شاید فرصت زیارت کربلا را پیدا نکردند، اما با نثار جان خود، به حقیقت عاشورا رسیدند.
زهرا حاجیقربانی از فرزندان شهدای میگوید: وقتی نخستین بار وارد حرم امام حسین(ع) شدم، احساس کردم پدرم زودتر از من به اینجا رسیده است. جای خالیاش را حس میکردم، اما باور داشتم که روحش در کنار زائران سیدالشهدا(ع) حضور دارد.
فرزند شهید «علیاکبر عابدی» در روایتی شنیدنی به نوید شاهد قزوین میگوید: پدرم ۴۰ سال پیش شهید شد. من فقط یک عکس از پدرم دارم که چفیه به دوش گرفته و لبخند میزند. همیشه به مادرم میگفتم کاش پدرم را میدیدم. اما وقتی اولین بار در راهپیمایی اربعین شرکت کردم، بین آن جمعیت عظیم، احساس کردم پدرم همراه من است. گویا کربلا، محل دیدار دوباره ما شد.
همسر شهید «محمدرضا گودرزی» نقل میکند: هر سال اربعین با بچهها کربلا میرویم. آنجا حس میکنم همسرم هم کنارمان است. میگویند شهیدان در کربلا مهمان امام حسین(ع) هستند. من این را با همه وجود باور دارم.
اربعین؛ قرار هر ساله خانوادههای شهدا
برای خانوادههای شهدا، اربعین تنها یک مراسم مذهبی نیست؛ روز تجدید عهد است. عهدی با امام حسین(ع)، با شهدا و با آرمانهایی که عزیزانشان برای آن جان خود را تقدیم کردند. در بسیاری از خانههای شهدا، هنوز هم سفرههای نذری اربعین پهن میشود. برخی مادران شهدا سالهاست به نیت سلامتی زائران، غذا میپزند و برخی دیگر، با چشمانی اشکبار، برای سربلندی اسلام و عزت ایران دعا میکنند.
یکی از مادران شهدا میگوید: فرزندم همیشه میگفت اگر روزی شهید شدم، برای امام حسین(ع) گریه کنید، نه برای من. ما هم هر سال اربعین، اول برای سیدالشهدا(ع) عزاداری میکنیم و بعد یاد شهیدمان را زنده نگه میداریم.» این مادران، سالهاست که در کنار داغ فرزند یا همسر، چراغ محبت اهلبیت(ع) را در خانه خاموش نکردهاند. آنان با صبر زینبی، نسل جدید را با فرهنگ عاشورا آشنا کردهاند و اجازه ندادهاند نام شهدا در گذر زمان به فراموشی سپرده شود.
مادر شهید رضا ملکی در گفتوگو با نوید شاهد قزوین، با چشمانی اشکبار بیان میکند: هر سال اربعین که میشود، دلم برای رضا تنگ میشود. اما یادم هست که خودش گفت اگر شهید شدم، هیچ وقت سیاه نپوشید. گفت مادر، من با لباس رزم شهید میشوم. تو هم برای من عزادار نباش؛ برای امام حسین(ع) عزاداری کن. ما هم هر سال، در همین روزها، نذری میدهیم و با خودمان عهد میبندیم که راه او را ادامه دهیم.
آیتالله حسین مظفری نماینده ولیفقیه در استان و امام جمعه شهر قزوین نیز بر ضرورت ثبت این گنجینههای ارزشمند تاکید کرده و گفته است: خاطرات پدران و مادران شهدا را ثبت کنیم و کمک کنیم تا آنچه در ذهن آن بزرگواران است مکتوب شود، ما خیلی از والدین شهدا را از دست دادهایم و خاطرات آنان از دست رفته است و باید به این کار سرعت ببخشیم.
فرزندانی که راه پدر را ادامه میدهند
بسیاری از فرزندان شهدا، پدران خود را ندیدهاند یا تنها خاطراتی کوتاه از آنان در ذهن دارند. اما آنچه از پدر برایشان باقی مانده، تنها یک قاب عکس نیست؛ راه و مکتبی است که باید ادامه یابد. رقیه علیاکبری یکی از فرزندان شهدا میگوید: هر سال اربعین، کنار عکس پدرم میایستم و با ایشان حرف میزنم. احساس میکنم این مسیر، ما را دوباره به هم نزدیک میکند. شاید پدرم کنارم نباشد، اما باور دارم نگاهش همراهم است.
مرضیه علوی از دیگر فرزندان شهدا میگوید: پدرم را ندیدهام، اما هر بار که در مسیر اربعین قدم برمیدارم، احساس میکنم بخشی از آرزوی او را زندگی میکنم. این سفر برای من تنها زیارت نیست؛ ادامه راه پدری است که زندگیاش را وقف دفاع از ارزشهای عاشورا کرد. برای این نسل، اربعین تنها یک سفر نیست؛ فرصتی است برای شناخت عمیقتر فلسفه عاشورا و مسئولیتی که شهدا بر دوش آنان گذاشتهاند.
اکبر کشاورزنجفی فرزند شهید کشاورزنجفی که خود از فعالان فرهنگی در قزوین است، میگوید: «من در کودکی پدرم را از دست دادم. اما وقتی بزرگتر شدم و وصیتنامهاش را خواندم، فهمیدم که پدرم چه راهی را انتخاب کرده بود. در وصیتنامه نوشته بود: اگر خواستید راه مرا ادامه دهید، باید عاشورا را بشناسید. من امروز در مسیر پیادهروی اربعین، نه فقط به عنوان یک زائر، بلکه به عنوان کسی که میخواهد راه پدر را ادامه دهد، قدم میزنم. هر قدم برای من، یک یادآوری از آن کلام است.
راهی که همچنان ادامه دارد
فرهنگ شهادت، محدود به سالهای دفاع مقدس نمانده است. مدافعان حرم، مدافعان امنیت و همه کسانی که جان خود را برای دفاع از مردم و ارزشهای اسلامی فدا کردند، ادامهدهندگان همان مکتبی هستند که در عاشورا شکل گرفت. خانوادههای شهدا معتقدند اگرچه جنگ به پایان رسیده است، اما مسئولیت دفاع از حق، عدالت و ارزشهای دینی همچنان باقی است. از نگاه آنان، شهادت تنها یک واقعه تاریخی نیست؛ فرهنگی زنده است که در هر زمان و هر نسل، میتواند انسانهایی را برای دفاع از حقیقت تربیت کند.
جایگاه اربعین در فرهنگ ایثار و شهادت قزوین
استان قزوین هر ساله در ایام اربعین، میزبان برنامههای متنوعی از سوی بنیاد شهید و امور ایثارگران، هیئتهای مذهبی و اقشار مختلف مردم است. موکبهای مردمی در نقاط مختلف شهر و روستاهای استان برپا میشود، جلسات روایتگری از وصیتنامه شهدا برگزار میگردد و مسابقههای فرهنگی با موضوع عاشورا و اربعین میان دانشآموزان و جوانان برگزار میشود.
اربعین؛ روایت ادامه یک عهد
وقتی زائران از کربلا بازمیگردند، اربعین برای خانوادههای شهدا پایان نمییابد. در خانههایی که قاب عکس شهید بر دیوارهایشان نقش بسته است، هر روز یادآور عاشوراست و هر اربعین، پیمانی دوباره با سیدالشهدا(ع) و آرمانهای شهداست. از صحرای کربلا تا جبهههای دفاع مقدس، از مدافعان حرم تا مدافعان امنیت، یک حقیقت تغییر نکرده است؛ عشق به امام حسین(ع)، سرچشمه ایثار، آزادگی و مقاومت است.
شهدا با الهام از این مکتب، جان خود را در راه دفاع از اسلام، انقلاب و مردم فدا کردند و امروز خانوادههای آنان، با صبر، ایمان و استقامت، پرچم این راه را برافراشته نگه داشتهاند. اربعین، برای خانوادههای شهدا، تنها پایان چهل روز عزاداری نیست؛ آغاز دوباره مسئولیتی است که از عاشورا به یادگار مانده است. مسئولیتی برای زنده نگه داشتن فرهنگ ایثار، پاسداشت خون شهدا و تربیت نسلی که بداند راه حسین(ع)، راه آزادگی و عزت است؛ راهی که با گذشت قرنها، همچنان ادامه دارد و تا زمانی که حق در برابر باطل ایستاده باشد، پرچم آن بر زمین نخواهد ماند.