اربعین حسینی؛ روایت پیوند ناگسستنی عاشورا با حماسه شهدای جنگ ۱۲ روزه و رمضان در قزوین

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، هر سال با فرا رسیدن ماه صفر، دل میلیونها انسان از سراسر جهان به یک مقصد گره میخورد؛ کربلا. شهری که تنها یک نقطه جغرافیایی نیست، بلکه نماد آزادگی، مقاومت و ایثار در طول تاریخ است. پیادهروی اربعین، بزرگترین اجتماع انسانی جهان، جلوهای از عشق بیپایان به امام حسین (ع) و تجدید میثاق با آرمانهای عاشورا به شمار میرود. در این مسیر، زائران تنها کیلومترها راه را طی نمیکنند، بلکه سفری معنوی را تجربه میکنند؛ سفری که در آن خدمت، همدلی، ازخودگذشتگی و برادری معنا مییابد.
برای مردم قزوین، اربعین تنها یادآور مسیر نجف تا کربلا نیست؛ بلکه یادآور جوانانی است که زندگی خود را بر اساس مکتب امام حسین (ع) بنا کردند و در میدان دفاع از امنیت و عزت کشور، در هشت سال دفاع مقدس و همچنین جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، راه شهادت را برگزیدند. شهدای قزوین، هر یک با ویژگیهای منحصربهفرد خود، جلوههایی از این فرهنگ ناب را به نمایش گذاشتند.
قزوین؛ صحنهای از عشق و سوگ در روز اربعین
همزمان با روز اربعین حسینی، مراسم پیادهروی «دلدادگان حسینی» در قزوین با حضور گسترده مردم برگزار شد. از نخستین ساعات صبح، خیابان نادری قزوین شاهد حضور پرشور عاشقان اهل بیت(ع) بود که با پای دل در این مسیر معنوی قدم زدند. این حرکت از خیابان نادری آغاز شد، از خیابان پیغمبریه و خیابان شهدا عبور کرد و در نهایت به آستان مقدس امامزاده حسین(ع) ختم شد.
زائران با لباسهای مشکی، سربندهای عزاداری و پرچمهای سیاه، فضای شهر را به صحنهای از عشق و سوگ تبدیل کرده بودند. صدای نوحهها، زمزمههای زیارت و اشکهای جاری، حالوهوایی معنوی و عاشورایی در سطح شهر رقم زده بود. این آیین، که به یکی از پرشورترین مراسم مذهبی استان تبدیل شده است، فرصتی برای بازسازی حس و حال اربعین در فضای شهری قزوین به شمار میرود؛ مردمی که از پیوستن به کاروان عظیم اربعین بازماندهاند، اما دلهایشان با کربلا و زائرانش پیوند خورده است.
در طول مسیر، موکبهای مردمی با الهام از موکبهای مسیر نجف تا کربلا، به خدمترسانی به زائران پرداختند. خادمان با احترام و لبخند، هر رهگذر را زائر خطاب میکردند. یکی از موکبها با اجرای برنامههای فرهنگی از جمله نمایشگاه عکس، پخش کلیپهای مستند و توزیع محصولات فرهنگی، فضایی تأملبرانگیز فراهم کرده بود. همچنین موکب دیگری با ایستگاه صلواتی و غرفه کودک، فضایی خانوادگی و گرم ایجاد کرده بود. کودکان با لباسهای عزاداری در کنار والدینشان حضور داشتند و در برنامههای ویژه کودک شرکت میکردند
شهید مهدیپورقزوینی؛ از مسجد محله تا سنگر حفاظت اطلاعات
شهید محمدمهدی مهدیپور قزوینی، سرباز ۲۰ ساله حفاظت اطلاعات فراجا، در حمله پهپادی و موشکباران دشمن در میدان ونک تهران به شهادت رسید. پدرش جعفر مهدیپورقزوینی، که اصالتاً اهل قزوین است، روایت میکند که نام فرزندش را با توسل به امام زمان(عج) انتخاب کرده بود و محمدمهدی نیز از همان سالها به مسجد، نماز جماعت و هیئتهای مذهبی علاقه داشت. وی اهل نماز اول وقت بود و هرگز نمازش ترک نشد. غیبت نمیکرد، تهمت نمیزد. احترام ویژهای به پدر و مادر قائل بود. مرخصی که میآمد، خانه را جارو میکرد، ظرف میشست و همه کار برای مادرش انجام میداد.
پدر شهید درباره ویژگیهای اخلاقی پسرش میگوید: «دست و پای من و مادرش را همیشه میبوسید. با مادربزرگ همسرم خیلی مهربان بود. بیشتر اوقاتش را آنجا بود. ایام محرم که میشد، به تقلید از من و مادرش لباس مشکی میپوشید. وقتی محرم تمام میشد، نمیتوانستیم لباس مشکی را از تنش دربیاریم.» محمدمهدی به موسیقی سنتی و آواز علاقه داشت و در خانه با پدرش تمرین میکرد، اما این علاقه هرگز او را از معنویت دور نکرد.
وی خطاب به جوانان امروز بیان میکند: نصیحت من به جوانهای امروزی این است که احترام پدر و مادر و خانوادهشان را فوقالعاده داشته باشند. گول یک سری از رفیقای ناباب را نخورند. دنبال یک سری حرکات غلط نروند. الگویشان همین شهدا باشد. وصیتنامههاشون را بخوانند، ببینند چی گفتند و چی نگفتند.
شهید پویا آموسی؛ آرامش در آستانه شهادت
شهید پویا آموسی، از شهدای جنگ ۱۲ روزه، جوانی بود که آرامش و ایمانش زبانزد همرزمانش بود. فرماندهانش روایت کردهاند که هنگام حملات دشمن، آرامترین فرد جمع بود و میگفت: «اگر شهید شوم، به آرزویم رسیدهام.» این آرامش عجیب، ریشه در باور عمیقش به قضا و قدر الهی و عشق به لقای پروردگار داشت. مادرش از کرامتهای عجیب پس از شهادت فرزندش سخن گفته و بوی عطرش را در خانه احساس کرده است.
عرفان کشاورزکیا؛ شهید جانباز جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان
شهید عرفان کشاورزکیا از شهدای، جانباز جنگ ۱۲ روزه و شهید جنگ رمضان است که مراسم اولین تولد پس از شهادت او در گلزار شهدای قزوین برگزار شده است. مادر این شهید روایت میکند که عرفان از اذان صبح روز شهادت حضرت فاطمه (س) حال و هوای دیگری داشت و عشق به اهلبیت (ع) در تمام وجودش موج میزد.
شهید امیرحسین قاسمی؛ آخرین شام
شهید امیرحسین قاسمی از دیگر شهدای جنگ ۱۲ روزه است که مادرش از آخرین شب زندگی او روایت میکند؛ شبی که پسرش چفیه خرید و از شهادت گفت. مادر ۴۲ ساله اهل رادکان هر روز به مزار پسر میرود و بوی چفیه را از کمد خانهاش حس میکند.
وصیتنامههایی که بوی کربلا میدهند
مطالعه وصیتنامه شهدای قزوین، از شهدای دفاع مقدس گرفته تا شهیدان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان نشان میدهد که عاشورا، محور اصلی اندیشه آنان بوده است. شهید رحیم قاسمی در وصیتنامه خود مینویسد: «لحظهها با ارزش است و باید راه خود را انتخاب کرد؛ یا به صف یاران حسین (ع) زمان پیوست یا میدان را برای یزیدیان زمان خالی گذاشت». این جمله، نشان از درک عمیق این شهید بزرگوار از وظیفه تاریخی هر مسلمان دارد؛ اینکه هیچکس نمیتواند در مقابل جریان حق و باطل بیتفاوت باشد.
شهید محمد محمدخانی نیز در وصیتنامه خود به خواهرش سفارش میکند:«ای خواهرم حجابت را حفظ کن که حجاب تو ارزندهتر از خون من است». این جملات نشان میدهد که برای شهدا، کربلا تنها یک واقعه تاریخی نبود، بلکه مدرسهای برای تصمیمگیری در لحظههای سرنوشتساز زندگی به شمار میرفت.
پیوندی که تا ابد ماندگار است
همه این روایات، نشان از آن دارد که فرهنگ عاشورا و اربعین، محدود به یک زمان و مکان خاص نیست، بلکه جریانی زنده و پویاست که میتواند در هر دورهای - چه در واقعه کربلا، چه در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان - قهرمانانی از جنس ایمان و ایثار بیافریند. شهدای قزوین، با الگوگیری از مکتب حسینی، نشان دادند که مسیر کربلا، از کوچههای شهرها و روستاهای ایران نیز میگذرد و هر کس که دل در گرو عشق به اهلبیت(ع) داشته باشد، میتواند به کاروان سالار شهیدان بپیوندد.