آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۵۴۲۱
۱۲:۱۴

۱۴۰۵/۰۴/۲۸
زندگی‌نامه شهید «محمدرضا دادخدایی»

هم‌قسم با برادر شهید؛ روایتی از ایثار تا آخرین قطره خون

شهید «محمدرضا دادخدایی» از جوانان مؤمن و انقلابی آبادان بود که از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، با حضور در صحنه‌های دفاع از انقلاب و مقابله با گروهک‌های ضدانقلاب، مسیر جهاد را برگزید. او با آغاز جنگ تحمیلی، شهر و دیار خود را ترک نکرد و در صف مدافعان آبادان ایستاد. پس از شهادت برادرش، شهید علیرضا دادخدایی، با عزمی راسخ‌تر راه جبهه را در پیش گرفت و سرانجام در عملیات رمضان، در ۲۹ تیر ماه ۱۳۶۱، در جبهه شلمچه به آرزوی دیرین خود، یعنی شهادت در راه خدا، دست یافت.


ی

به گزارش نوید شاهد هرمزگان؛ شهید «محمدرضا دادخدایی» چهارم خرداد ۱۳۴۶، در شهرستان آبادان دیده به جهان گشود. پدرش دادخدا، در شرکت نفت کار می‌کرد و مادرش گوهر نام داشت. دانش‌آموز سوم متوسطه بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و نهم تیر ماه ۱۳۶۱، در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به دست و پا، شهید شد. مزارش در روستای سنگ بنان از توابع شهرستان رودان قرار دارد. برادرش علیرضا نیز به شهادت رسیده است.

بسم ربّ الشهداء و الصدیقین

شهیدان، این حماسه‌ آفرینان عاشورای کربلای ایران، با نثار خون پاک خود، درخت تنومند و پربار انقلاب اسلامی را آبیاری کردند. اینک نگاهی داریم به زندگی یکی دیگر از شهدای کربلای ایران که با ایثار خون پاک خویش در جبهه شلمچه و در عملیات رمضان، برای رسوا ساختن صدام و ایادی مزدورش، به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

شهید محمدرضا دادخدایی در سال ۱۳۴۶ در آبادان و در خانواده‌ای شریف و کارگر دیده به جهان گشود. از همان سال‌های نخست کودکی، نشانه‌های شور، نشاط و ویژگی‌های خاص اخلاقی در وجود او نمایان بود. وی در شش‌ سالگی تحصیل را آغاز کرد و تا پایان سال سوم راهنمایی به ادامه تحصیل پرداخت.

از نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، شهید محمدرضا دادخدائی در مقابله با گروهک‌های وابسته به آمریکا، حضوری فعال داشت. در یکی از این درگیری‌ها، دست چپ و پای راستش آسیب دید و مدتی در بیمارستان بستری شد.

او علاقه و ارادت فراوانی به اسلام، قرآن و امام خمینی(ره) داشت و نسبت به ارزش‌های دینی حساس بود. اگر کسی علیه اسلام یا قرآن سخنی بر زبان می‌آورد، موضوع را به مسئولان مربوط اطلاع می‌داد. همچنین از آغاز انقلاب، در همه راهپیمایی‌ها حضوری پرشور داشت و در انجام واجبات دینی، از جمله نماز و روزه، و نیز کمک به فقرا و مستضعفان، هرگز کوتاهی نمی‌کرد.

با آغاز جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در حالی که بسیاری از مردم آبادان و خرمشهر ناچار به ترک شهر شدند، شهید دادخدایی آبادان را ترک نکرد و در بسیج سپاه پاسداران آبادان، انجام وظیفه و خدمت به میهن و انقلاب را بر عهده گرفت.

در تاریخ ۲ فروردین ۱۳۶۱، برادرش، شهید علیرضا دادخدایی، در عملیات فتح‌المبین و در جبهه دشت عباس به شهادت رسید. پس از شهادت برادر، محمدرضا برای شرکت در مراسم به بندرعباس آمد و تا پایان مراسم هفتم در کنار خانواده ماند. سپس بار دیگر عازم جبهه شد و به منطقه رود کارون رفت.

در یکی از عملیات‌های چریکی، هر دو دستش مجروح شد و مدتی در بیمارستان اهواز بستری بود. در همان دوران با خانواده تماس تلفنی گرفت، اما هرگز از مجروحیت خود سخنی نگفت تا موجب نگرانی آنان نشود. پس از بهبودی، دوباره به جبهه شلمچه بازگشت تا در عملیات رمضان حضور یابد.

سرانجام، شهید محمدرضا دادخدایی در عملیات رمضان، در جبهه شلمچه، پس از رشادت و ایثار، در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۶۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

نقل شده است که شهید محمدرضا دادخدائی بر سر مزار برادر شهیدش، علیرضا، سوگند یاد کرده بود که تا آخرین قطره خون، راه او را ادامه دهد. او به این عهد وفادار ماند و سرانجام در جبهه شلمچه، هم‌زمان با آغاز عملیات رمضان، جام شهادت را نوشید و به آرزوی دیرین خود رسید.

انتهای متن/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه