امتحان حق، ندای عاشقانه یک هم سفر تا شهادت
به گزارش نوید شاهد مازندران، شهید علی احمدی متولد شش آبان ۱۳۳۶، در روستای «آسور» از توابع فیروزکوه، به دنیا آمد پدرش حسین و مادرش مریم نام داشت. وی از سوی سپاه وارد جبهه شد. سرانجام در تاریخ بیست و هشتم تیر ماه ۱۳۶۱، در منطقه شلمچه بر اثر اصابت ترکش به سینه به شهادت رسید. پیکر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای بهشت فاطمه بهشهر به خاک سپرده شد.

فرازی از وصیت نامه شهید «علی احمدی»:
اینجانب علی احمدی پاسدار کوچکی از خیل پاسداران اسلام، وظیفه الهی و اسلامی خود میدانم که بنابر فرمان امام خمینی برای پیروزی اسلام و به اهتزاز درآمدن پرچم اسلام در تمام بلاد مسلمان در جنگ حق علیه باطل شرکت میکنم تا بتوانم وظیفهای ناچیز از وظایف خود که همان دادن جان ناقابل که هدیهای است بیارزش به تمامی آنان که میخواهند اسلام را به عنوان یک مکتب پویا و زنده در تمام ابعاد وجود خود پیاده کرده و آنچه را که خدا برایشان حلال دانسته انجام دهند و آنچه را که خدا حرام دانسته دوری کنند، خوشحالم که جانم را نثار اسلام و مکتب محمد (ص) و علی (ع) میکنم و افتخار میکنم که ایدئولوژیم اسلام است کسانی که به ما فهماند چگونه بیندیشم، چگونه راهم را انتخاب کنم در واقع من از زمانی توانستم براه واقعی اسلام بیایم که پا به سپاه پاسداران نهادم و از جو درونی سپاه استفاده کنم و بهتر به مکتبم آشنا شوم تا آنجا که خونم را نثار این مکتب میکنم.
قلبم روشن است که اسلام پیروز میشود و باید پیروز شود و در راه پیروزیش کوشش کنید امروز من در راه جاودانهای گام نهادم که انتهای آن حکومت مستضعفین بر جهان است راه ما و حرکت ما امروز یک چند روز آغاز نشد بلکه از تاریخ و داستان هابیل و قابیل شروع شده است امیدوارم این انقلاب زمینه ساز انقلاب حضرت مهدی (ع) باشد.
اینک به ندای امام کبیرمان لبیک میگوییم تا اسلام و مسلمین برای همیشه در تاریخ شاد و سربلند بمانند، اینک که تمامی دشمنان ما از غرب جنایتکارتا شرق تجاوزگر و چپاولگرو اعمال غربی وشرقی آنها و نوکران بی مزد ومواجب داخلی آنها همگی دست به یکی کردند تا اسلام را که دشمن تمامی منافع آنهاست از میان بردارند ما امت مسلمان در هر کجای دنیا که هستیم باید با اتحاد و اتفاق بر علیه آنها بجنگیم و انشاءا... که پیروزیم، زیرا ما برحقیم.
امام! همیشه بانگ برآور تا امت اسلامی همیشه بیدار و در صحنه باشند، بانگ برآور تا جنایتکاران دست از جنایت برداشته و لحظهای به خود بیندیشند و خود را بازیابند.
ما وارثان حسین (ع) همواره در تاریخ میخروشیم و میجوشیم تا تاریخ را بجوشانیم و انسانها را به خروشانیم تا کربلا برای همیشه تکرار شود و تاریخ جهاد را شیعه با خون خود ورق زند با خون خود بنویسد هیهات منا الذله.ای جنایتکاران تاریخ وای مزدوران شرق و غرب! بدانید که ما اسلام را به عنوان یک مکتب انسانساز در تمام ابعاد وجودمان قبول داریم و با تمام وجودمان از آن پاسداری میکنیم، ما این مکتب را از جان خود بیشتر عزیز داشته و بیش از پیش به آن معتقدیم آنرا برای همه حال و همه زمان همه مکان نگاه داشته تا به وارثان خود تحویل دهیم.ای برادران و خواهران انجمنهای اسلامی! شما امروز وارثان خون شهیدان بخون خفته اسلام هستید شهیدانی همچون بهشتیها، رجایی ها، با هنرها پس بر اعمال و رفتار خود خوب بنگرید تا همیشه اسلام را در روستاها، مدارس، ادارات آنقدری که امام و ولایت فقیه میگوید پیاده کنید.
شماای نمازگزاران جمعه!ای قیام کنندگان به قسط! وای جهادگران! جمعهها شما سنگرها را همچون کوه مستحکم کنید تا دشمن از وحدت و یکپارچگی شما خوار و ذلیل گردد و نمازهای جمعه را هر چه با شکوهتر برگزار کنید.
به برادران پاسدار و بسیجی:ای که امام بر حق شما فرموده کهای کاش من هم یک پاسدار بودم! شما امروز نور چشم این ملت هستید همیشه تابع اسلام و ولایت فقیه باشید امام را هیچ وقت تنها نگذارید، از اسلام خوب پاسداری کنید.
پدر و مادر و خواهر و برادرم! چه آنهایی که در تشییع جنازهام و مجالسم شرکت میکنید شاد و سرافراز باشید، چون من به مهمانی خدا رفتم هیچ وقت ناراحت نباشید اگر در مراسم هایم شرکت میکنید فقط برای رضای خدا باشد.
پدر و مادر من! مرا ببخشید، چون من نتوانستم به شما آن طوری که باید، خدمت کنم تا زمانی فرزندان اسلام در جبههها شهید میشوند و اسلام این درخت تازه به بار آمده احتیاج به خونهای ماها دارد پس مرا حلال کنید.
مادر عزیزم!ای که از جانم برایم با ارزشتری!ای که با شیره جانت مرا بزرگ کردی! اگر خدا نوید شهادت مرا به شما داد شما این نوید را از جان و دل پذیرا باشید امیدوارم که قلب سوراخ شده من قلب پاک و نازنین شما را آرامش دهد. بیشتر به خدا توکل کند بیشتر نماز بخوان تا خدا ترا بیامرزد.
برادران عزیزم! لحظهای از اسلام و امام دست نکشید و همیشه کارهایتان را برای خدا انجام دهید مطالعه را فراموش نکنید.
خواهرم! تو همچون زینب زمان باش و از آنچه هوس کردی بپرهیز و در راه خدا مبارزه کن.
همسر عزیزم! زندگی یک کلاس درس بیش نیست که انسان باید دیر یا زود امتحان پس بدهد و اگر من داوطلب به جبهه برای حق و اسلام عازم شدم شاید موقع امتحان فرا رسیده است تو نیز زینب گونه پیام مرا و تمامی شهیدان راه خدا را بگوش جهانیان برسان و زینب گونه به راه شهیدان ادامه ده و تو هم نیز به دیگران بسپار.
مقداری پول که دارم نصف آنرا به سپاه بدهید جهت مخارجش و نصف دیگر به انجمن اسلامی قریه آسور (فیروزکوه) بدهید.
در عروسی برادرانم دسته گل هدیه نمایید و زیر آن بنویسید از شهید علی احمدی شود، چون تا همیشه تاریخ زنده است جهان زنده است شهید هم زنده است.
مرا در سارو در کنار شهیدان بهشهر دفن کنید روی سینهام یک ارم سپاه کوچک بگذارید تا همه بدانند که زیر خاک هم میخواهم ولایت فقیه بر من حکومت کند.
از همه شما امت حزبالله و خانواده عزیز و همسر گرامیم خداحافظی میکنم.
به امام بزرگوارم سلام برسانید و به او بگویید که ما پاسداران مقلدان واقعی تو هیچ وقت شما را تنها نخواهیم گذاشت اگرچه همهمان شهید شویم.
خداوندا! عذاب دوزخ را از ما دور گردان که شکنجه آن سخت گیرنده است.
انتهای پیام/