حیا، مرز هویت زن است
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ در روزهایی که هفته حجاب و عفاف، فرصتی برای تأمل دوباره در ارزشهای اخلاقی و اجتماعی جامعه فراهم کرده است، رجوع به نگاه خانوادههای شهدا و ایثارگران میتواند افق روشنتری پیش روی ما بگشاید. آنان که حیات خود را با نام ایثار، نجابت، صبوری و کرامت پیوند زدهاند، بهتر از هر کس میتوانند از جایگاه حقیقی عفاف و حجاب در زیست فردی و اجتماعی سخن بگویند.
مهدیه که فرزند شهید بودن را با سالها خدمت تخصصی در بنیاد شهید پیوند زده است. خود را اینگونه معرفی کرد: «من لیلا مهدیه، فرزند شهید گرانقدر سبزخدا مهدیه هستم که با بیش از ۲۱ سال تجربه اجرایی و تخصصی در بنیاد شهید و امور ایثارگران، در بخشهای مختلفی از جمله اشتغال، مددکاری، تشکلهای شاهد و ایثارگر، و همچنین حوزه دانشپژوهان و نخبگان، شورای ترویج و بازرسی فعالیت داشتهام.»

وی خاطرنشان کرد: «در کنار سوابق اجرایی، مسئولیتهای تخصصی دیگری نظیر دبیر شورای امر به معروف و نهی از منکر، مشاور بانوان و مسئول حوزه عفاف و حجاب را نیز بر عهده داشتهام که همگی در راستای خدمت به ارزشهای خانواده و جامعه بوده است.»
عفاف فراتر از پوشش است
او با تفکیک دقیق دو مفهوم، عفاف را حقیقتی درونی و حجاب را نمود بیرونی آن میداند. مهدیه بیان داشت: عفاف و حجاب دو مفهوم مرتبطاند، اما یکسان نیستند. عفاف یعنی خویشتنداری، پاکدامنی و رعایت مرزهای اخلاقی در نگاه، گفتار، رفتار و روابط. عفاف هم برای زنان مطرح است و هم برای مردان.
وی ادامه داد: حجاب به معنای پوشش و رعایت حدود ظاهری در برابر نامحرم است و میتواند یکی از جلوههای عفاف باشد؛ بنابراین، عفاف مفهومی گستردهتر و درونیتر است و حجاب بیشتر نمود بیرونی آن به شمار میآید. در آموزههای اسلامی، این موضوع فقط به لباس محدود نمیشود و مواردی مانند کنترل نگاه، گفتوگوی محترمانه، حفظ حریم شخصی و رفتار متین را نیز در بر میگیرد.»
پدر شهیدم برایم الگو بود
خاطره پدر برای دخترش لیلا تنها یک یاد عاطفی نیست، بلکه چراغی برای فهم اخلاق و کرامت انسانی است. وی با اشاره به جایگاه معنوی پدر شهیدش بیان کرد: «من فرزند شهیدی هستم که برای دفاع از دین، میهن و امنیت مردم از جان خود گذشت. اگرچه در زمان شهادت پدرم سن زیادی نداشتم، اما از طریق خاطرات خانواده و همرزمانش با اخلاق و منش او آشنا شدهام. پدرم به احترام، مهربانی، پاکدامنی و حفظ کرامت انسانها اهمیت زیادی میداد.»
عفاف در نگاه و رفتار معنا میشود
در باور مهدیه، عفاف پیش از آنکه در ظاهر دیده شود، در شیوه زیستن انسان آشکار میشود. او در این باره تأکید کرد: «به نظر من عفاف مفهومی گستردهتر از پوشش دارد. عفاف در نگاه، گفتار، رفتار و شیوه ارتباط با دیگران معنا پیدا میکند. حجاب نیز یکی از جلوههای عفاف و نشانه توجه انسان به حریم شخصی، وقار و ارزشهای اخلاقی است. البته این موضوع باید همراه با شناخت و باور قلبی باشد تا اثر عمیقتری در زندگی فرد داشته باشد.»
پذیرش آگاهانه ارزشها زیباست
مهدیه از پدری میگوید که ارزشهای دینی را با منطق، شناخت و مهربانی ترویج میکرد: «پدرم همواره میگفت ارزشهای دینی باید با شناخت و آگاهی پذیرفته شوند. او حجاب را فقط نوعی پوشش نمیدانست، بلکه آن را نشانهای از وقار، شخصیت و احترام انسان به خود تلقی میکرد. در عین حال تأکید داشت که در دعوت دیگران به خوبیها باید با مهربانی، منطق و رفتار شایسته عمل کرد.»
پدرم حجاب را مانع پیشرفت نمیدانست
معرفی درست حجاب، تصویر آن را از محدودیت به فرصت تغییر میدهد. این فرزند شهید تصریح کرد: «اگر حجاب بهدرستی و با زبان منطقی معرفی شود، میتوان آن را نه یک مانع، بلکه چارچوبی برای حضور محترمانه و فعال در جامعه دانست. زنان محجبه در عرصههای علمی، فرهنگی، ورزشی، اقتصادی و اجتماعی موفقیتهای فراوانی داشتهاند؛ بنابراین حجاب مانع پیشرفت نیست؛ مهم این است که زمینه رشد، آموزش و حضور مؤثر برای همه فراهم باشد.»
نسل جوان را با زبان احترام هدایت کنیم
مهدیه گفتوگو با نسل جدید را تنها راه اثرگذار در تبیین عفاف و حجاب دانست و تأکید کرد: «نسل جوان پرسشگر است و باید با احترام با او گفتوگو کرد. اجبار در گفتوگو، تحقیر یا برخورد تند معمولاً نتیجه مطلوبی ندارد. خانوادهها، مدارس، دانشگاهها و رسانهها باید فلسفه عفاف و حجاب را با زبان روشن، جذاب و متناسب با نیازهای جوانان توضیح دهند.»
این کارشناس حوزه بانوان خاطرنشان کرد: «همچنین رفتار مسئولان و افراد مذهبی باید بهگونهای باشد که جوانان آثار مثبت اخلاق و دینداری را در عمل مشاهده کنند.»
پاسداشت شهدا را در عمل باید جستوجو کرد
از نگاه مهدیه، تکریم شهدا بدون ترجمه ارزشهای آنان در زندگی روزمره، ناقص میماند. وی بیان کرد: «شهدا برای حفظ استقلال، امنیت، کرامت انسانی و ارزشهای دینی و ملی ایثار کردند. احترام به راه آنان تنها با برگزاری مراسم و نصب تصاویرشان محقق نمیشود؛ بلکه باید صداقت، مسئولیتپذیری، خدمت به مردم، عدالت و اخلاق را در زندگی خود اجرا کنیم. عفاف و حجاب نیز در کنار این ارزشها معنا پیدا میکند.»
حضور پدر را همیشه در مسیر خدمت حس میکنم
وی خاطرنشان کرد: «خدمت در بنیاد شهید برای من تنها یک مسئولیت اداری نیست، بلکه ادامه راه پدر شهیدم است. حضور معنوی پدرم را همواره در کنار خود احساس میکنم، اما وقتی در بنیاد شهید مشغول خدمت هستم، این حس برایم پررنگتر میشود. یاد و راه ایشان به من انگیزه میدهد تا با دلسوزی، صبوری و احساس مسئولیت بیشتری در خدمت خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران باشم. گاهی در موقعیتهای دشوار از خودم میپرسم اگر پدرم اینجا بود، چه انتظاری از من داشت؛ همین فکر به من آرامش میدهد و مسیر درست را نشانم میدهد.»
وی ادامه داد: «برای من، کار در بنیاد شهید فقط یک مسئولیت اداری نیست، بلکه فرصتی برای ادامهدادن راه و ارزشهایی است که پدرم برای آنها ایثار کرد.»
باید بین حیا و عزت پیوند برقرار کرد
مهدیه مهمترین درس شهدا برای بانوان امروز را نسبت میان حیا، قدرت و هویت دانست و تصریح کرد: «وقتی از منظر شهادت به مفاهیمی، چون عزت و حیا نگاه میکنیم، با ابعاد بسیار گستردهای از معنا روبهرو میشویم که فراتر از یک تعریف ساده و اخلاقی است. به نظر من، مهمترین درسی که از سبک زندگی شهدا و ایثارگران میتوان برای بانوان امروز استخراج کرد، پیوند میان حیا و قدرت، یا همان عزت است. در فرهنگ مدرن، گاهی تصور میشود که حیا به معنای ضعف، کنارهگیری یا بیتفاوتی است؛ اما شهدا به ما آموختند که حیا، منشأ اصلی عزت و هویت است.»
حیا مرز هویت است
از نگاه مهدیه، زنِ باحیا کسی است که ارزشهای درونی خود را در برابر امواج سطحی فرهنگ مصرفی حفظ میکند. وی در این باره تأکید کرد: «شهدا برای حفظ ارزشهای والای انسانی و معنوی، از جان خود گذشتند. در زندگی بانوان، حیا میتواند به معنای داشتن مرزهای مشخص باشد. یعنی زن باحیا، اجازه نمیدهد ارزشهای درونیاش در برابر موجهای گذرا و سطحی فرهنگ عامه، بیارزش یا کالایی شود. این یعنی حیا، ابزاری است برای حفظ اصالت؛ و هیچ قدرتی بالاتر از داشتن اصالتی نیست که بر اساس ارزشهای خود بنا شده باشد.»
عزت را باید در استقلال درونی جستوجو کرد
عزت زن وابسته به تأیید دیگران نیست، بلکه ثمره خودشناسی و پایبندی به حق است. مهدیه تصریح کرد: «یکی از درسهای بزرگ شهدا این است که عزت از توجه دیگران یا پیروی از استانداردهای زیبایی و رفتاری تحمیلی بهدست نمیآید، بلکه از رابطه با خالق و خودشناسی سرچشمه میگیرد. شهدا در اوج سختی، عزت نفس خود را از مسیر حق میگرفتند. برای دختران امروز، این درس یعنی عزت تو در گرو تأیید دیگران نیست، بلکه در گرو وفاداری تو به اصول اخلاقی و انسانی توست.»
حیا هدایتگر رشد و کمال است
مهدیه با اشاره به نقش زنان در سالهای ایثار، حیا را نه محدودکننده، که وقاربخش حضور اجتماعی دانست و بیان کرد: «گاهی تصور میشود حیا ممکن است مانع از حضور فعال زن در اجتماع شود؛ اما با نگاه به نقش بانوان در دوران دفاع مقدس، از پرستاران گرفته تا امدادگران و حتی نیروهای پشتیبانی، میبینیم که آنها با حفظ کامل حیا و پوشش مطابق با ارزشهای خود، در سختترین جبههها حضور داشتند. این نشان میدهد که حیا، محدودکننده نیست، بلکه استانداردی است که به حضور زن در جامعه، وقار و اعتبار میبخشد.»
وی در جمعبندی این بخش گفت: «عزت یک زن در حیا نهفته است، زیرا حیا یعنی داشتن اراده برای انتخاب راه درست، حتی اگر آن راه با جریان مادیگرایی و بیحیایی جهان همسو نباشد. شهدا به ما یاد دادند که حیا، نشانه یک شخصیت مسئولیتپذیر و آگاه است؛ کسی که میداند هر رفتاری، اثری بر جامعه و نسلهای آینده دارد.»
دغدغه بانوان ایثارگر چندلایه است
مهدیه با تکیه بر تجربه مشاورهای، مسائل خانوادههای ایثارگر را ترکیبی از ابعاد روانی، اجتماعی و اقتصادی توصیف کرد و گفت: «به عنوان یک مشاور در این حوزه حساس و ارزشمند، باید بگویم که دغدغههای خانمهای خانوادههای ایثارگر، اعم از مادران، همسران و دختران، بسیار عمیق، چندلایه و ترکیبی از مسائل روانی، اجتماعی و اقتصادی است. تجربه نشان میدهد که این دغدغهها را میتوان در چند دستهبندی اصلی طبقهبندی کرد.»
سوگ و تنهایی مادران و همسران شهدا پایان ندارد
به گفته خانم مهدیه هسته اصلی مشاورهها، مسائل عاطفی و روانیِ پنهان، اما عمیق خانوادههای ایثارگر است: «این بخش، هسته اصلی درخواستهای مشاوره را تشکیل میدهد. برای مادران و همسران شهدا، چالش اصلی، مدیریت مراحل سوگ و گذار از مرحله انکار به پذیرش است. آنها گاهی با احساس گناه نسبت به ادامه زندگی یا تلاش برای یافتن شادی پس از فقدان روبهرو هستند. اضطراب آینده نیز مسئله مهم دیگری است. بسیاری از این خانمها نسبت به آینده فرزندان خود، بهویژه اگر فرزندشان تنها یا آسیبدیده باشد، دچار اضطراب شدید هستند. خلأ عاطفی و تنهایی هم از دیگر مسائل جدی است؛ بهویژه در سالهای پس از گذار از دوران جوانی، بسیاری از مادران شهدا با احساس تنهایی و نیاز به همصحبتی با کسانی که درک مشابهی از رنج آنها دارند، مواجه میشوند.»
هر نقش اجتماعی دغدغه خاص خودش را دارد
وی اذعان داشت: «خانمهایی که هم ایثارگر هستند و هم شاغل یا مسئول اداره یک خانواده بزرگ، همواره با چالش کمالگرایی و احساس تقصیر روبهرو هستند؛ یعنی هم میخواهند سهم ایثارگری خود را حفظ کنند و هم در نقشهای اجتماعی و خانوادگی شکست نخورند. تعامل با نسل جوان نیز دغدغه بزرگ بسیاری از مادران و همسران است؛ آنها نگرانند که فرزندانشان معنای فداکاری و آنچه خانوادهشان پشت سر گذاشته را درک کنند. گاهی فشار روانی ناشی از انتظارات جامعه از یک خانواده مقدس باعث میشود این خانمها نتوانند مشکلات عادی خود را ابراز کنند تا از حفظ وجهه ایثارگرانه خانواده محافظت کنند.»
استقلال مالی بانوان خانوادههای ایثارگر مهم است
مهدیه خاطرنشان کرد: «اگرچه بنیاد شهید خدمات حمایتی ویژهای دارد، اما دغدغههای اقتصادی همچنان حضور دارند.» وی افزود: «بسیاری از زنان ایثارگر، بهویژه همسران یا دختران، به دنبال راههایی برای کسب مهارت و استقلال مالی هستند تا نهتنها ناتوانی خود را برطرف کنند، بلکه بتوانند بهعنوان یک رکن فعال در جامعه دیده شوند.»
آموزش و اشتغال یک مسئله جدی است
مهدیه آینده تحصیلی و شغلی فرزندان ایثارگران و نیز بازگشت زنان به کار را از دغدغههای مهم دانست و بیان داشت: «یکی از دغدغههای مادران و همسران، مسیر تحصیلی و شغلی فرزندانشان است؛ فرزندانی که ممکن است به دلیل شرایط خانوادگی یا آسیبهای روانی ناشی از فقدان، دچار افت یا عدم تمرکز شده باشند. برای خانمهایی هم که سالها به دلیل مسئولیتهای خانوادگی یا مراقبت از ایثارگران، از تحصیل یا کار بازماندهاند، چالش بازآموزی و شروع دوباره یک دغدغه جدی است.»
توانمندسازی اصل مشاوره است
او در مواجهه با خانوادههای ایثارگر، از شنیدن صرف عبور میکند و به بازسازی توان روانی و اجتماعی میرسد: «در جلسات مشاوره، هدف من صرفاً شنیدن نیست، بلکه تلاش برای توانمندسازی است. یعنی به آنها اطمینان میدهم که هر نوع احساسی، حتی خشم یا ناامیدی، در مسیر سوگ یا مسئولیت، طبیعی است. همچنین باید نگاه از فداکاری محض به خودمراقبتی تغییر کند؛ به این معنا که برای ایثارگری و خدمت به خانواده، ابتدا باید سلامت روان خود را حفظ کرد. بخش دیگر کار، هدایت آنها به سمت خدمات آموزشی، مهارتی و حمایتی موجود برای رسیدن به استقلال و آرامش بیشتر است.»
امر به معروف مسئولیتی ظریف است
خانم مهدیه این جایگاه را نه ابزاری برای مداخله، بلکه مسیری برای ارتقای سلامت اخلاقی و حرفهای سازمان دانست و تأکید کرد: «موضوع امر به معروف و نهی از منکر در محیطهای اداری، موضوعی حساس، ظریف و در عین حال بسیار مهم است. این مسئولیت برخلاف تصور عمومی که ممکن است آن را با نظارت سختگیرانه یا مداخله در امور دیگران اشتباه بگیرند، در واقع به معنای تلاش برای بهبود سلامت اخلاقی و حرفهای سازمان است.»
به باور مهدیه این مسئولیت از ترویج اخلاق حرفهای تا پیشگیری از فساد و بیعدالتی را دربر میگیرد:
«وظیفه اصلی در این حوزه، ایجاد فضایی است که در آن اصول اخلاقی، انضباط کاری و حقوق همکاران رعایت شود. این مسئولیتها معمولاً شامل ترویج فرهنگ اخلاق حرفهای، یعنی تشویق کارکنان به رعایت وقتشناسی، صداقت در گزارش کار، همکاری تیمی، رعایت ادب در برخورد با مراجعین و حفظ امانت در استفاده از منابع اداری است.»
او ادامه داد: «در کنار آن، پیشگیری از رفتارهای نادرست نیز اهمیت دارد؛ از جمله شناسایی و بهکارگیری روشهای مناسب برای جلوگیری از پدیدههایی مانند رشوهخواری یا سوءاستفاده از موقعیت شغلی، تبعیض و بیعدالتی در برخورد مدیران یا همکاران، شایعهپراکنی، اتلاف وقت و منابع سازمان، و همچنین غیبت و بدگویی از همکاران. ایجاد کانالهای امن برای گزارش نیز مهم است؛ بهگونهای که کارمندان بتوانند بدون ترس از انتقامجویی، تخلفات را گزارش کنند. در عین حال، این دبیر نباید از قوانین اداری فراتر برود، بلکه باید از طریق قوانین موجود، اخلاق را در قالب نظم اداری پیاده کند.»
این مسئولیت دشوار، اما ضروری است
مهدیه از سه چالش اصلی این جایگاه سخن میگوید: مرز تذکر، فشار روابط انسانی و مسئله قدرت. او در ادامه بیان داشت: «این یکی از دشوارترین نقشهای میانرده در یک سازمان است. دلیل دشواری آن را میتوان در سه چالش اصلی خلاصه کرد. نخست، چالش تفسیر است؛ یعنی مرز میان نصیحت و مداخله. بزرگترین سختی این است که بدانید چه زمانی باید صحبت کنید و چه زمانی سکوت کنید. اگر بیش از حد سختگیر باشید، برچسب فضول یا ناظر خشک میخورید و اگر خیلی ملایم باشید، وظیفه خود را انجام ندادهاید. دوم، چالش روابط انسانی و فشار اجتماعی است. در محیط کار، روابط اجتماعی بسیار قوی است. وقتی فردی بخواهد جلوی یک رفتار اشتباه، مثلاً تقلب در ساعت کاری، را بگیرد، ممکن است با مقاومت، تندی یا حتی طرد شدن از سوی گروه مواجه شود. سوم، چالش قدرت و جایگاه است. اگر دبیر این مسئولیت، قدرت اجرایی یا جایگاه مدیریتی بالایی نداشته باشد، ممکن است سخنانش بیاثر بماند؛ اما اگر قدرت زیادی داشته باشد، ممکن است این جایگاه به ابزاری برای قدرتنمایی تبدیل شود که باعث ایجاد تنش و فضای سمی در سازمان میشود.»
گفتوگو را بر تقابل ترجیح میدهم
مهدیه روش نرم، محترمانه و تربیتی را مؤثرترین راه اصلاح رفتار در محیط اداری دانست و گفت: «روش گفتوگو، بر پایه ارتباطات بینفردی و تأثیرگذاری روحی بنا شده است. یکی از مزایای اصلی آن، حفظ کرامت انسانی است؛ زیرا باعث میشود فرد احساس نکند مورد قضاوت یا تحقیر قرار گرفته است. از سوی دیگر، وقتی موضوع از طریق گفتوگو و با بیان ارزشها یا الگوهای مثبت مطرح شود، احتمال اینکه فرد از روی میل شخصی تغییر رفتار دهد، بیشتر است. این شیوه همچنین از ایجاد تنش جلوگیری میکند؛ زیرا در محیط کار، گفتوگوهای دوستانه و محترمانه مانع شکلگیری فضای سنگین و دشمنی میشود.»
باید میان اقناع و الزام تفکیک قائل شد
مهدیه در جمعبندی، گفتوگو را ابزار تغییر نگرش و سازوکار اداری را ابزار حفظ نظم عنوان کرد و گفت: «اگر هدف، تغییر نگرش باشد، گفتوگو ابزار اصلی است و اگر هدف، حفظ نظم و استاندارد باشد، روش اداری ابزار اصلی است. در محیط کار، برای رسیدن به نتایج پایدار، باید با قدرت نرم گفتوگو پیش رفت و قدرت سخت اداری را برای حفظ نظم ذخیره کرد.»
کلام آخر: جوانان را به انتخاب آگاهانه رهنمون باشیم
مطالعه، تفکر، وقار و حفظ حرمت متقابل در جامعه باعث پیشرفت تعلیم و تربیت به ویژه در حوزه حجاب و عفاف میشود. لیلا مهدیه فرزند شهید سبزخدا مهدیه در پایان کلامش گفت: «از جوانان عزیز میخواهم درباره مسائل دینی و فرهنگی مطالعه کنند و انتخابهای خود را بر اساس شناخت و تفکر انجام دهند. عفاف، وقار و احترام به خود، ارزشهایی هستند که به انسان آرامش و شخصیت میبخشند. همچنین از همه میخواهم با وجود تفاوت دیدگاهها، حرمت یکدیگر را حفظ کنیم و بهجای قضاوت یا توهین، با زبان محبت و منطق گفتوگو کنیم. امیدوارم بتوانیم با اخلاق، آگاهی و همدلی، ادامهدهنده شایسته راه شهدا باشیم.»
انتهای پیام/