روایت بدرقه ایران دوستترین فرد
به گزارش نوید شاهد؛ «عفت نیستانی» از نویسندگان حوزه ایثار و شهادت در وصف مراسم تشییع پیکر مطهر قائد اعظم و رهبر شهبد انقلاب اسلامی در یادداشتی نوشته است:

موج سرخ
دریا امواجش را به ساحل میکوبد؛ انگار میخواهد بگوید ساحل نخواب بیدار باش. ببین چه چیزهایی را برایت آوردهام به آنها نگاه کن. خوب و بد کن؛ اگر لازمش نداری به من برگردان. آنقدر آنها را تغییر خواهم داد تا به دردت بخورد؛ فقط بیدار باش. شاید این بار گوهری درخشان را برایت به ارمغان آورده باشم.
من امروز دریا را سرخ میبینم. جویبارهایی که از کوچهها سرچشمه گرفتهاند و راهی خیابانها شدهاند؛ هنوز تا خیابان مرکز شهر مسافت طولانی دارند؛ اما دارند حرکت میکنند باد پرچمهایی را که رنگ خون گرفتهاند تکان میدهد ابتدا بنظر میآید؛ چون خون در میان رگها جاریاند؛ اما نه، چه خروشی عظیم دارند.

موج جمعیت
همه سیاه پوشیدهاند چه هماهنگی با شکوهی، دلم میخواهد هرچه بیشتر به آنها نزدیکتر بشوم چرا دریا امروز مثل همیشه نیست ملخهای بالگرد میچرخد و نمیگذارد صدایی از آنها را بشنوم دوربین را بیشتر به چشمهایم نزدیک میکنم همه جا سرخ سرخ است خلبان کمی اوج میگیرد درختهای کنار خیابان مزاحمِ دید من شدهاند؛ اما مگر دریا از قاب چشمم خارج میشود از آن دور دستها وسعت دریا بهتر دیده میشود بالگرد اوج میگیرد حالا هر فرد بیسوادی هم میتواند وسعت این دریا را تخمین بزند که دوباره کمی فرود میائیم در میان جمعیت ماشینی مثل مورچه حرکت میکند دریا طوفانی است و امواج آن هر لحظه بیشتر و بیشتر میشود دوربین را کمی زوم میکنم و میگویم خدا کند هیچ کس در این سیل غرق نشود موج جمعیت حالا تابوتی را به روی دستشان گرفتهاند از آنجا فقط میتوانم دعا بکنم او جان فدای ملت بود کسی جانش فدای او نشود مباد که او غصه بخورد آن تابوت خسته سبک بال پرواز میکند نمیدانم کِی آرام میگیرد.
ایران دوست ترین فرد
میگوند سالهاست که آرام و قرار نداشته برای ملتی که اکنون بپا خاستهاند او را ایران دوستترین فرد میدانند، اما اینجا که ایران نیست انگار مرکز جهان است چه قلبهایی که به عشق او میتپد و چه دلهایی خون گرفته است اینبار دریا مرواریدی بی بدیل را به ساحل آورده بیدار باشید کمتر دریا خونخواهی میکند.