در آغوش آفتاب؛ روایتی از یک وصال سرخ
به گزارش نوید شاهد لرستان، امروز، خاک نجف نه گامهای زائر، که تپشهای بیقرارِ یک ملت را بر دوش میکشید. صحن مطهر علوی، آغوش گشوده بود تا فرزند رشید خویش را پس از عمری مجاهدت، نه با پای خسته، که بر سرِ دستهای لرزان و عاشقِ امت در بر گیرد.

چه شکوهمند بود لحظهی ورود؛ گویی زمان ایستاد تا پسری به آغوش پدر بازگردد و غبار سالها فراق را در زلالِ نگاهِ ابوتراب بشوید. مردم عراق، با جانی آکنده از ارادت، سنگ تمام گذاشتند و زمزمههای "یا علی" را با اشکِ وداع درآمیختند.
اما این سفر را مقصدی دیگر در پیش بود. پس از طواف در آستانِ حیدر، پیکر مطهر رهبر شهیدمان، گویی به نیابت از تمامِ دلسوختگان، نخستین زائر اربعین شد. او نه در پیادهرویِ معمول، که در «مشایهی عشق»، عمود به عمود راهیِ قبلهگاه عاشقان گشت.
هر ستون در این مسیر، گواهی میداد بر قدمهایی که در راه حق استوار ماندند و اکنون، سبکبالتر از همیشه، به سوی کربلا پر میکشیدند.
و سرانجام، کربلا... جایی که زمین و زمان به رنگ انتقام درآمده بود. بینالحرمینی که در سوگ و حماسهی این شهادت، پیراهن سرخ بر تن کرده بود تا ورودِ میهمانی عزیز را خوشآمد بگوید.
مردمی که ساعتها در انتظار پیکر پاکش، چشم به جاده دوخته بودند، او را چنان عاشقانه در آغوش کشیدند که گویی پارهای از جان خویش را یافتهاند.
لحظهی دیدار فرا رسید؛ لحظهای که واژهها در برابر عظمتش رنگ میبازند. پس از ۶۹ سال صبوری، اشک و نجواهای شبانه، آن دلِ بیقرار به دلدار رسید. آقایی که سالها با ذکر « یا حسین » جان میگرفت، اکنون شهیدانه در آغوش مولایش آرام گرفت.
پایانِ این هجران طولانی، چه زیبا به وصال ختم شد؛ وصالی در سرخترین قطعهی بهشت، در آغوش سالار شهیدان. حالا دیگر فراق به پایان رسیده و قصه، قصهی آرامش ابدی در جوارِ نور است.
فرحزاد جهانگیری
۱۷ تیرماه ۱۴٠۵
انتهای پیام/