دلنوشته/ «یا اباعبدالله... میزبان این میهمان باش»
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ یا اباعبدالله امشب روبروی حرمت ایستادهام و نمیدانم این بغض را چگونه برایت روایت کنم. تنها چند ساعت دیگر کاروانی از راه میرسد و دلم بیاختیار با تو درد دل میکند. یا حسین، تو خود بهتر از هر کسی میدانی که این مرد، سالها نام ایران را بر دوش کشید؛ در روزهای سخت، در میان طوفانها و زخمها، ایستاد تا چراغ این سرزمین خاموش نشود. چه شبهایی که دیگران آسوده سر بر بالین گذاشتند و او بارِ نگرانیِ یک ملت را به تنهایی به دوش کشید.

یا حسین... میگویند هر عاشقی آرزویی دارد و چه آرزویی بالاتر از آنکه چشم به گنبد تو بیفتد و دلش در بینالحرمین آرام بگیرد. امشب که در صحن تو ایستادهام، دلم مدام به این فکر میرود که چند ساعت دیگر پیکری به این سرزمین خواهد رسید که سالها با نام اهلبیت (ع) زندگی کرد و در روضههای مادرِ پهلوشکسته، حضرت زهرا (س)، اشک ریخت. اشکهایی که شاید هیچکس جز خدا و اهلبیت، سنگینیِ آنها را نفهمید.
یا اباعبدالله... امشب به گنبدت نگاه میکنم و از تو میخواهم که میزبانِ این میهمان باشی. او که عمرش را در میان دغدغههای مردم و رنجِ ایران گذراند، اکنون به سوی آغوش امن تو بازمیگردد. بیایید با هم لحظات آخر وداع با این مرد بزرگ را مرور کنیم و در غم از دست دادنش شریک باشیم؛ و من، در این شبِ غریب، تنها ایستادهام و اشک میریزم؛ گویی تمام کربلا بوی وداع گرفته است و باد، نوحهای خاموش را در صحنهای حرم زمزمه میکند.
یا حسین... اگر دلهای شکسته را پناهی هست، امشب پناهِ دلِ من توی.
یادداشت از زهرا یونسی
انتهای پیام/