مسیر ایمانی یک مهندس جوان
به گزارش نوید شاهد سمنان، «شهید محمداسماعیل حیدرزاده» فرزند علیاکبر، یکم فروردین ۱۳۴۰ در روستای نعیمآباد از توابع شهرستان دامغان به دنیا آمد. دوران کودکی را در دامغان گذراند. سپس همراه مادر برای ادامه تحصیل به تهران رفت و پس از گذراندن دوران راهنمایی و دبیرستان موفق به گرفتن دیپلم شد.

مسیر ایمانی
بعد در رشته مهندسی راه و ساختمان مشغول تحصیل شد. دو سال در این رشته تحصیل کرده بود که جنگ تحمیلی علیه ایران آغاز شد. حالا دیگر زمان خدمت سربازیاش رسیده بود ولی چون تک پسر خانواده بود و سرپرست مادر، کفالت گرفت و از خدمت سربازی معاف گردید. دیگر فکر و ذکرش جبهه بود و جنگ. به همین منظور عضو جهاد شد و در سیستان و بلوچستان مشغول خدمت گردید.
پدر ازدواج مجدد کرده بود و محمداسماعیل و مادرش جدا زندگی میکردند. مجرد بود و درس خوان. مهربان و راستگو، پاک و باصفا، شاد و خندهرو، تمیز و با انضباط. با همه ارتباط خوبی داشت و اقوام و بستگان، همه از او راضی بودند. از کودکی در کلاس قرآن شرکت میکرد. مؤمن بود و در دفاع از دین حساسیت ویژهای داشت. با دوستانش به مباحثه احکام و مسائل دینی میپرداخت.
اهل مادیات و زرق و برق دنیا نبود. متواضع بود و مطیع حرف مادر و قدرشناس زحمتهایش. اوقات فراغت چندانی نداشت. تابستانها برای کمک به مادر در خانه کار میکرد. فقط برخی اوقات در زمین فوتبالی که روبروی محل کارش بود، فوتبال بازی میکرد.
نسبت به حقالناس حساسیت فوقالعادهای داشت. زمانی که با ماشین جهاد آمده بود دامغان، پول بنزین آن را که خودش میداد بماند، مبلغی را نیز برای استهلاک آن به جهاد پرداخت کرد و به این هم قانع نشد. وصیت کرد موتوری را که یادگارش بود، بفروشند و پولش را به جهاد بدهند تا مدیون بیتالمال نباشد.
سرانجام سی و یک تیرماه ۱۳۶۱ دلاورمردانه در عملیات رمضان شرکت کرد و براثر اصابت ترکش خمپاره به ناحیه سر به درجه رفیع شهادت نایل آمد و فقط یاد و خاطرهاش را برای مادر تنهایش که او را با هزار امید و آرزو و با تحمل زحمت و سختی بزرگ کرده بود به یادگار گذاشت. پیکر پاکش پس از انتقال به تهران و تشییع باشکوه در گلزار شهدای بهشت زهرا آرام گرفت. مادر نیز بعد از هشت ماه به او پیوست.
انتهای متن/