شفت؛ ایستگاه بیقراران
به گزارش نوید شاهد گیلان؛ عقربههای ساعت به وقت دلتنگی تنظیم شده بود؛ خیابانهای شفت که همیشه با عطر شالیزار و طراوت کوهپایه شناخته میشدند، امروز ردای سیاه بر تن کرده و آغوش خود را برای بدرقهای تاریخی گشودند. کاروان حامل یاد و خاطره «آقای شهید ایران»، در میان هقهق گریههای پیرانِ به زانو نشسته و شورِ جوانانِ قد علم کرده، از مسیر ارادت گذشت.
امروز در شفت، واژه «خادم» معنای عمیقتری یافت. مردمی که طعم خوش خدمتِ بیمنت را چشیده بودند، آمدند تا بگویند اگرچه پیکر شهید از میان ما میرود، اما مکتب «خدمت تا شهادت» در رگهای این دیار جاری است. حضور چشمگیر کشاورزان با دستهای پینهبسته و مادران شهدا با عکس فرزندانشان در دست، نشان داد که این شهید، نه متعلق به یک جناح، که فرزند تمام ایران و «آقایِ» دلهای بیقرار بود.
در هر گوشه از مسیر بدرقه، عهدنامههای نانوشتهای میان مردم و شهید والامقام امضا میشد. یکی با چشمان بارانی از استمرار راهش میگفت و دیگری با مشتهای گرهکرده، بر صیانت از میراثِ عزتمندی که او به یادگار گذاشت، تاکید میکرد. شفت امروز ثابت کرد که گیلان، نه تنها دیار سردار جنگل، بلکه مهد ایستادگی پای علمدارانی است که در راه وطن و رفاه مردم، خستگی را خسته کردند.
این مراسم نه یک پایان، بلکه آغازی دوباره برای تبیین راهی بود که با خونِ «آقای شهید» آبیاری شد. کاروانِ بدرقه گذشت، اما بوی اخلاص و عطر شهادت، تا سالها در کوچهپسکوچههای شفت باقی خواهد ماند تا یادآور این حقیقت باشد که: «هر که برای خدا کار کند، خدا او را پیش چشم مردم بزرگ خواهد کرد.»