معرفی کتاب/ «سیمرغ و ققنوس»
به گزارش نوید شاهد اردبیل، سیمرغ و ققنوس؛ مجموعه شعر ۱۱۰ شاعر استان اردبیل با موضوع وطن، شهادت امام خامنهای، شهدای مدرسه میناب، جنگ ۱۲ روزه و رمضان است که در چهلمین روز شهادت قائد انقلاب اسلامی امام خامنهای (رضوان الله علیه) اطلاع رسانی و به اهتمام سیدسعید اطهرنیاری تدوین و در تیراز ۱۰۰۰ جلد چاپ و منتشر شده است. این مجموعه نفیس، با حضور حجت الاسلام حریزاوی قائم مقام سازمان تبلیغات اسلامی کشور و نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل آیت الله دکتر سیدحسن عاملی در خرداد ماه ۱۴۰۵ در اردبیل رونمایی شده است.

قسمتی از متن مقدّمه کتاب و نمونهای از اشعار:.
...اما در خطاب به شاعران عزیز اردبیلی که با قریحه عالی خود، شعرهایی را سرودند و با همّتشان عصر شعرهایی با مناسب شهادت امام خامنهای عزیز، شهدای مدرسه میناب و شهدای اقتدار و رمضان در اردبیل برگزار شد و شبکههای اجتماعی در فضای مجازی پر بود از ابراز احساساتی که قابل تقدیر و تکریم است و همین امر ما را برآن داشت تا به فکر تدوین این مجموعه بیفتیم؛ از بیانات امام عزیزمان استفاده میکنم که فرمودند: باطن شاعر، در شعرِ شاعر اثر دارد؛ چون آنچه شما میگویید، از باطن شما میجوشد؛ هر چه باطن شما پاکیزهتر و زلالتر باشد، شعرتان پاکیزهتر و زلالتر خواهد شد. یعنی به این حتماً باید توجّه کرد؛ نمونههایش را ما دیدهایم، شعرائی که با روحیّات خاصّ خودشان شعر گفتهاند و شعرشان حاکی از آن روحیّات است. توصیهی من این است که بخصوص شعرای جوان، که طبعاً به خاطر ذوق و به خاطر احساسات لطیف و ... در معرض یک مسائلی قرار میگیرند، هر چه میتوانند بر تقوا و حفظ آن تشرّع و پایبندی به مبانی معرفتی، بیشتر تأمّل کنند؛ لذا شما در قرآن مشاهده میکنید که در آخر سورهی شعرا، در مورد شعرا [میفرماید]: اِلَّا الَّذینَ آمَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ ذَکَرُوا اللهَ کَثیرا» چرا «ذَکَرُوا اللهَ کَثیرا»؟ خب، همه باید ذکر کثیر بگویند؛ [امّا]اینکه شاعر را بالخصوص میگوید باید «ذَکَرُوا اللَهَ کَثیرا»، پیدا است که شاعر به این ذکرِ کثیر احتیاج دارد؛ یعنی بایستی ذکر کثیر گفته بشود.
تمام این رهنمودها در حوزههای مختلف، سالها جامعه اسلامی ما را به سمت روشنایی سوق خواهد داد و بیتردید، شهادت امین انقلاب اسلامی امام خامنهای (رضوان الله علیه) پایان راه نیست، بلکه آغاز فصل جدیدی در بیداری امّت اسلامی است. این خونهای پاک، اراده ملّتها را برای ایستادگی در برابر استکبار استوارتر خواهد ساخت.
اکنون وظیفهای سنگین بر دوش همه ماست، حفظ وحدت، تداوم مسیر انقلاب، تقویت جبهه مقاومت و قلم فرسایی در حوزههای ارزشی انقلاب اسلامی؛ اینجانب ضمن محکومیت این اقدام جنایتکارانه، با اندوهی عمیق، بر تداوم راه و آرمانهای امام شهیدمان تأکید نموده و با تجدید بیعت با رهبر معظم انقلاب حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای (مدظلهالعالی) اطمینان دارم که در سایه توکل الهی، این مسیر پرافتخار با صلابت ادامه خواهد یافت.../ سیدسعید اطهر نیاری- بهار ۱۴۰۵
به رازِ خونِ کبوتر، به آشیانه قسم/ به انفجار دبستان دخترانه قسم/ قسم به جُرأت فریاد در برابر هیس!/ قسم به گفتنِ الله با زبان سلیس/ قسم به قِدمت ایران و خاک پُرگُهرش/ خلیج فارسِ موّاج و پهنهی خزرش/ قسم به رستم و فرهنگ داستانیمان/ قسم به کورُوش و تاریخ باستانیمان/ قسم به متنِ اَوِستا و حکمتی که در اوست/ قسم به سورهی قرآن و آیتی که در اوست/ قسم به کوفتن دشمنان به گُرزِ گِران/ قسم به خون شهیدان جنگ چالدران/ قسم به فتحِ روایت، قسم به آوینی/ قسم به غیرتِ ملّی، به عزمِ آیینی/ که بر طریقِ شرف ایستادهایم هنوز/ وَ مرد کوه و بیابان و جادهایم هنوز/ شبیه آینه در چند جبهه مُنتشریم/ کمانِ آرشمان هست و پشتِ لانچریم/ به هیچ شعبدهای زَر نمیشود مِستان/ شکارِ پنجهی سیمرغِ ماست هِرمِستان/ شکستِ گاوچرانان از ایلِ پارس خوش است/ عقبنشینیِ ناو از خلیج فارس خوش است/ هلا که از سرتان تیر کم نخواهد شد/ صدای زوزهی آژیر کم نخواهد شد/ مدام لعنت و فریاد میفرستیمت/ قشونِ موشک و پهپاد میفرستیمت/ به خیره از صفِ آزادگان چه میطلبی؟/ شهید و اِبنِ شهیدیم؛ هان! چه میطلبی؟/ مَدارهای تو حیرانِ حرب و حربهی ماست/ که جایجای تلاویو زیر ضربهی ماست/ چنان به غیظ بکوبیم شهر حیفا را/ که بیدرنگ ببینید خاکِ صحرا را/ سِزا قبیلهیتان را زمین نداشتن است/ که بعد شخمزدن وقتِ یونجه کاشتن است/ به سوی ماست کنون چشمهایِ فردوسی/ به گوش میرسد آنک صدایِ فردوسی/ «بدون حرمتِ اینخاک، تن مباد مرا/ که جز ولایتِ ایران وطن مباد مرا»/ زمان آن شده از نو چکامه بنویسیم/ که جلد دیگری از شاهنامه بنویسیم/ تو ای هماره پریزاد و پاکزاد ایران!/ به رغم دشمن دیوانه زندهباد ایران!/ برای هدیه به خاکت به تن سری دارم/ هم از زبان و هم از مُشت خنجری دارم/ اگر فدای تو شد روح ناشکیبایم/ بگو که تیر بسازند از استخوانهایم/ تو از هزارهی قبل از مسیح، ایرانی/ که سرزمین دلیران و مهد شیرانی/ که ساکنان تو خورشیدگسترند هنوز/ و دشمنان تو یکمُشت بَربَرند هنوز/ حماسه میطلبد نغمهای نظامی را/ بیار سمفونیِ سرخِ انتظامی را/ که موشک از پی موشک به آسمان برویم/ فراتر از خود و آنسوتر از زمان برویم/ بهار میرسد از راه و ما مقدّمهایم/ یکیست مردم ایران و آن یکی همهایم/ کسی که پشت پدافندها نشسته منم/ کسی که معبر دژخیم را شکسته منم/ منم که دگمهی پرتاب را نواختهام/ منم که خاک تلاویو را گداختهام/ منم پرندهی جنگندههای ایرانی/ منم یکایک رزمندههای ایرانی/ معادلات بَد اندیش را به هم زدهایم/ ستیغ پهنهی تاریخ را عَلَم زدهایم/ شبیه خاک تو کاشانهای نشد ایران!/ بمان به خاطر فرزندهای خود ایران!/ بمان به فَرّ خداوند و جاودانه بمان/ به احترام دبستان دخترانه بمان(سعید مبشر)
انتهای پیام/