آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۵۳۸
۱۱:۲۳

۱۴۰۵/۰۴/۰۷

وقتی اسرا «کانال مرگ» را به توهین کردن رهبر ترجیح دادند

«پنجاه اسیر ایرانی در اردوگاه موصل عراق، نه با اسلحه، بلکه با اراده‌ای پولادین یک‌صدا ایستادند. وقتی بعثی‌ها آنان را میان «کانال مرگ» و توهین به حضرت امام(ره) قرار دادند، هر پنجاه نفر، پای پیاده به سوی شکنجه رفتند و لب به بی‌حرمتی نگشودند ...» آنچه می‌خوانید بخشی از خاطرات سید آزادگان «شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد» است که تقدیم حضورتان می‌شود.


وقتی اسرا «کانال مرگ» را به توهین کردن رهبر ترجیح دادند

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد، در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمد، پدرش سید عباس ابوترابی‌فرد نام داشت، دوران ابتدایی را در مدارس دولتی قم سپری کرد و سپس در نجف به تحصیل حوزوی پرداخت. وی در جنگ ایران و عراق کنار مهدی چمران حضور داشت و در نهایت به اسارت درآمد.

همچنین ایشان نقش عمده‌ای در اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق داشت، نماینده تهران در مجلس چهارم و پنجم و از اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود که به سبب تحمل اسارت در جریان جنگ ایران و عراق به سید آزادگان مشهور بود. سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد از آنجایی که جانباز ۷۰ درصد بود، دوازدهم خرداد سال ۱۳۷۹ در مسیر زیارت حرم علی‌بن موسی الرضا (ع) به همراه پدرش آیت‌اللَّه سیدعباس ابوترابی‌فرد بر اثر سانحه رانندگی به مقام شهادت نایل شد و پیکر هر دو در صحن آزادی حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شده است.

وقتی اسرا «کانال مرگ» را به توهین کردن رهبر ترجیح دادند

عصر سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۶۳ هجری شمسی سید علی اکبر ابوترابی همراه ۴۹ نفر از اسرا از «رمادیه ۷» به موصل یک، قدیم (موصل ۲) منتقل شد عراقی‌ها آنان در آسایشگاه ۱۳ که دو روز قبل آن را خالی کرده بودند جای دادند. ساعتی نگذشت که خبر این اتفاق در اردوگاه پیچید این دومین باری بود که ابوترابی را به موصل یک قدیم منتقل می‌کردند و اغلب اسرا با منش و تدابیر او آشنا بودند.

صبح روز بعد بعثی‌ها تازه متوجه شدند که دیشب ۵۰ نفر را چرا آرام به زندان فرستاده‌اند می‌بایست از آنها با شلاق و باتوم پذیرایی کرد لذا سوت (آمار) به صدا درآمد و همه آن جمع را به درون آسایشگاه‌ها فرستادند جایگاهی که محل شکنجه آنها بود وقتی که وارد آسایشگاه شدیم یک ستوانیار بعثی (ضابط احمد) به اتفاق تعدادی سرباز کابل به دست وارد شدند.

ستوان یار آدم بسیار پستی بود و معروف به «افسر والله العلی العظیم خمس خمس اعدام بود» این شعار همیشگی وی به حساب می‌آمد و می‌گفت پنج تا پنج تا شما را اعدام می‌کنم. درون آسایشگاه کانال بزرگی به نام کانال مرگ بود، آنجا محل شکنجه ما بود سربازان به دستور ستوان‌یار بعثی به ما گفتند باید به حضرت امام اهانت کنید. همین که این دستور به یکی از افراد ما داده می‌شود آن فرد با پای خودش به درون تونل بزرگ می‌رفت. این حرکت خود بیانگر این حقیقت بود که ما شکنجه را می‌پذیریم، اما اهانت به رهبرمان را هرگز قبول نخواهیم کرد.

خدا شاهد است که در آن روز یکی از این پنجاه نفر حتی یک بار التماس نکرد که‌ای دشمن مرا عفو کن حتی یک نفر رو نیاوردند که به طرف کانال ببرند خود فرد به درون تونل می‌رفت و شکنجه را می‌پذیرفت و لب باز نمی‌کرد همین که به فرد گفته می‌شد سبب الامام! او با پای خود به طرف کانال به راه می‌افتاد و این حرکت برای ما در آنجا قبل از تاثر، لذت داشت آن روز یک اسرا به سختی شلاق را نوش جان کردند، اما به رهبری و مقتدای خود توهین نکردند.

منبع: کتاب جاودانه‌ها (زندگینامه و خاطرات شهیدان: رجایی، بابایی، ابوترابی، لشگری و چگینی)


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه