آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۱۶۲
۲۱:۵۲

۱۴۰۵/۰۴/۰۱

«پد خندق»؛ جغرافیای بی‌قراری در دل هور / آنجا که ۱۶ ساعت، به وسعت ابدیت شد

پد خندق، سند شناسنامه و هویت حماسی کهگیلویه و بویراحمد است. مردان دنا در مجنون نشان دادند که وقتی پای مام میهن و ولایت در میان باشد، مرز میان مرگ و زندگی، به باریکی یک شلیک تغییر می‌کند.


به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد،چهارم تیرماه ۱۳۶۷، نه یک روز معمولی در تقویم جنگ، که روز تجلی اراده‌ی مطلق ایمان بر ماشین جنگی شرق و غرب بود. پد خندق، جاده‌ای باریک و تف‌دیده در میانه آب‌های جزیره مجنون، در آن روز داغ، میزبان نبردی شد که تمام محاسبات دکترین‌های نظامی جهان را به لرزه درآورد. دشمن با لشکر‌های زرهی، پشتیبانی بی‌امان هوایی و گلوله‌باران شیمیایی آمده بود تا جبهه را بشکند، اما با صخره‌ای سخت برخورد کرد؛ صخره‌ای متصل به دنا، متشکل از غیرت محض جوانان ایل کهگیلویه و بویراحمد در تیپ همیشه پیروز ۴۸ فتح.
وتاریخ، گاهی در یک نقطه جغرافیایی متراکم می‌شود. گاهی تمام باورها، آرمان‌ها و هویت یک ملت در یک «پد»، یک خاکریز باریک و در چند متر زمین سوخته خلاصه می‌شود. «پد خندق» برای ما، برای کهگیلویه و بویراحمد، فقط یک نام در نقشه عملیاتی جنگ نیست؛ یک جغرافیا نیست. پد خندق، مختصات «ایستادگی» است؛ نقطه‌ای که در آن، زمان برای ۱۶ ساعت از حرکت ایستاد تا مردانی از تبار دنا، با دست‌های خالی، تاریخ را در دل نیزار‌ها ورق بزنند.
وقتی از «پد خندق» می‌نویسیم، در واقع داریم از شکوه «بودن» در لحظه‌ی «نبودن» حرف می‌زنیم. در چهارم تیرماه ۶۷، وقتی دشمن با تمام توان زرهی و آتش سنگینش سد راه فرزندان این استان شد، رزمندگان تیپ ۴۸ فتح نه فقط برای دفاع از یک خاکریز، که برای دفاع از «عزت یک سرزمین» سینه‌سپر کردند. آن ۱۶ ساعت، تبلور تمام آن چیزی است که ما امروز «غیرت ایرانی» می‌نامیم؛ نبردی که در آن، هر نفس رزمنده، بوی شهادت می‌داد و هر گلوله‌ی باقی‌مانده، امیدی برای حفظ آرمان بود.
سخن گفتن از پد خندق، سخن گفتن از سکوت نیزار‌ها نیست؛ سخن گفتن از فریادی است که هنوز هم در رگ‌های این دیار جاری است. این یادواره، فراخوانی است برای بازگشت به خویشتن؛ برای اینکه بدانیم اگر امروز نامی از ما در جهان می‌درخشد، به خاطر آن ۱۶ ساعت سرنوشت‌ساز در کناره‌ی هور مجنون است.

بگذارید صریح باشیم؛ ما وارثان آن ۱۶ ساعت سرنوشت‌سازیم. پد خندق تمام نشده است؛ پد خندق، هر روز در قلب ما تکرار می‌شود، هرگاه که در برابر سختی‌ها زانو نمی‌زنیم. سه‌شنبه که دور هم جمع می‌شویم، فقط یاد شهدا را گرامی نمی‌داریم؛ ما در حال «بیعت دوباره» با همان غیرتی هستیم که در تیرماه ۶۷، دنیا را در برابر اراده‌ی جوانان ما به زانو درآورد. یادشان در سکوت هور، همیشه فریاد خواهد بود.

ما چرا یادواره می‌گیریم؟ چرا هرسال باید به سمت آن ۱۶ ساعت آتش و خون برگردیم؟ آیا صرفاً برای ادای دین است؟ خیر. ما به یادواره‌ی شهدای پد خندق نیاز داریم، نه برای اینکه آنها یادشان زنده بماند (که آنها زنده و عند ربهم یرزقون‌اند)، بلکه برای اینکه «خودمان» گم نشویم. در هیاهوی روزمرگی‌ها و غبار‌های فراموشی، ما به تماشای صلابت آن ۱۶ ساعت نیاز داریم تا یادمان بیاید که این صندلی‌ها، این امنیت و این آرامش، به چه بهای گزافی به دست آمده است.

وقتی از «پد خندق» می‌نویسیم، در واقع داریم از شکوه «بودن» در لحظه‌ی «نبودن» حرف می‌زنیم. در چهارم تیرماه ۶۷، وقتی دشمن با تمام توان زرهی و آتش سنگینش سد راه فرزندان این استان شد، رزمندگان تیپ ۴۸ فتح نه فقط برای دفاع از یک خاکریز، که برای دفاع از «عزت یک سرزمین» سینه‌سپر کردند. آن ۱۶ ساعت، تبلور تمام آن چیزی است که ما امروز «غیرت ایرانی» می‌نامیم؛ نبردی که در آن، هر نفس رزمنده، بوی شهادت می‌داد و هر گلوله‌ی باقی‌مانده، امیدی برای حفظ آرمان بود.
 پد خندق باید در ادبیات پایداری کشور، به عنوان نماد «ایستادگی تا آخرین گلوله» تدریس شود. این واقعه نه یک شکست، که بزرگ‌ترین پیروزی اخلاقی و رزمی ما در روز‌های پایانی جنگ بود؛ جایی که دشمن بعثی با همه دندان‌های مسلحش، در برابر اراده‌ی لایزل چند ده رزمنده‌ی تشنه لرزید و زمین‌گیر شد.

پد خندق، سند شناسنامه و هویت حماسی کهگیلویه و بویراحمد است. مردان دنا در مجنون نشان دادند که وقتی پای مام میهن و ولایت در میان باشد، مرز میان مرگ و زندگی، به باریکی یک شلیک تغییر می‌کند. یادواره دوم تیرماه، تجدید عهد با همان تفنگ‌های بی‌مهماتی است که با غرور شلیک شدند. پد خندق زنده است، چون غیرت ایل زنده است؛ و تا دنا برافراشته است، نام شهیدان این حماسه بر تارک جهان خواهد درخشید.
نویسنده:سید علی مختارنیا
انتهای پیام

منبع: نویدشاهد

گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه