مادری که ۳۷ سال برای پسرش «نفس زد» و سرانجام در راه قرآن آسمانی شد
به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید فرخنده حصیری در نوزدهم فروردین سال ۱۳۴۱ در شهر کرج، در خانوادهای مذهبی و سادهزیست دیده به جهان گشود. دوران کودکی و نوجوانی او در فضایی سرشار از محبت خانوادگی، ایمان و پایبندی به ارزشهای دینی سپری شد. از همان سالهای ابتدایی زندگی، روحیه مهربان، صبور و مسئولیتپذیر او برای اطرافیان آشکار بود. خانوادهاش از همان ابتدا او را دختری آرام، مؤمن و علاقهمند به معنویت میشناختند؛ دختری که در کنار سادگی و تواضع، قلبی سرشار از محبت نسبت به دیگران داشت.
فرخنده دوران تحصیل خود را در شهر کرج گذراند و موفق شد مدرک دیپلم را دریافت کند. در همان سالها نیز علاقهمندی او به مسائل دینی و فرهنگی شکل جدیتری به خود گرفت. حضور در محافل مذهبی، جلسات قرائت قرآن و برنامههای فرهنگی از جمله فعالیتهایی بود که بخش مهمی از زندگی او را تشکیل میداد. او معتقد بود که انسان باید در کنار زندگی روزمره، پیوند خود با خداوند و معارف دینی را حفظ کند و همین باور باعث شد تا از همان جوانی، حضور در کلاسها و جلسات قرآنی را به یکی از برنامههای ثابت زندگی خود تبدیل کند.
پس از ازدواج، زندگی تازهای برای او آغاز شد. او از شهر کرج به شهرری مهاجرت کرد و در کنار همسر خود زندگی مشترکش را پایهگذاری کرد. اگرچه خانهدار بود، اما نقش او در خانواده بسیار فراتر از یک مسئولیت معمولی بود. فرخنده حصیری مادری مهربان، دلسوز و فداکار بود که همه توان و انرژی خود را برای آرامش و سعادت خانواده به کار میگرفت. خانه او محیطی سرشار از محبت، ایمان و آرامش بود و فرزندانش در چنین فضایی رشد یافتند.
یکی از مهمترین جلوههای شخصیت او، روحیه فداکاری و ازخودگذشتگی در قبال خانواده بود. پسر بزرگ او دچار معلولیت بود و همین مسئله مسئولیتی سنگین را بر دوش مادر قرار میداد. با این حال، او هرگز از این مسئولیت خسته نشد و با عشق و صبر مثالزدنی، ۳۷ سال از فرزند معلول خود پرستاری کرد. این سالها برای او نه یک بار سنگین، بلکه فرصتی برای خدمت و محبت بود. خودش میگفت: «۳۷ سال برای محمد نفس زدم.» این جمله کوتاه، عمق عشق مادری و روحیه ایثارگرانه او را به خوبی نشان میدهد.
پرستاری طولانیمدت از فرزندی معلول، نیازمند صبر، تحمل و روحیهای بسیار قوی است؛ اما شهید حصیری این مسیر دشوار را با لبخند طی میکرد. اطرافیانش همواره از چهره خندان و روحیه امیدوار او یاد میکنند. او با وجود سختیهای فراوان، هیچگاه شکایتی از زندگی نداشت و همواره سعی میکرد فضای خانه را با امید، آرامش و محبت همراه کند.
پایبندی به عبادت و انجام واجبات دینی نیز بخش جداییناپذیر زندگی او بود. او همواره نسبت به انجام نماز و روزه بسیار مقید بود و به گفته نزدیکانش، هیچ نماز و روزه قضایی نداشت. علاوه بر انجام واجبات، در بسیاری از روزهای سال نیز روزه مستحبی میگرفت و تلاش میکرد زندگی خود را بر پایه معنویت و تقوا بنا کند. شرکت در جلسات و کلاسهای قرآن نیز از برنامههای همیشگی او بود. این جلسات برای او تنها یک فعالیت مذهبی نبود، بلکه فرصتی برای تقویت ایمان و ارتباط با خداوند محسوب میشد.
شهید فرخنده حصیری در کنار ایمان و معنویت، روحیهای بخشنده و بیاعتنا به مال دنیا داشت. سادهزیستی یکی از ویژگیهای برجسته او بود و همواره تلاش میکرد به دیگران کمک کند. برای او ارزشهای انسانی و معنوی اهمیت بیشتری از داراییهای مادی داشت. این روحیه باعث شده بود که بسیاری از اطرافیانش او را الگویی از قناعت، مهربانی و بخشندگی بدانند.
یکی دیگر از ویژگیهای بارز او، عشق عمیق به اهلبیت علیهمالسلام و پایبندی به ارزشهای انقلاب اسلامی بود. زمانی که خبر شهادت رهبر به گوش او رسید، بسیار بیتاب شد و این حادثه او را عمیقاً متأثر کرد. این واکنش نشاندهنده میزان علاقه و ارادت او به ارزشها و آرمانهایی بود که همواره به آنها باور داشت.
با وجود سالها زندگی در شهرری، پیوند عاطفی او با زادگاهش کرج همچنان پابرجا بود. فرزندانش نقل میکنند که گاهی از او میپرسیدند چرا نماز خود را هم در تهران و هم در کرج کامل میخواند. او در پاسخ میگفت: «پسرم، من روزی به کرج بازخواهم گشت.» این جمله بعدها معنای عمیقتری پیدا کرد؛ چرا که پس از شهادتش، پیکر مطهر او به زادگاهش بازگردانده شد.
سرانجام روزی فرا رسید که این بانوی مؤمن و فداکار به آرزوی دیرینه خود یعنی شهادت نائل شد. در روز حادثه، طبق روال همیشگی برای شرکت در کلاس قرآن از خانه خارج شد. آن روز نیز مانند بسیاری از روزهای دیگر، با نیت یادگیری و انس بیشتر با کلام الهی راهی جلسه قرآن شده بود؛ جلسهای که در نزدیکی ساختمان کلانتری شهرری برگزار میشد.
در همان زمان، اصابت موشک به ساختمان کلانتری شهرری باعث تخریب شدید ساختمانهای اطراف شد. ساختمان محل برگزاری کلاس قرآن نیز بر اثر این انفجار آسیب دید و فرو ریخت. در میان این حادثه ناگهانی، شهید فرخنده حصیری بر اثر شدت انفجار به گوشهای پرتاب شد و همزمان زیر آوار باقی ماند. این حادثه تلخ سرانجام به شهادت این بانوی مؤمن انجامید و روح او به آسمان پر کشید.
خبر شهادت او برای خانواده، دوستان و آشنایان بسیار دردناک بود؛ اما در کنار این اندوه، نوعی احساس افتخار نیز وجود داشت. او سالها با ایمان، صبر و فداکاری زندگی کرده بود و سرانجام نیز در مسیری معنوی و در حالی که برای حضور در جلسه قرآن رفته بود، به شهادت رسید.
پس از شهادت، طبق وصیت و خواستهای که پیشتر بیان کرده بود، پیکر مطهرش از تهران به کرج منتقل شد. خانوادهاش که سخنان او درباره بازگشت به کرج را به یاد داشتند، تصمیم گرفتند او را در زادگاهش به خاک بسپارند. در نهایت، پیکر این بانوی شهیده در جوار امامزاده محمد کرج آرام گرفت؛ جایی که اکنون محل زیارت و یادبود زندگی سراسر ایمان و ایثار اوست.
زندگی شهید فرخنده حصیری نمونهای روشن از ایمان، صبر و فداکاری در زندگی یک زن مسلمان ایرانی است. او نه در میدان جنگ، بلکه در میدان زندگی روزمره با صبر، محبت و خدمت به خانواده و جامعه، الگویی ماندگار از ایثار و انسانیت به جا گذاشت. سالها پرستاری از فرزند معلول، حضور مستمر در فعالیتهای مذهبی، پایبندی به عبادت و روحیه بخشندگی، همگی نشاندهنده شخصیت والای اوست.
بیتردید یاد و نام چنین انسانهایی برای همیشه در حافظه جامعه باقی خواهد ماند. شهید فرخنده حصیری با زندگی ساده اما سرشار از معنویت خود نشان داد که راه ایثار و بندگی خدا تنها در میدانهای نبرد خلاصه نمیشود، بلکه در صبر مادرانه، در خدمت به خانواده و در انس با قرآن نیز میتوان به بلندترین قلههای معنوی دست یافت.
امروز نام این بانوی شهیده، یادآور مادری است که با عشق زندگی کرد، با صبر سختیها را تحمل کرد و سرانجام در مسیر ایمان و قرآن به دیدار معبود شتافت.
انتهای پیام/