آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۰۷۳
۰۹:۳۹

۱۴۰۵/۰۳/۳۱

گلبرگ‌های عاقبت‌بخیر

یکی از علاقه مندان به شهدا از خاطرات خود بر سر مزار شهدا چنین می گوید: قبل از اینکه لب باز کنم و از امروز بگویم، چشمم می‌خورد به گلبرگ‌های رُز دور عکسش.  یادِ یکی دو ساعت پیش می‌افتم که رفته بودیم منزل شهید تقی حاتمی.  توی حیاطِ خانه، بوته‌ گلی که تا روی دیوار حیاط، بالا رفته بود توجهم را جلب کرد.


 

 

 

به گزارش نوید شاهد زنجان، زینب قهرمانی یکی از نویسندگان و علاقه مندان به شهدا از خاطرات خود چنین می گوید:

 

کنار مزار می‌نشینم

- سلام حاج تقی.

قبل از اینکه لب باز کنم و از امروز بگویم، چشمم می‌خورد به گلبرگ‌های رُز دور عکسش.

یادِ یکی دو ساعت پیش می‌افتم که رفته بودیم منزل شهید تقی حاتمی.

 

توی حیاطِ خانه، بوته‌ گلی که تا روی دیوار حیاط، بالا رفته بود توجهم را جلب کرد

 

با ذوق گفتم: چقد این گل‌های رُز خوشگلن.

 

همسر حاج تقی لبخندی زد و گفت:

این بوته‌ قبلا کوچیک بود. تقی می‌گفت برای تو کاشتمش. هیچوقت انقدر زیاد گل نداده بود.

ولی امسال انقدر گل داده که هر شب از همین رُزهای سرخ می‌چینم و می‌برم سر مزارش.

 

فکر کردم که حتما خیلی همسرش را دوست داشته که برایش یک بوته پر از رُز سرخ توی حیاط کاشته.

 

مشتی از گل‌ها برمی‌دارم و بو می‌کنم.

چقدر بوی خوبی دارد.

 

ته دلم می‌گویم

یعنی وقتی بوته رو آب می‌دادین فکرشو می‌کردین که یه روز گلبرگاش مزارتون رو تزئین کنه؟!

 

نگاهی به عکس حاج تقی می‌اندازم که لبخند پررنگی روی لب‌هایش نشسته.

- یه مشت از این گل‌برگا به هوادارت نمیرسه حاج تقی؟!

گلبرگ‌ها را آرام می‌ریزم لای دستمال کاغذی.

فکر می‌کنم گل‌‌ها هم می‌توانند عاقبت بخیر شوند.

 

مثلا همین‌‌هایی که به دست شهید توی خانه‌اش رشد کرده‌اند یا این چندتایی که رفیقِ روی مزار شهید شده‌اند.

 


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه