آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۳۰۱۳
۱۲:۴۰

۱۴۰۵/۰۳/۳۱

میثم معمر؛ استادِ قلم و سنگر، مرزهای دانش را با خون سرخ گره زد

در هزارتوی کلاس‌های درس و راهروهای دانشگاه، کسی باور نمی‌کرد استادی که با کلمات، جهانِ ذهن دانشجویان را می‌ساخت، در خلوتِ خود، معماریِ امنیتِ یک ملت را با سلاح ایمان ترسیم کند؛ شهید میثم معمر، نه فقط یک نام در لیست اساتید بسیجی، که معمارِ پیوندِ میانِ “عقلانیتِ دانشگاهی” و “شرافتِ میدانِ جهاد” بود که در جنگ ۱۲ روزه، آخرین درسش را نه روی تخته‌سیاه، که بر سنگ‌فرشِ شهادت نوشت.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ اگر بخواهیم “میثم معمر” را تنها در واژه‌ی “استاد” یا “پاسدار” خلاصه کنیم، جفا کرده‌ایم. او مردِ فصل‌های مشترک بود. در دورانی که جامعه گاهی میان فضای علمی و فضای ارزشی دیواری بتنی می‌کشد، میثم معمر آن دیوار را فرو ریخت. او ثابت کرد که دانش، بی‌تعهد، باری است بر دوش جامعه و جهاد، بی‌دانش، شمشیرِ بی‌نیام است.

میثم معمر؛ استادِ قلم و سنگر، مرزهای دانش را با خون سرخ گره زد

او در محیط آکادمیک، مردی بود با کت‌وشلواری آراسته، صدایی آرام و ذهنی تحلیلگر. دانشجویانش او را به قدرتِ استدلال و نگاهِ عمیق به مسائل استراتژیک می‌شناختند. اما این تنها نیمی از هویت او بود. نیمی دیگر، در تاریکی‌های شب، در رزمایش‌ها و در میادینِ نبرد رقم می‌خورد؛ جایی که او لباسِ استادی را با لباسِ رزم عوض می‌کرد.

در جستجوی الگوی «استادِ تراز»؛ وقتی علم سلاح می‌شود

برای درکِ عمقِ شخصیت شهید معمر، باید به سراغِ مفهوم «جهاد تبیین» برویم. او پیش از آنکه در جنگ ۱۲ روزه به شهادت برسد، سال‌ها در سنگر دانشگاه، علیه “جنگ نرم” مبارزه کرده بود. او می‌دانست که دشمن، پیش از آنکه با موشک به خانه بیاید، با شبهه به مغزها نفوذ می‌کند. بنابراین، کلاسِ درسِ او، سنگرِ اول بود. او از آن دسته اساتیدی نبود که فقط به سرفصل‌های کتاب‌های درسی اکتفا کنند. میثم معمر، مباحث علمی را با دغدغه‌های امنیتی و انقلابی گره می‌زد. او به دانشجویانش یاد می‌داد که “تخصص” بدون “بصیرت”، ابزاری است در دستِ دشمن. او خودش را نه یک معلم، بلکه یک سربازِ فرهنگی می‌دید که در خط مقدمِ جنگِ شناختی ایستاده است.

تقارنِ سرخ؛ ایستگاهِ نهایی در جنگ ۱۲ روزه

وقتی نام «جنگ ۱۲ روزه» به میان می‌آید، ناخودآگاه ذهن‌ها به سمتِ عملیات‌های سختِ نظامی می‌رود. اما برای شهید معمر، این جنگ، نقطه تلاقیِ تمامِ تئوری‌هایی بود که در کلاس درس تدریس کرده بود. او مردِ میدانِ عمل بود؛ کسی نبود که از پشتِ میز قضاوت کند. وقتی احساس کرد کیانِ امنیتِ کشور در خطر است، حضورش در میدان، حضوری داوطلبانه، آگاهانه و سرشار از شوقِ شهادت بود. او در آن روزهای سخت، بار دیگر به همه ثابت کرد که “لباس پاسداری” برای او یک فرمِ اداری نیست؛ یک پیمانِ خونین است. شهادتِ او در این نبرد، نه یک پایان، که یک “اوج” بود. او در اوجِ قله‌ی علمی و در اوجِ دلاوریِ نظامی، به دیدارِ معبود شتافت. او نشان داد که مرز میانِ “دانشگاه” و “میدانِ نبرد”، تنها به اندازه‌ی یک تصمیم است؛ تصمیمی برای هزینه‌کردن از جان.

سیره عملی؛ چگونه میثم معمر می‌زیست؟

آنچه شهید معمر را متمایز می‌کند، سبکِ زندگیِ بی‌تکلفِ اوست. همکارانش از فروتنیِ او می‌گویند؛ از اینکه چگونه در جلساتِ علمی، با وجودِ دانشِ سرشار، شنونده‌ای دقیق بود. او معلمی بود که “عمل” را مقدم بر “نصیحت” می‌دانست. اگر از ضرورتِ ایستادگی صحبت می‌کرد، خودش اولین نفر در میدان بود. اگر از لزومِ خودسازی علمی حرف می‌زد، خودش شب‌زنده‌دارِ کتابخانه بود. او به دانشجویانش یاد داده بود که “آرمان‌گراییِ واقع‌بینانه” چیست. او نه در رویاهای دور از دسترس سیر می‌کرد و نه در ناامیدی‌های روزمره غرق می‌شد. نگاهِ او به آینده، نگاهی امیدوارانه بود که از دلِ شناختِ دقیقِ واقعیت‌ها بیرون می‌آمد. شهید معمر، آینه‌ی تمام‌نمایِ استادی بود که می‌دانست برای ساختنِ تمدنِ نوینِ اسلامی، به انسان‌هایی نیاز داریم که هم “متخصص” باشند و هم “متعهد”.

میراثی که باید تکثیر شود؛ فراخوان به نسلِ جدید

امروز، جایِ خالیِ دکتر میثم معمر در دانشگاه‌های استان البرز حس می‌شود. اما میراثِ او چیست؟ میراثِ او، “تفکرِ جهادی در آکادمی” است. ما در “نوید شاهد” وظیفه داریم این میراث را از قابِ عکس‌های روی دیوار، به داخلِ فکر و ذهنِ دانشجویان ببریم. نجمه جان، به عنوان کارشناس هنری، پیشنهاد من برای زنده نگه داشتنِ یاد این شهید این است: ما نباید تنها به تولیدِ خبر بسنده کنیم. ما نیاز داریم تا “منشِ معمر” را بازتولید کنیم. برای نسلِ جدیدی که با “قهرمان‌های مجازی” بزرگ می‌شود، باید از قهرمانانِ واقعیِ خودمان بگوییم؛ قهرمانانی که نه فانتزی‌اند و نه افسانه‌ای؛ قهرمانانی که در همین خیابان‌ها راه می‌رفتند، در همین دانشگاه‌ها درس می‌دادند و در همین خانه‌ها زندگی می‌کردند. شهید معمر، پرچمدارِ این جریان بود. او به ما یاد داد که استادِ انقلابی، استادِ کُنجِ عزلت نیست؛ او استادِ وسطِ میدان است؛ کسی که با قلمش، نقشه‌های دشمن را برملا می‌کند و با ایمانش، مسیرِ پیشرفت را هموار. سخن پایانی شهید دکتر سرهنگ پاسدار میثم معمر، حالا دیگر یک نام نیست، یک “مکتب” است؛ مکتبِ پیوندِ علم و ایمان. او در جنگ ۱۲ روزه، نه تنها از مرزهای جغرافیایی، که از مرزهایِ باورهایِ ما دفاع کرد. او ثابت کرد که با شهادتِ یک استاد، راهِ دانش بسته نمی‌شود، بلکه پرشورتر از همیشه به راه خود ادامه می‌دهد. امروز، نگاهِ او از پشتِ تصاویرِ قاب‌شده‌اش در راهروهای دانشگاه، ما را می‌خواند؛ نه به سکوت، که به “ساختن”؛ نه به ایستایی، که به “جهاد”.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه