پروازِ عقابِ شناسایی در سایهیِ گمنامی؛ شهید «فریدون ذوالفقاری» به روایت مادر
شهید «فریدون ذوالفقاری»، اسطورهیِ بیتکرارِ شناساییِ نیروی هوایی ارتش، خلبانی بود که با نبوغِ ذاتیاش میتوانست در آرامشِ دانشگاههای معتبر اروپایی آیندهاش را بسازد، اما آسمانِ ایران را برگزید. او برای سالها نه تنها در میدان جنگ، که در خانه نیز مأموریتهای صفشکنانه خود را از خانواده پنهان کرد تا مبادا دلی بلرزد. در ادامه، روایتی تکاندهنده از فداکاریهای این قهرمان ملی را از زبان مادرش میخوانید.

به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «فریدون ذوالفقاری»، خلبانی با دانشِ جهانی و روحیهای ایمانی بود. او که تحصیلات آکادمیک خود را در معتبرترین دانشگاههای شهر وین به پایان رسانده بود، در شرایطی که میتوانست در رفاهِ کامل به زندگی ادامه دهد، عشق به وطن را بر همه چیز مقدم شمرد. وی پس از بازگشت به ایران، با نبوغی که داشت، در زمره نخبگان نیروی هوایی قرار گرفت و به عنوان خلبان گردان شناسایی، نقش «چشم بیدارِ» ارتش را در عملیاتهای حساس ایفا کرد. مأموریتهای او در عمق خاک دشمن، زیر بارانِ پدافندهای سنگین عراقی، بارها معادلات نبرد را به نفع رزمندگان اسلام تغییر داد.
روایت مادر؛ وقتی «عکاسی» پوششی برای نبرد بود
مادر شهید ذوالفقاری، با مرور خاطرات سالهای دور، از رازی میگوید که شش سال تمام، داغِ دلش را با آن تسکین میداد، بیخبر از آنکه فرزندش در خط مقدمِ خطر بوده است:
ما خانواده ثروتمندی بودیم؛ بهترین امکانات و بهترین اساتید را برای فریدون فراهم کردیم. او در دبیرستان البرز بود و بعد برای مهندسی به وین رفت. ترم آخر دانشگاه بود که ناگهان تماس گرفت و گفت قصد دارد وارد نیروی هوایی شود. هرچه اصرار کردیم، نشد. وقتی وارد گردان شناسایی شد، به من گفت: «کار ما هیچ خطری ندارد؛ فقط عکسبرداری میکنیم و سلاحی هم حمل نمیکنیم.
شش سال بیخبری از حقیقتِ پرواز
در تمام سالهای جنگ، هرگاه میپرسیدم، میگفت جنگ خیلی راحت است و بقیه به جای من میجنگند. من هم با خیال راحت باور میکردم. تا اینکه خرداد سال ۱۳۶۵، وحشتناکترین خبر زندگیام را دادند. فریدون شهید شد! برایم غیرقابلباور بود؛ او که میگفت کارش فقط عکاسی است، چطور در جزیره مجنون شهید شد؟
وقتی پیکرِ شهید را آوردند، از همرزمانش پرسیدم: او که نمیجنگید، چرا شهید شد؟
همرزمانش با تعجب پرسیدند چه کسی به شما گفته او نمیجنگید؟ فریدون صفشکنِ گردان شناسایی بود. او پروازهایی انجام میداد که نامِ ماموریتش لرزه بر اندام دلیرترین خلبانان میانداخت. او بارها به عمق استراتژیکترین و تحت حفاظتترین مناطق عراق نفوذ کرد.
مادر شهید ذوالفقاری امروز، پس از گذشت سالها از عروج فرزندش، با افتخار از او یاد میکند: او نامش فریدون بود و درست مانند نامش، منجیِ ایران شد. من ساعتها با عکس او صحبت میکنم و به فرزندی میبالم که تا لحظه شهادت، حتی ذرهای از خطرِ مأموریتهایش را به زبان نیاورد تا خانوادهاش در آرامش بمانند.

منبع: وبسایت گنج جنگ