آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۸۷۵
۱۱:۱۲

۱۴۰۵/۰۳/۳۰
گزارش میدانی از حال‌وهوای معنوی همایش شیرخوارگان حسینی در تبریز/

گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در صحن سیدحمزه (ع)؛ اینجا لالایی‌ها بیدار می‌کنند!

عقربه‌های ساعت هنوز به هشت صبح نرسیده‌اند، اما خیابان‌های منتهی به محله سرخاب و صحن و سرای امامزاده سید حمزه (ع) تبریز، حکایت از یک واقعه عظیم دارد. اولین جمعه از ماه محرم، روزی که به نام کوچک‌ترین سردار دشت کربلا گره خورده است، تبریز را تمام‌قد به احترام حضرت باب‌الحوائج، علی‌اصغر (ع) ایستاند. اینجا لالایی مادران، نه برای خواباندن کودکان، که برای بیدار کردن وجدان‌های خفته و تمدید یک میثاق نسل‌به‌نسل است.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، هوای خنک خردادماه تبریز با حرارتی از جنس عشق و ارادت درهم آمیخته است. سیل جمعیت، پیاده و سواره، به سمت صحن امامزاده روانه است. از پیرغلامانی که عصازنان مسیر را طی می‌کنند تا مادرانی که با چادر مشکی و نوزادانی سبزپوش در آغوش، قدم تند کرده‌اند تا از خیل عظیم عاشقان جا نمانند.

گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در صحن سیدحمزه (ع)؛ اینجا لالایی‌ها بیدار می‌کنند!

وارد حیاط امامزاده که می‌شوم، واژه «غلغله» برای توصیف آنچه می‌بینم، بسیار ناچیز است. جای سوزن انداختن نیست. قهرمانان اصلی این میدان، نه بزرگسالان، که طفلان و شیرخوارگانی هستند که با لباس‌های سبز و سفید و سربندهای «یا حسین (ع)»، «یا علی اصغر (ع)» و «یا صاحب الزمان (عج)» در آغوش مادرانشان آرام گرفته‌اند.

فضای امامزاده که همیشه آکنده از عطر صلوات و دعا است، این بار با شعاع‌های آفتابی که از میان شیشه‌های رنگی بر صورت‌های معصوم نوزادان می‌تابد، به صحنه‌ای از حماسه و اشک بدل شده است.

لالایی‌های اصیل آذری؛ روضه‌های بی‌کلام

صدای مداح که بلند می‌شود، دیگر کسی جلودار بغض‌های فروخورده نیست. نوای حزن‌انگیز و اصیل آذری در فضا می‌پیچد و مادران تبریزی، گویی گهواره علی‌اصغر (ع) را در خیال خود تکان می‌دهند:

«لای‌لای بالام لای‌لای، کربلا قربانی لای‌لای…

علی‌اصغر تک یات، قلبیمین درمانی لای‌لای…»

این نغمه‌ها فقط یک مرثیه نیست؛ لالایی مشترک تمام مادرانی است که امروز به یاد رباب (س) آمده‌اند. مادری طفل شش‌ماهه‌اش را روی دست بلند کرده و اشک پهنای صورتش را پوشانده است. طفل با تعجب به صورت خیس مادر نگاه می‌کند و دستان کوچکش را به سمت مقنعه او می‌برد؛ اینجا هر گوشه، یک روضه مجسم است.

روایت مادران؛ از نذر هشت‌ساله تا امید به شفا

برای درک بهتر این اقیانوس احساس، به میان جمعیت می‌روم. در گوشه‌ای از رواق، «زهرا» نوزادی کوچک را در آغوش فشرده و بی‌صدا اشک می‌ریزد. او می‌گوید: «هشت سال تمام آرزوی داشتن فرزند را داشتم و ناامید شده بودم. سال گذشته همین‌جا روبه‌روی گنبد گفتم یا حضرت علی‌اصغر، دست‌هایت کوچک است اما گره‌های بزرگ را باز می‌کنی. نذر کردم اگر فرزندی به من عطا کنی، تا هفت سالگی لباس سقایی تنش کنم. وقتی به یاد دل رباب می‌افتم که با دست‌های خالی به خیمه برگشت، جگرم آتش می‌گیرد…»

«زهرا سرافرازی»، مادر دیگری است که دلیل حضورش را ادای دین به شهدای عاشورا می‌داند و می‌گوید: «آمده‌ام تا فرزندم از همین سنین پایین با اهل‌بیت (ع) مأنوس شود. این کوچک‌ترین کاری است که ما مادران می‌توانیم انجام دهیم.»

در میان جمعیت، «مینا احمدی»، مادری از شهرستان اهر نیز دیده می‌شود که برای درمان بیماری فرزندش به تبریز آمده است: «امروز آمدم تا شفای فرزندم را از شش‌ماهه کربلا بگیرم. ما همیشه خودمان را مدیون این خاندان می‌دانیم.»

کمی آن‌طرف‌تر، «خدیجه»، زنی میانسال با چهره‌ای آفتاب‌سوخته، نوه‌اش را در آغوش دارد و با لهجه شیرین آذری می‌گوید: «قادان آلیم! ما نسل‌درنسل بچه‌هایمان را با تربت کربلا و اشک بر اهل‌بیت بزرگ کرده‌ایم. امروز آمده‌ایم بگوییم یا امام زمان (عج)، اگر در کربلا نبودیم، امروز این بچه‌ها را آورده‌ایم تا سربازان تو باشند.»

تربیت حسینی؛ خشتی که از گهواره گذاشته می‌شود

بخش مهمی از این مراسم، تبیین راهکارهای تربیتی در مکتب اهل‌بیت (ع) بود. حجت‌الاسلام ملکی در جمع مادران با تأکید بر اینکه تربیت یک «پروژه کوتاه‌مدت» نیست، گفت: «اولین خشت‌های بنای شخصیت فرزند، رزق حلال و پاکی نیت والدین است.»

وی با اشاره به اهمیت نام‌گذاری فرزندان افزود: «انتخاب نام‌های ائمه اطهار (ع) یک پیوند هویتی است که در آینده چون قطب‌نمایی در مسیر زندگی کودک عمل می‌کند. کودکان بیش از آنکه سخنان ما را بشنوند، رفتارهایمان را تقلید می‌کنند. فرزندان امروز در معرض طوفان‌های شبهات قرار دارند و تنها راه بیمه کردن آنان، تزریق محبت اهل‌بیت (ع) در جانشان از همین دوران شیرخوارگی است.»

پدران در حاشیه، اما در متن دلدادگی

بیرون از درهای شبستان که مختص بانوان است، جمعیتی از پدران ایستاده‌اند و زیر لب زیارت عاشورا می‌خوانند. «علی سلطانی» پدری است که منتظر خانواده‌اش ایستاده و می‌گوید: «آمده‌ام تا فرزندم عاشورایی بزرگ شود؛ تربیت باید بر اساس راهنمایی اهل‌بیت (ع) باشد.»

پدر جوان دیگری که شیشه شیری در دست دارد، با بغض می‌گوید: «پسرم تازه سه ماهش شده. تا پدر نشوید نمی‌فهمید روضه علی‌اصغر (ع) یعنی چه. از وقتی پسرم به دنیا آمده، حتی نمی‌توانم یک لحظه تصور کنم که او تشنه باشد، چه برسد به اینکه…» بغض امانش نمی‌دهد، شیشه شیر را می‌فشارد و رو به گنبد زمزمه می‌کند: «صلی الله علیک یا اباعبدالله».

اوج دلدادگی و قرائت نذرنامه در پناه سید حمزه (ع)

برگزاری این مراسم در امامزاده سید حمزه (ع)، فرزند بلافصل امام موسی کاظم (ع)، به دلیل فضای معنوی و گره‌خوردگی‌اش با تاریخ مذهبی تبریز، اهمیت ویژه‌ای دارد.

مراسم به اوج خود نزدیک می‌شود. با درخواست مداح، هزاران قنداق سبز و سفید به سوی آسمان بلند می‌شود. تصویری شگرف خلق شده است؛ گویی گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در این صحن در نوسانند. صدای هماهنگ هزاران مادر در فضا طنین‌انداز می‌شود:

«یا صاحب الزمان (عج)! فرزندم را نذر یاری قیام تو می‌کنم. او را برای ظهور نزدیکت برگزین و حفظ کن…»

نزدیک اذان ظهر است و مراسم با دعای «اِلهی عَظُمَ الْبَلاءُ…» به پایان می‌رسد. مادران با چشمانی سرخ اما نگاهی سرشار از آرامش و سبک‌بالی، صحن را ترک می‌کنند. تبریز امروز در سوگ کوچک‌ترین سردار کربلا، بزرگ‌ترین حماسه حضور را رقم زد؛ کودکانی که امروز با مهر «غلامی علی‌اصغر» به خانه‌ها بازگشتند تا روزی، مردان و زنان بزرگ و پرچم‌دار حق و حقیقت در این سرزمین باشند.

گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در صحن سیدحمزه (ع)؛ اینجا لالایی‌ها بیدار می‌کنند!

گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در صحن سیدحمزه (ع)؛ اینجا لالایی‌ها بیدار می‌کنند!

گهواره‌هایی به وسعت تاریخ در صحن سیدحمزه (ع)؛ اینجا لالایی‌ها بیدار می‌کنند!

 

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه