آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۶۹۱
۱۰:۲۷

۱۴۰۵/۰۳/۲۷

بعد از من ناراحت نباشید و گریه نکنید

شهید «ابوالفضل شیرازی‌زاده» در قسمت اول وصیت‌نامه‌اش نوشت: « پدر و مادر عزیز برای چندمین بار به شما می‌گویم که در این مرگ پرافتخار من گریه نکنید، چون شهید شمعی است که می‌سوزد و آب می‌شود و اگر ملاحضه کنیم چگونه شمع می‌سوزد و آب می‌شود در عین حال نور می‌دهد تا دیگران از آن استفاده نمایند.»


شهید

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، شهید «ابوالفضل شیرازی‌زاده»، یادگار قاسم و منور یکم دی ۱۳۴۱ در شهرستان ورامین چشم به جهان گشود. او تا اول متوسطه در رشته ادبیات درس خواند. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و هشتم مهر ۱۳۶۲، در بانه توسط نیرو‌های عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر به شهادت رسید. پیکر او را در امامزاده علی روستای جعفرآباد تابعه زادگاهش به خاک سپردند.

قسمت اول وصیت‌نامه شهید «ابوالفضل شیرازی‌زاده» را در ادامه مرور می‌کنیم:

بسم الله الرحمن الرحیم

«وَلَا تَحۡسَبَنَّ ٱلَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ ٱللَّهِ أَمۡوَٰتَۢاۚ بَلۡ أَحۡيَآءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ يُرۡزَقُونَ»

«گمان نبرید آنان که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند بلکه آنان زنده‌اند و نزد خدای خویش روزی میخورند.»

با سلام بر امام زمان مهدی موعود و نایب بر حقش امام امت خمینی بت شکن و با سلام بر امت شهید پرور ایران که با دادن خون جوانان خود سرزمین این مرز و بوم را آبیاری نمودند و در با سلام بر پدرو مادر عزیز و خواهران و برادران عزیزم و تمامی فامیل هایم عموهایم دایی‌ام و خاله هایم و سایرین.

چند جمله‌ای را به عنوان وصیت بر پدر و مادر عزیزم و هموطنان گرامی‌ام دارم چوم لازم دانستم چند کلمه‌ای را با شما صحبت کنم. عزیزان من به قران توجه کنید راضی نشوید که روز قیامت قران در حضور خدا از ما شکایت کند هر روز لااقل چند آیه قران بخوانید. بر شما باد نماز. نماز بر شما باد نماز شب پیوند خود را با خدا قطع نکنید و هیچ گاه ناامید نباشید.

هیات‌های امام حسین و مجالس روضه را پر رونق کنید که ما هر چه داریم از اینها داریم مساجد را خالی و غریب نگذارید. ضمنا پدر مادر عزیز اگر افتخار شهادت نصیب من گردید در این افتخاری که قسمتم شده است گریه نکنید و پدر و مادر عزیز خوبی‌ها و بدی‌های مرا ببخشید و مرا حلال نمایید.

باز هم پدر و مادر عزیز برای چندمین بار به شما می‌گویم که در این مرگ پرافتخار من گریه نکنید، چون شهید شمعی است که می‌سوزد و آب می‌شود و اگر ملاحضه کنیم چگونه شمع می‌سوزد و آب می‌شود در عین حال نور می‌دهد تا دیگران از آن استفاده نمایند.

شهید همچون شمع به اجتماع بشری نور هدایت و معنویت، نور خلوص و ایثار می‌بخشد. شکنجه می‌شود و جان می‌دهد و در راه عقیده و ایمانش با خون خودش انقلابی عظیم می‌سازد و شهادت پیروزی و رستگاری است همانگونه که مولای متقیان علی (ع) پس از آنکه به وسیله ضربت شمشیری مورد هجوم ناجوان مردانه قرار گرفت و فریاد بر آورد فزت و رب الکعبه به خدای کعبه رستگار شدم.

و‌ای پدر و مادر عزیز از شما می‌خواهم که مرا قربت کنید و مادری که از دوران کودکی مرا به این سن رساندی و شب‌ها بی‌خوابی کشیدی و مرا بزرگ نمودی. چه سختی‌هایی که برایم کشیدی. کاش می‌بودم و این زحمت‌ها را جبران می‌کردم؛ و پدر عزیزی که برایم از همه عزیزتری مرا ببخش و حلالم کن. چون تو زحمت و رنج بسیاری کشیدی و با کارگری خود و دست رنجت مرا بزرگ کردی. باز هم از تو می‌خواهم مرا ببخشید، چون خداوند بزرگ فرصتی برایم نگذاشت که این زحمت‌ها را جبران کنم و از شما می‌خواهم که خانواده عزیز دایی و مادربزرگم و عمو میرزا علی و عمو اصغر و عمو قربان و سایرین فامیلهایم و خاله‌ها و شوهر خاله‌هایم را از دست من راضی نمایید.

باز هم از عموهایم و دایی و خاله و شوهر خاله هایم می‌خواهم مرا ببخشند و حلالم نمایند؛ و از آنها بخواهید که در مرگم برایم گریه نکنند و کلیه لباس‌های اضافی خودم را به فقرا بدهید.

از کلیه دوستان و آشنایان از جانب من عذرخواهی کنید و اگر جسمی از من باقی ماند مرا در بهشت زهرا قطعه شهدا، این کربلای ایران به خاک سپارید.

از خواهران و برادرانم می‌خواهم که مرا ببخشند و  از عمو و زن عموی عزیز و بزرگترم بخواهید که مرا حلال نمایند.

«اللهم احشرنا مع شهداء الاسلام»

و السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه