آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۲۴۹۱
۱۲:۰۰

۱۴۰۵/۰۳/۲۵
شهید عباس مرندی:

در برابر خون هزاران شهید و مجروح مسئول هستیم

شهید عباس مرندی، از نخستین روز‌های شعله‌ور شدن آتش فتنه‌های ضدانقلاب، با ایمان و غیرت به دفاع از میهن برخاست در قسمتی از وصیت نامه این شهید آمده است: «این را باید همه بدانیم که در برابر خون هزاران شهید و هزاران معلول و مجروح مسئول هستیم؛ مسئولیتی که هر کداممان داریم بس بزرگ و خطیر است و کوچک‌ترین خلاف، سؤالی است که شهید در روز قیامت و در محضر خداوند تبارک و تعالی از ما خواهد کرد.»


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید عباس مرندی، بیست و دوم آبان ۱۳۳۳، در شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش عبد الله، کشاورز بود و مادرش ذخیره نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند. سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد و صاحب یک پسر و یک دختر شد. به عنوان استوار دوم ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و پنجم خرداد ۱۳۵۹، در شهرستان بانه، هنگام درگیری با گروه‌های ضدانقلاب، بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. پیکرش را در گلشن زهرای زادگاهش به خاک سپردند.

در برابر خون هزاران شهید و مجروح مسئول هستیم

اکنون، پس از سال‌ها از پرواز این پرستو، وصیت‌نامه او همچون آیینه‌ای از باور، بینش و روحیه جهادی‌اش، یادگار مانده است؛ کلماتی که از عمق ایمان، اخلاص و غیرت دینی او حکایت دارد. آنچه در ادامه می‌آید، وصیت‌نامه شهید عباس مرندی است؛ نوشته‌ای که امروز نیز می‌تواند چراغ راه و تذکره‌ای برای هر دل بیدار باشد.

بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام و درود فراوان به پیشگاه حضرت ولی‌عصر، مهدی موعود (عج) ارواحنا و ارواح العالمین له الفدا و نایب برحقش در مبارزه و تقوا، سلاله پاک اباعبدالله الحسین، رهبر امت اسلامی امام خمینی و با سلام به اولیاء خدا و شهدا و الصالحین.

از آنجا که هر مسلمانی بنا به وظیفه شرعی باید وصیت‌نامه داشته باشد، لذا حقیر نیز به لحاظ انجام وظیفه به چند مطلب به‌عنوان وصیت‌نامه اکتفا می‌کنم. الان که حدود ۶ سال به‌صورت تقریبی از این انقلاب اسلامی می‌گذرد و ثمره این انقلاب که با دادن صدها و هزارها شهید و هزاران معلول و مجروح به دست آمده، آزادی و اسلام عزیز است؛ بیایید ببینیم تک‌تک ما به وظیفه شرعی در قبال خون شهدا عمل کردیم و انجام می‌دهیم یا خیر؟ و شاید بعضی در بین‌مان پیدا شوند که اصلاً نمی‌دانند که هدف چیست و اسلام کیست و شهید یعنی چه.

البته من کمتر از آن هستم که این حرف‌ها را بزنم، لیکن می‌خواهم آن شیطان‌صفتان که همیشه نق زده و خون این شهدا را پایمال کردند و در چهره‌ها و لباس‌های مقدسی ظاهر شدند و چه ها نکردند را بگویم؛ خدا را گواه می‌گیرم که خدا روز قیامت عذاب دردناکی برای این دسته از افراد دارد و شهدا از حقشان نخواهند گذشت.

آخر ای کسی که تا حال ندانستی که هدف این ایثارگران و این رزمندگان و آن شهدا چیست و تنها به این فکر بودی که تمام تفریحات مبتذل و غیراسلامی و انسانی از بین رفته و دیگر نمی‌توانی به اعمال فاسد و گمراه کردن جوانان این امت ادامه دهی؛ ولی این را بدان که دیگر ملت و امت شریف ایران تجربه تلخ و شیرین بسیار دیده و هدف انقلاب را به‌خوبی می‌دانی که همانا برقراری عدل علی (ع) و جامعه محمدی در سرتاسر گیتی است که رسالت انبیاء و اولیاء می‌باشد. این امت را دیگر نمی‌توان از هدف منحرف کرد که این را رأس شیاطین، آمریکا، که ارباب شما شیطان‌صفتان باشد نیز به‌خوبی می‌داند.

و اما ای برادر پاسدار و ای پاسدار انقلاب؛ همان‌طور که از اسمتان روشن است شماها باید پاسدار این انقلاب و خون شهید باشید، که این امام، شما را پاسدار این انقلاب می‌داند و اعمالتان مثل یاران امام حسین (ع) و سربازان آن حضرت باشد که ضدانقلاب درس ادب و اخلاق از شماها بگیرد که قسمتی از صدور انقلابمان می‌باشد. 

برادرم، شما باید طوری با مردم رفتار کنید که دیگر کسی نگوید که فلان نهاد این‌کاره است و به این کار این‌جور رسیدگی کرد و حق مرا خورد و جواب سربالا به من داد؛ دیگر کسی نگوید که پاسداری هی دم از اجرای مقدرات اسلام می‌زند و خود هیچ رعایت نمی‌کند. البته برادران پاسدار مرا می‌بخشید که این‌طور با شماها که امید انقلاب و سربازان واقعی انقلاب هستید صحبت می‌کنم. ان‌شاءالله که این‌جور کار در هیچ‌یک از نهادها و ارگان‌ها وجود ندارد؛ اگر هم کسی مشاهده کرد، بدیهی است از عوامل نفوذی است، که اسلام همچون پاسداری ندارد.

این را باید همه بدانیم که در برابر خون هزاران شهید و هزاران معلول و مجروح مسئول هستیم؛ مسئولیتی که هر کداممان داریم بس بزرگ و خطیر است و کوچک‌ترین خلاف، سؤالی است که شهید در روز قیامت و در محضر خداوند تبارک و تعالی از ما خواهد کرد.

در اینجا می‌خواهم مقداری با خانواده‌ام صحبت کنم. پدر گرامی و مادر عزیز، از شماها من شرمنده‌ام که نتوانستم خدمتی هرچند اندک برایتان انجام دهم و سپاسگزارم از آن جهت که به من این اجازه و فرصت را دادید که کمکی هرچند قلیل در رفتن و اعزام به جبهه به این انقلاب انجام دهم. شما خودتان بهتر می‌دانید که الان درست صحنه جنگ امام حسین (ع) با یزید می‌باشد و من وقتی می‌بینم که حسین زمان (رهبر کبیر انقلاب امام خمینی) ندای دفاع از اسلام عزیز را می‌دهد، باید به ندایش لبیک گفت و در برابر دشمن زبون که به تمام ابزار جنگی توسط ابرقدرت‌ها مجهز است ایستادگی و مقاومت کرد که الحمدلله دیگر نفس آخر را می‌کشد و ان‌شاءالله با این حمله‌ای که در پیش است کارش به اتمام خواهد رسید و مردم مظلوم عراق آزاد خواهند شد و آن روز که دست خانواده شهدا را گرفته و به زیارت مرقد مطهر ائمه اطهار (ع) برویم. برای اینکه آن روز هرچه زودتر برسد، پدر عزیز و مادر گرامی‌ام، در سر نماز برای رسیدن هرچه زودتر به آن روز، حتماً دعا را فراموش نکنید.

و در آخر می‌خواهم این را بگویم که اگر توفیق شهادت و عنایت خداوند شامل حالم شد، وصیت این است که این وصیت‌نامه را بخوانید که شاید به مطالب هرچند ناقابل، توجهی داشته باشند و نیز اصلاً برایم ناراحتی و گریه و زاری نکنید، که زینب‌ها تحمل ۷۲ نفر شهید را کردند. مثل خانواده معظم شهدا باشید که در مقابل دشمن داخلی درسی عبرت‌انگیز به آنان می‌دهند (با صبر و حرف‌ها و سختی‌هایی که می‌کشند). دیگر طول کلام نمی‌دهم و عرایض نا قابلم را به اتمام می‌رسانم.

۱۳۶۳/۱۲/۱۸

به امید پیروزی نهایی جنگ و نابودی صدام و رژیم بعث عراق

به امید ظهور هرچه سریع‌تر امام عصر، مهدی منتظر (عج)

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه