آیینه تمامنمای بصیرت و ولایتمداری مردم در یادواره شهدای سادات قزوین

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، جنگ تحمیلی که استکبار جهانی علیه ایران اسلامی آغاز کرد، هرگز پایان نیافته است. راویان دفاع مقدس سالها از دلاوریهای خرمشهر، شلمچه و جزایر مجنون گفتند، اما امشب در مصلی قزوین، جغرافیای این جنگ به قلب مومن و انقلابی قزوین گره خورد. شهری که از همان لحظه اول خبر شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، همچون صاعقهای جانسوز، از کوچه به کوچه پیچید، به تلی از آتش تبدیل شد. آتشی از خشم، اندوه، غیرت و بیداری. اما دیشب، این آتش در یادواره شهدای سادات قزوین شعلهورتر از همیشه است.
یادوارهای که در آن، مردم صبور، ولایتمدار و شهیدپرور قزوین گرد آمدند تا هم یاد عزیزانی را گرامی بدارند که خونشان، نهال انقلاب را آبیاری کرد و هم فریاد بزنند: ما ادامهدهنده راه شهدای سادات و رهبر شهیدیم و اگر جانمان را فدا کنیم، ذرهای از خاک کشورمان را به دشمنان نخواهیم داد.
خبرنگار نوید شاهد استان قزوین در میان این دریای خروشان حضور یافت و از چرایی حضور مردم در این یادواره، از اهمیت گرامیداشت یاد شهدای سادات و از نقش امروز مردم در برابر دشمنان پرسید. آنچه در ادامه میآید، گزارشی است مفصل از شبی که در آن، حماسهای دیگر رقم خورد؛ گامی برای تبیین سیره شهدای سادات و اثبات این حقیقت که «جنگ تحمیلی سوم» با قوت بیشتری ادامه دارد و این بار، همه مردم، سربازان خط مقدم هستند.

مصلی قزوین؛ میزبان یادوارهای که تاریخ را بازنویسی کرد
ساعتها پیش از آغاز یادواره شهدای سادات قزوین، خیابانهای منتهی به مصلی قزوین صحنههای بینظیری از شور و شعور حسینی بود. خانوادهها، پیر و جوان، زن و مرد، کودک و نوجوان، همگی با پای پیاده و با دلی پر از عشق به سوی این مکان مقدس روانه شدند. آنچه بیش از هر چیز در نگاه نخست، هر بینندهای را متحیر میکرد، نظم و انسجامی بود که در عین اشکها و ماتمها، حکایت از یک اراده پولادین داشت. اینجا خبری از ترس یا دلسردی نبود. اینجا، قزوین بود با تمام غیرت و شهامتش؛ شهری که همواره مهد پرورش سادات شهیدی بوده که افتخارشان، نه فقط نسب، بلکه مجاهدت فیسبیل الله است.
جمعیت انبوه بود، اما هیچکس از این ازدحام شکایت نداشت. بر عکس، هر کس، دیگری را به صبر و استقامت دعوت میکرد و میگفت: «این حضور پررنگ در یادواره شهدای سادات، پاسخی دندانشکن به دشمنانی است که گمان میکنند با شهادت رهبرمان، ما را از صحنه خارج میکنند. اشتباه میکنند. ما تازه به میدان آمدهایم تا راه این بزرگواران را ادامه دهیم.

شهدای سادات قزوین؛ تبار نور، حماسه ماندگار
یادواره امشب، ویژه شهدای سادات قزوین بود؛ شهدایی که نسبشان به حضرت رسول اکرم(ص) میرسد و عملشان نیز نشان از همان حسب و نسب رفیع داشت. سادات بزرگواری که در جبهههای حق علیه باطل، پیشتاز بودند و با خون خود، عظمت و کرامت این خاندان را به رخ جهانیان کشیدند. در بخش ابتدایی برنامه، سخنرانان به ذکر فضایل این شهدای والامقام پرداختند و خاطراتی از ایثار و رشادتهای آنان در جبهههای جنوب و غرب کشور بیان کردند.
حجتالاسلام سرلک گفت: شهدای سادات به ما آموختند که مرگ در راه عزت، شهادت است و زندگی در ذلت، هیچ ارزشی ندارد. این عزیزان به قدری متواضع بودند که کسی باور نمیکرد از تبار پیامبر (ص) است، اما در میدان نبرد، چنان شجاعانه میجنگید که گویی خود حضرت ابوالفضل (ع) است. امروز که رهبرمان به شهادت رسیده، وظیفه ما سنگینتر از هر زمان دیگری است. ما باید ثابت کنیم که فرزندان راستین آن شهدای ساداتیم و از آرمانهای آنان دفاع میکنیم.

پرچمها؛ هر رنگ، یک تجدید میثاق با سادات شهید
در میان جمعیت شرکتکننده در یادواره، دریایی از پرچمها به چشم میخورد. پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی ایران، نماد استقلال و آزادی، بر فراز هزاران دست، همچون کوهی استوار در اهتزاز بود. در کنار آن، پرچمهای سبز و سیاه اهلبیت (ع) با نوشتههای «یا حسین (ع)»، «یا زهرا (س)» و «یا ابوالفضل (ع)»، عاشورایی دیگر را تداعی میکرد. این پرچمها یادآور آن بودند که نهضت حسینی، همواره الهامبخش انقلاب اسلامی بوده و شهدای سادات قزوین، ادامهدهندگان راستین آن حماسه هستند.
اما در میان همه این رنگها، یک رنگ بیش از همه جلب توجه میکرد: پرچمهای سرخ «خونخواهی رهبر شهید». این پرچمها که بر روی آنها تصویر رهبر معظم انقلاب و شعارهایی نظیر «ما همه سرباز توایم»، «خون تو خاموش نخواهد شد» و «راه شهید سادات، راه خمینی (ره)» نقش بسته بود، نه فقط یک نماد، بلکه یک بیانیه رسمی از سوی ملتی بود که به هیچ قدرتی جز قدرت خداوند تن نمیدهد. یک جوان انقلابی از نوادگان یک شهید سادات قزوین، در حالی که پرچم سرخی را بر دوش گرفته بود، به خبرنگار ما گفت: این پرچمها یعنی ما تا آخرین قطره خونمان از خون رهبرمان انتقام میگیریم. همان طور که شهدای سادات ما انتقام خون امام حسین (ع) را گرفتند، ما نیز انتقام خون این سید بزرگوار را. نه با شمشیر و تفنگ، بلکه با ایمان، استقامت و حضورمان خواهیم گرفت.

انفجار شعار؛ فریاد «مرگ بر آمریکا» طنین اندیشه مقاومت در یادواره
همه چیز از جایگاه سخنران آغاز شد. هنگامی که مجری برنامه، ضمن گرامیداشت یاد و خاطره شهدای سادات قزوین، از شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب سخن گفت، ناگهان صدای «اللهاکبر» از ژرفای جان جمعیت برخاست. این تکبیر، چنان قدرتمند و هماهنگ بود که گویی یک تن فریاد میزد. سپس، سیل شعارهای «مرگ بر آمریکا»، «مرگ بر اسرائیل» و «مرگ بر آل سعود» فضا را درنوردید. این شعارها تکراری و عادتی نبود. هر «مرگ بر آمریکا» در چشمان پدرانی معنا میشد که فرزندانشان در راه وطن و اسلام به شهادت رسیده بودند. هر «مرگ بر اسرائیل» در مشتهای گرهکرده مادرانی دیده میشد که شیران پسر خود را در آغوش خاک نهاده بودند.
در این میان، شعارهای دیگری نیز جان تازهای به جمعیت بخشید: «هیهات منا الذله»، «خواهیم مرد، ولی به آمریکا تن نمیدهیم»، «رهبر شهید، زندهتر از همیشه»، «سیدالشهدا زنده است، خامنهای زنده است» و «یا حسین (ع)، یا زهرا (س)، خامنهای رهبر ما». این شعارها نشان میداد که مردم قزوین، در بستر یادواره شهدای سادات، نه تنها پشتیبانی خود را از نظام جمهوری اسلامی اعلام میکنند، بلکه با تمام وجود، بار دیگر با آرمانهای شهدا و رهبری تجدید میثاق میکنند.
محمد احمدی رزمنده هشت سال دفاع مقدس که در این یادواره حضور یافته بود، در گفتوگو با خبرنگار ما گفت: من در خرمشهر و شلمچه با دشمن بعثی جنگیدم. تانکهای عراقی را با آرپیجی زدم. اما امشب در یادواره شهدای سادات قزوین میبینم که جنگ تحمیلی سوم آغاز شده. این بار، سلاح ما فقط فریادهای «مرگ بر آمریکا» نیست؛ سلاح ما این حضور میلیونی است. دشمن بداند که این ملت، ققنوسوار از خاکستر شهادت رهبرش برمیخیزد و بالهای آتشینش را بر سر دشمنان فرود میآورد.

دستنوشتهها؛ کلماتی که با شهدای سادات عهد میبندند
در گوشه و کنار مصلی، صحنههای تاملبرانگیزی به چشم میخورد. کودکان و نوجوانانی که بر روی برگههای ساده یا پلاکارتهای مقوایی، پیامهای خود را خطاب به شهدای سادات قزوین و رهبر شهید نوشته بودند. «ای سادات عزیز، دعایتان بدرقه راهمان باد»، «عزیز دلم، خامنهای! منتظر انتقام ما باش»، «ای رهبر عزیز، ما تا ظهور آقا امام زمان (عج) پرچم تو را بر زمین نمیگذاریم»، «اسرائیل بداند که نسل سلیمانیها و خامنهایها هیچگاه شکست نخواهد خورد». این دستنوشتهها که با قطرههای اشک و با خطوطی کودکانه، اما جانسوز نوشته شده بود، نشاندهنده عمق باوری بود که ریشه در نسلهای مختلف این سرزمین دارد.
معصومه باقری که به همراه سه فرزندش، خود را به این یادواره رسانده بود، در پاسخ به سوال خبرنگار درباره اهمیت حضور در یادواره شهدای سادات گفت: وظیفه ما معلمان و مادران است که این فرهنگ را به نسل بعد منتقل کنیم. شهدای سادات ما نشان دادند که شرافت، نسب و ایمان چگونه میتوانند در هم گره بخورند و حماسه بیافرینند. دشمن فکر میکند با بمب و تحریم و شهادت رهبران، ما را میترساند. اما اینجا را نگاه کنید. این بچهها، این دستنوشتهها، یعنی فردای این انقلاب، روشنتر از امروز است. سیره شهدای سادات یعنی ایستادن تا پای جان و ما این سیره را به فرزندانمان آموختهایم.

تجدید میثاق با شهدای سادات و رهبری؛ قاطعانهتر از همیشه
اوج یادواره شهدای سادات قزوین، لحظه تجدید میثاق جمعیت با این شهدای والامقام و همچنین با رهبر شهید بود. همزمان با پخش سرودهای حماسی «بزن که خوب میزنی» و «سرباز ولایت» و نیز سرودهای ویژه شهدای سادات و رهبر شهید، جمعیت یکصدا دست به آسمان برداشتند و فریاد زدند: «اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن...» و سپس شعار «یا حسین (ع)، یا زهرا (س)، خامنهای رهبر ما» با چنان شور و حالی سر داده شد.
مردم قزوین در این شب، بار دیگر با قاطعیت تمام اعلام کردند که راه شهدای سادات و رهبری را تنها راه سعادت و عزت میدانند و از ولایتفقیه، حتی پس از شهادت رهبری، دست نخواهند کشید. محمود حاجیخانی پیرمردی که خود از سادات قزوین است، با چشمانی اشکآلود، اما پرصلابت به خبرنگار ما گفت: من ۵۷ سال است که در راه این انقلاب قدم برداشتهام. پسرعموی من در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. از تیرهای رژیم ستمشاهی تا فتنههای ۸۸ و ۱۴۰۱، همه را دیدم. اما هیچگاه این شکوه را اینگونه حس نکرده بودم که یک یادواره شهدای سادات چنین به حماسه تبدیل شود. این جمعیت یعنی دشمنان بدانند که ما تا قیامت سرباز این انقلاب و انتقامگیرنده خون رهبر شهید و همه شهدای سادات هستیم. مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل و درود بر خامنهای عزیز و درود بر شهدای سادات.

چرا یادواره شهدای سادات قزوین به «جنگ تحمیلی سوم» بدل شد؟
نکته مهمی که در این یادواره به چشم میخورد، تبدیل یک مراسم مذهبی و خاطرهگویی به یک صحنه سیاسی-عبادی تمامعیار بود. مردم قزوین امشب در قالب یادواره شهدای سادات، اثبات کردند که دشمن اگر چه توانسته با توطئههای امنیتی و تروریستی، فرماندهان میدان را از میان بردارد، اما هرگز قادر به شکستن جبهه ایمان در دل جامعه نیست.
جنگ تحمیلی سوم، عنوانی است که خود مردم بر این نبرد نابرابر نهادهاند. جنگی که در آن، رسانههای معاند، تحریمهای کمرشکن و تهدیدات نظامی، سه ضلع مثلث دشمن را تشکیل میدهند، اما در رأس هرم مقاومت، اراده مردمی قرار دارد که امشب در مصلی قزوین و در جمع شهدای سادات، تصویری بدیع از آن ارائه شد.
مردم در پاسخ به پرسش خبرنگار درباره «نقش امروز مردم در برابر دشمنان و ارتباط آن با یادواره شهدای سادات» تقریبا یکصدا گفتند: حضور در این یادوارهها، بزرگترین سلاح ماست. ما با حضور در یادواره شهدا، راهپیماییها و خنثیسازی فتنههای دشمن، سهم خود را در این جنگ تحمیلی جدید ادا میکنیم. شهدای سادات به ما آموختند که ساکت ننشینیم. دشمن بداند که هنوز هم از خرمشهر تا شلمچه و از جزایر مجنون تا مصلی قزوین، همان روحیه شهادتطلبی جاری است. این بار، همه ما سربازان خط مقدم هستیم.

یادواره شهدای سادات قزوین، حماسهای که تاریخ را رقم زد
مصلی قزوین امشب فقط یک مکان برای برگزاری یک یادواره ساده نبود؛ یک سنگر بود. سنگری که در آن، مادران، پدران، جوانان و حتی کودکان، با دستان خالی، اما دلی پر از ایمان، صف خود را از دشمنان اسلام جدا کردند. آنها به جهانیان اثبات کردند که یادواره شهدای سادات، نه یک مراسم فراموش شده، بلکه جرقهای برای بیداری مجدد یک ملت است. فریادهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل»، زنگ خطری برای مستکبران عالم بود که بدانند ملت ایران، زندهتر از همیشه، پای آرمانهای شهدا و رهبری ایستاده است.
همچنین مردم ولایتمدار قزوین در یادواره شهدای سادات، ضمن اعلام قاطع پشتیبانی از نظام جمهوری اسلامی، تجدید میثاقی دوباره با خون این خداوندگاران نسب و شهادت و همچنین با رهبری شهید انجام دادند. آنها ثابت کردند که راه شهدای سادات، تا ظهور حضرت حجت(عج) ادامهدار است و در این مسیر، نه از تهدید و نه از تحریم میهراسند. به قول یکی از بازماندگان شهدای سادات: این یادواره، ثابت کرد که ما هنوز همان مردم سال ۵۷ هستیم؛ فقط مسلحتر به ایمان و مصممتر از هر زمان دیگر. این جنگ تحمیلی سوم را ما با پیروزی نهایی جبهه حق به پایان خواهیم رساند.