آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۷۲۴
۰۸:۳۷

۱۴۰۵/۰۳/۱۷
گفتگویی به مناسبت عید غدیر

روایت استقامت و اتحاد؛ از سیاه‌چال‌های رژیم بعث تا سنگر صبوری در خانه

همزمان با عید سعید غدیرخم، فرصتی فراهم شد تا در دیداری صمیمانه، پای صحبت‌های جانباز و آزاده سرافراز ۴۵ درصد، «علی محمدخانی» و همسر مکرمه‌شان «مریم سیدی» بنشینیم؛ روایتی از جنس ایثار، صبر و پیوند‌های آسمانی که با عطر خاطرات دوران اسارت و برکات خدمت در حریم اهل‌بیت «ع» گره خورده است.


به گزارش نوید شاهد خراسان شمالی، همزمان با عید سعید غدیر خم، فرصتی فراهم شد تا در دیداری صمیمانه، پای صحبت‌های جانباز و آزاده سرافراز ۴۵ درصد، «علی محمدخانی» و همسر مکرمه‌شان، «مریم سیدی» بنشینیم؛ روایتی از جنس ایثار، صبر و پیوند‌های آسمانی که با عطر خاطرات دوران اسارت و برکات خدمت در حریم اهل‌بیت «ع» گره خورده است.

حکایت عشقی که با ایثار آغاز شد

مریم سیدی که خود از سادات است و علاوه بر افتخار همسری جانباز، توفیق خادمی حرم مطهر امام رضا «ع» و حافظ قرآن بودن را در کارنامه خود دارد، از روز‌های نخست زندگی مشترک چنین می‌گوید: «در دوران مجردی آرزو داشتم با یک جانباز ازدواج کنم تا بتوانم سهمی در خدمت به این عزیزان داشته باشم و توشه‌ای برای آخرت بیندوزم اما پس از ازدواج، فشار زندگی و مسئولیت‌های مادری، به‌ویژه زمانی که دخترم شش ماهه بود، کار را سخت کرد. آن‌قدر سنگینیِ بار بر دوشم احساس می‌شد که حتی به فکر جدایی افتادم، چرا که می‌ترسیدم از عهده وظیفه‌ای که داوطلبانه پذیرفته بودم برنیایم و در پیشگاه خدا گناهکار باشم. اما در نهایت، عشق به فرزند و تعهدی که به این زندگی داشتم، مرا نگه داشت. با خود عهد کردم که صبرم را بالا ببرم، توکلم را بیشتر کنم و با تلاش مضاعف در کنار همسرم که از ضعف شدید اعصاب رنج می‌برد و سال‌ها طعم تلخ ۵ سال اسارت را چشیده، بمانم.»

روایت استقامت و اتحاد؛ از سیاه‌چال‌های رژیم بعث تا سنگر صبوری در خانه

«محمدخانی» با نگاهی قدرشناسانه به همسرش می‌نگرد و در تأیید این صبر و استقامت، همسر خود را تکیه‌گاهی دلسوز می‌داند که با صبوری بی‌مثال، سختی‌های ناشی از مجروحیت و آثار روانی اسارت را در خانه التیام می‌بخشد.

نوای وحدت در اسارت؛ فریادی که دشمن را به زانو درآورد

جانباز علی محمدخانی گریزی به خاطرات دوران اسارت می‌زند؛ زمانی که در زندان‌های عراق، عزاداری برای اباعبدالله «ع» ممنوع بود. او از حماسه‌ای می‌گوید که روحیه وحدت‌آفرین اسرا را به رُخ کشید: «پس از آتش‌بس، تصمیم گرفتیم عزاداری کنیم. دو هزار نفر با هماهنگی کامل، یک‌صدا نوحه‌ای در رثای امام حسین «ع» سر دادیم. سربازان عراقی هرچه کردند نتوانستند ما را ساکت کنند. آن روز اگر صدام از این اقدام باخبر می‌شد، سرگرد عراقی را اعدام می‌کرد. در نهایت با کلی فشار ما را نشاندند و فردای آن روز، به عنوان تنبیه، از آب و غذا و حتی ابتدایی‌ترین امکانات بهداشتی محروم‌مان کردند اما آن اتحاد، بی‌نظیر بود.»

روایت استقامت و اتحاد؛ از سیاه‌چال‌های رژیم بعث تا سنگر صبوری در خانه

او با مقایسه آن دوران با شرایط امروز جامعه می‌افزاید: «اگر آن روز ما در عرض چند ساعت به چنین اتحادی رسیدیم، امروز هم پیر و جوان، زن و مرد باید متحد باشیم. دشمن تنها از همین اتحاد ماست که می‌ترسد و عقب‌نشینی می‌کند. باور من این است که هزینه دفاع، بسیار کمتر از تسلیم شدن است؛ اگر امروز در برابر دشمن دفاع نکنیم، تمام دارایی و هویتمان به غارت خواهد رفت.»

تقدیری که در «عرفه» رقم خورد

یکی از زیباترین بخش‌های زندگی این زوج ایثارگر، داستان سفر معنوی‌شان است. آنها برای حج واجب ثبت‌نام کرده بودند، اما به دلیل تکمیل ظرفیت، اعزامشان منتفی شد. سیدی که آرزوی قلبی‌اش درک عرفه در کربلا بود، در حالی که از مکه جامانده به نظر می‌رسید، با غافلگیری همسرش رو‌به‌رو شد. محمدخانی بی‌خبر از خانم، نام خود و همسرش را برای سفر به کربلای معلی ثبت کرده بود. تقدیری شیرین که باعث شد روز عرفه، نه در مکه، بلکه در جوار حرم سیدالشهدا «ع» رقم بخورد؛ جایی که گویی پاسخ صبوری‌های این زوجِ حافظ قرآن و خادم اهل‌بیت ع بود.

روایت استقامت و اتحاد؛ از سیاه‌چال‌های رژیم بعث تا سنگر صبوری در خانه

این دیدار، یادآور حقیقتی است که «محمدخانی» در پایانِ گفت‌و‌گو به آن اشاره می‌کند: «پشت سر هر مرد موفق، یک زن خوب و صبور ایستاده است.» حقیقتی که در خانه این آزاده سرافراز و همسرِ صبورش، تبلوری عینی یافته است.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه