یادداشت| خورشیدِ غدیر
به گزارش نوید شاهد ایلام؛ بعضی روزها در تاریخ میآیند و میروند؛ در میانِ گرد و غبارِ زمان کمرنگ میشوند و تنها نامی از آنان باقی میماند. اما بعضی روزها از جنسِ زمان نیستند؛ از جنسِ نورند. هرچه قرنها از آنان فاصله میگیرد، درخشانتر میشوند و هرچه تاریخ پیش میرود، حقیقتشان آشکارتر میگردد. غدیر از همین جنس است؛ روزی که آسمان، کاملترین پیامِ خود را بر زمین فرود آورد و ولایت را به عنوان ادامهی راهِ نبوت بر بلندای ابدیت نشاند.
آمدی ای غدیر؛ ای آیهی ماندگارِ آسمان که از لبانِ پیامبر جاری شدی و بر صفحهی جاودانهی تاریخ نشستی؛ تا هیچگاه راهِ زمین از نورِ هدایت خالی نماند.
غدیر، لحظهای بود که آسمان، امانتِ خویش را به زمین سپرد و دفترِ هدایت، فصلی جاودانه را آغاز کرد.
در آن ظهرِ باشکوه، خورشید بر ریگزارهای غدیر میتابید؛ اما تاریخ شاهدِ طلوعِ خورشیدی دیگر بود؛ خورشیدی که نه در آسمان، که در جانِ حقیقت میدرخشید. خورشیدی به نامِ علی؛ مردی که عظمتش را نه فقط ذوالفقار، که اشکهای نیمهشبش معنا میکرد. مردی که در محراب، عارفترینِ بندگان بود و در میدان، شجاعترینِ مردان.
چه رازی در نامِ علی نهفته است که قرنهاست دلها با شنیدنش میلرزد؟ چه حقیقتی در وجودِ او جاری است که دوست و دشمن در برابرِ عظمتش سرِ تعظیم فرود آوردهاند؟
محمدحسین شهریار، آن دلدادهی آستانِ ولایت، چه زیبا سرود:
«علی ای همای رحمت، تو چه آیتی خدا را»
و حقیقت آن است که هرچه زمان میگذرد، این ندا رساتر در جانِ عالم میپیچد. گویی تاریخ، هر روز بیش از دیروز قامتِ بلندِ علی را میشناسد؛ مردی که عدالت از نگاهش معنا گرفت، انسانیت در مکتبش بالید و آزادگی در سایهی نامش جان یافت.
علی تنها یک نام نیست؛ یک راه است. راهی که از عدالت میگذرد و به حقیقت میرسد. راهی که به انسان میآموزد قدرت بدون عدالت ارزشی ندارد و عبادت بدون خدمت به خلق، ناقص است. همان دستی که ذوالفقار را برای پاسداری از حقیقت برمیکشید، در مقامِ حکومت نیز جز به عدالت نمیاندیشید و هیچ چیز را بر حق و کرامتِ انسان مقدّم نمیداشت.
غدیر، جشنِ یک واقعه نیست؛ جشنِ تداومِ نور است. روزی که پیامبر، چراغِ هدایت را به دستِ کسی سپرد که آیینهی تمامنمای ایمان بود. آن روز، تنها یک دست بالا نرفت؛ پرچمِ جاودانهی عدالت برافراشته شد تا انسان در میانِ طوفانِ روزگار، راهِ خویش را گم نکند.
امروز نیز هر دلِ عاشقی در آستانِ غدیر سر تعظیم فرود میآورد و زمزمه میکند:
ای امیرِ روشنایی، ای تفسیرِ عدالت، ای بلندترین قلهی مردانگی، ای دریای بیکرانِ معرفت، ما هنوز در سایهی نامِ تو، راهِ آسمان را پیدا میکنیم.
قرنها گذشته است، اما هنوز نامت چراغِ راهِ حقجویان است؛ هنوز عدالت در آیینهی سیرهی تو معنا میشود و هنوز آزادگانِ جهان، درسِ کرامت و مردانگی را از مکتبِ تو میآموزند.
غدیر به پایان نرسیده است؛ غدیر، جاریترین رودِ تاریخ است. هر جا دستی برای یاریِ مظلومی گشوده شود، نشانی از غدیر پیداست. هر جا انسانی در برابرِ ستم بایستد، ردِّ گامهای علی بر آن راه پیداست. و هر جا دلی برای خدا بتپد، پرتوی از خورشیدِ علی در آن میدرخشد.
امروز، در عیدِ بزرگِ ولایت، دلها رو به آسمان دارند و نامی را زمزمه میکنند که پس از قرنها هنوز بر قلهی ایمان میدرخشد؛ نامِ مردی که تاریخ در برابرِ عظمتش سر فرود آورد و انسانیت در مکتبش معنا شد.
سلام بر علی؛ بر آن دستِ گشادهتر از دریا، بر آن قلبِ سرشار از مهر، بر آن شمشیرِ استوارِ عدالت، و بر آن بندهی خالصِ خدا.
و سلام بر غدیر؛ روزی که خورشیدِ ولایت طلوع کرد و تا ابد بر آسمانِ ایمان ماندگار شد.
نویسنده: ایوب کافی
انتهای پیام/