ایثار؛ موتور پنهان تقویت مردم سالاری /آیا جامعه فداکار، دموکراتیکتر است؟

چند سال پیش در ایام دهه مبارکه فجر برای حضور در یک مصاحبه زنده رادیویی درباره اهمیت ترویج فرهنگ ایثار و پایداری، به عنوان یک مسئول فرهنگی و عنصر دانشگاهی، به استودیوی رادیو سراسری دعوت شده بودم. در بین عرایضم با توجه به مطالعات قبلی و طرح موضوعی که برای دانشجویانم داشتم، گفتم؛ «ترویج فرهنگ ایثار باعث تقویت دموکراسی و بخصوص مردم سالاری دینی میشود». مجری ناگهان حرکت عجیبی کرد و برنامه زنده را کات کرد و آهنگ پخش کرد و پشت صحنه سرش را بین دو دست گرفت و اظهار ناراحتی و انتقاد که چرا هر چیزی را به هم ربط میدهید، آخر ایثار چه ربطی به دموکراسی دارد بلکه مقابل هم هستند، من و بقیه مهمانان از این حرکت غیر حرفهای مجری محترم تعجب کردیم (البته بعد از برنامه با توضیحات ایشان متوجه شدیم به لحاظ اعتقادی با این مقوله مشکل دارد). چند لحظهای گذشت، علیرغم آنکه احساس بی احترامی کرده بودم، باصبوری به او گفتم، شمابه جای این رفتار، میتوانستید در برنامه زنده دلیل و مستند این مطلب را سوال کنید ببینید چه پاسخی دارم. به هرحال از مجری خواستم آنتن را وصل کند تا استدلال خود را روی آنتن زنده بگویم، ارتباط برقرار شد و زیر نگاه سنگین و نیمه معترضانه او مطالب زیر را بیان کردم:
ابتدا تعریفی از دموکراسی داشته باشیم تا از یک منظر به موضوع نگاه کنیم.
میدانیم یکی از تفاوتهای اصلی در دو مفهوم «دموکراسی غربی» و «مردم سالاری دینی» در نوع مشروعیت حکومت است که در دموکراسی غربی عمدتاً از اراده مردم (اکثریت) ناشی میشود و حاکمیت در نهایت متعلق به مردم است و در مردمسالاری دینی، ترکیبی از اراده مردم و مشروعیت الهی است. به این معنا که حکومت باید در چارچوب احکام الهی و ارزشهای دینی و مورد پذیرش اکثریت مردم باشد و حاکمیت بر انسان فقط در شان خالق متعال است و او حکومت انسان بر انسان را مناسب مقام انسان نمیداند.
حال مروری بر مفهوم دو واژه کلیدی «تحمل مخالف» و «دگرخواهی» در دموکراسی یا مردم سالاری داشته باشیم؛ آنطوریکه میدانیم واژههایی همچون از خود گذشتگی، فداکاری و دگرخواهی در فرهنگ ایران و جهان از گذشتههای دور، جایگاه مورد احترامی داشته است و در اسلام با مفهوم متعالی ایثار، مطرح شده است.
از طرفی مفاهیم ارزشمندی مثل رواداری، مدارا و نفی اجبار و گفتگوی مسالمتآمیز با مخالفین نیز در جهان، ایران و بهخصوص اسلام به عنوان فضیلت مورد توجه قرار گرفته است.
در دموکراسی غربی، به گفته جان استوارت میل، «حتی اگر عقیده مخالف کاملاً غلط باشد، باز هم باید اجازه ابراز داشته باشد؛ زیرا از طریق برخورد عقاید است که حقیقت تقویت شده و از جزماندیشی جلوگیری میشود». اگر تحمل مخالف وجود نداشته باشد، رقابت سیاسی به «حذف فیزیکی یا ساختاری» رقیب تبدیل میشود که ماهیت دموکراتیک سیستم را از بین میبرد.
در مردم سالاری دینی بر اساس آیاتی از قرآن کریم نظیر «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ» (بقره/۲۵۶) و «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل/۱۲۵) بر اصل گفتگوی مسالمتآمیز و نفی اجبار تأکید می شود و مطابق سیره نبوی در «میثاق مدینه» (اولین قانون اساسی اسلام) می بینیم که حقوقی برای یهودیان و قبایل غیرمسلمان در کنار مسلمانان به رسمیت شناخته شد و یکی از برجستهترین نمونههای تاریخیِ همزیستی و تحملِ «دیگری» است.
همینطور در باب دگرخواهی ، دموکراسی غربی بر پایه قرارداد اجتماعی استوار است که در آن شهروندان منافع شخصی خود را تا حدی برای حفظ نظم و عدالت اجتماعی محدود میکنند.
در آموزههای اسلام البته مفهوم «ایثار» (مقدم داشتن دیگران بر خود) ارزشی والا و چایگاهی متعالی دارد. همچنین تأکید بر «مصلحت عمومی» (مصالح مرسله) در فقه، نشاندهنده توجه به خیر جمعی است ومفهوم «حقالناس» در اسلام به شدت با دگرخواهی گره خورده است. در آموزههای اسلامی، عبادات فردی بدون خدمت به خلق (خیر عمومی) ناقص تلقی میشوند (منالاسلام خدمه الخلق).
نتیجه ای که از مباحث بالا می گیریم اینکه ترویج فرهنگ ایثار و فداکاری باعث تلطیف ارتباطات اجتماعی و تحمل یکدیگر و حتی فداکردن جان خود برای حفظ امنیت دیگران، فارغ از دین و مذهب و عقیده می شود، همان کاری که شهدا و ایثارگران برای حفظ کل مردم و کشور کردند و هنوز هم این رفتار متعالی جریان دارد.
بنابراین می شود این تعبیر را معتبر دانست که ترویج فرهنگ والای ایثار، دموکراسی و مردم سالاری دینی را تقویت می کند.
پس از پایان برنامه، اخم های جناب مجری عزیز از هم باز شده بود.
انتهای پیام/