آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۳۰۰
۱۲:۰۱

۱۴۰۵/۰۳/۱۱

نجاری که خادم شهدا شد/ روایت شهید ابراهیم آل‌علی

«شهید ابراهیم آل‌علی، متولد ۱۳۱۷ در آمل، سال‌ها با دستان پینه‌بسته‌اش در کارگاه نجاری، در و پنجره می‌ساخت و بعدها به‌عنوان کارمند پزشکی قانونی تهران، با پیکرهای بی‌جان مردم مأنوس شد اما با آغاز جنگ تحمیلی، این نجار ۴۳ ساله راهی جبهه شد تا این بار نه با چوب و میخ، که با دستانی لرزان بر پیکر مطهر شهدا، غسل و کفن کند. سه نوبت اعزام، نُه ماه خدمت در معراج شهدای شوش، و سرانجام شهادت در ۴ فروردین ۱۳۶۱ بر اثر اصابت ترکش خمپاره. روایت زندگی او، حکایت مردی است که از نجاریِ چوب به نجاریِ جان‌ها رسید.»


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید ابراهیم آل‌علی، فرزند صفر، در یازدهم دی‌ماه سال ۱۳۱۷ در شهرستان آمل، یکی از دیارهای کهن و ولایت‌مدار مازندران، دیده به جهان گشود. آمل در آن سال‌ها شهری بود با بافت سنتی، مذهبی و مردمانی متدین و انقلابی. خاندان آل‌علی ازجمله خانواده‌های زحمت‌کش و مقید به اصول دین بودند. پدرش، صفر، فردی زحمت‌کش و اهل کار بود و ابراهیم از کودکی با مفاهیمی چون تلاش برای حلالی، غیرت، و کمک به دیگران رشد یافت.

وصیت

در فضای آن سال‌های ایران، اوج گیری حکومت پهلوی و وابستگی به قدرت‌های خارجی، فشار بر طبقات محروم بیشتر می‌شد. ابراهیم از همان نوجوانی این نابرابری‌ها را لمس کرد. اما آنچه شخصیت او را از بسیاری هم‌سن و سال‌هایش متمایز کرد، ترکیبی از تلاش مادی برای تأمین معاش و تلاش معنوی برای رشد درون بود.

 سال‌های جوانی و اشتغال

او تحصیلات خود را تا حدی ادامه داد که بتواند حرفه‌ای آموخته و خدمتگزار مردم باشد. هنر نجاری را به‌طور حرفه‌ای فراگرفت؛ هنری که صبوری، دقت و دستان پرآوازه می‌خواهد. ابراهیم با چوب و ابزار نجاری آن‌چنان انس گرفت که می‌توان گفت بخشی از اخلاق نیکوی او نیز در کارش متجلی می‌شد: درستکاری، صادق بودن در کار و تحویلِ کارِ بی‌نقص.

پس از مدتی، به‌عنوان کارمند در سازمان پزشکی قانونی تهران مشغول به کار شد. آنجا نیز همان اخلاق نجاری را به همراه داشت؛ اخلاقی که با مسئولیت‌پذیری و دلسوزی نسبت به مراجعان گره خورده بود. کار در پزشکی قانونی، به‌ویژه در تهران، او را با رنج‌ها و مصائب مردمی که به دلایل گوناگون به این مراکز می‌آیند، بیشتر آشنا کرد و شاید همین آشنایی نزدیک با غم مردم، روحیه او را برای مبارزه با ظلم و بی‌عدالتی بیش از پیش شعله‌ور کرد.

 طلوع مبارزات انقلابی

از سال ۱۳۵۷، همزمان با اوج‌گیری انقلاب اسلامی، ابراهیم آل‌علی نیز به صف مبارزان پیوست. برای مردی که سال‌ها در نجاری و سپس در پزشکی قانونی، با جسم و جان مردم سروکار داشت، دفاع از محرومان و مظلومان یک تکلیف بود. او در راهپیمایی‌ها، تظاهرات و اعتصابات علیه رژیم پهلوی حضوری فعال داشت. از تکبیرهای شبانه روی بام‌ها تا پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره) در بازار و کوچه‌های تهران و آمل، ردپایی از این شهید بزرگوار به‌جا مانده است.

پس از پیروزی انقلاب در بهمن ۱۳۵۷، او وظیفه خود را تمام شده نمی‌دید. در حقیقت، پیروزی را فقط تحقق آرزویی می‌دانست که باید نگهداری و حراست می‌شد. ازاین‌رو، فعالیت‌های اجتماعی و انقلابی خود را در منطقه رجایی‌شهر کرج ادامه داد. رجایی‌شهر در آن زمان یکی از نقاطی بود که حضور نیروهای انقلابی و مردمی در آن پررنگ بود و شهید آل‌علی با همان سادگی و بی‌ادعایی، در کمک به مستمندان، برپایی جلسات مذهبی و حفظ امنیت منطقه نقش مهمی ایفا می‌کرد.

 شعله‌های جنگ و احساس مسئولیتی بی‌پایان

با شروع جنگ تحمیلی در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، عراق با پشتیبانی شرق و غرب، به میهن اسلامی حمله کرد. برای ابراهیم آل‌علی که حالا چهل و چند سال از عمرش می‌گذشت، حضور در جبهه نه یک انتخاب که یک فریضه بود. هرچند سنش از بسیاری رزمندگان بیشتر بود، اما روحیه جوانمردی و غیرت دینی و ملی، او را از دیگران متمایز می‌کرد.

در ابتدا، در پشت جبهه به پشتیبانی از رزمندگان پرداخت. او با همان دستانی که روزی ابزار نجاری را به کار می‌گرفت و با همان دقتی که در پزشکی قانونی به خانواده داغدیده رسیدگی می‌کرد، اکنون مشغول بستن بار و تجهیزات، آماده کردن غذا، و جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای جبهه‌ها بود.

اما آتش عشق به شهادت و آرامش وجدانش، او را به این نتیجه رساند که باید خود نیز مستقیم به میدان برود. سرانجام در سال ۱۳۶۰، تصمیم خود را عملی کرد و راهی جبهه‌های جنوب و غرب شد.

 سه نوبت اعزام، نُه ماه مجاهدت

این شهید بزرگوار طی سه نوبت اعزام داوطلبانه به جبهه، در مجموع نُه ماه در مناطق جنگی حضور داشت. اما آنچه نقش ایشان را منحصربه‌فرد می‌کند، مسئولیت اوست: مسئولیت در معراج شهدا (محل پذیرایی و تدفین شهدا در پشت جبهه‌های نبرد). شاید برای بسیاری، کار در معراج شهدا از رزم در خط مقدم دشوارتر باشد؛ چراکه هر روز باید با پیکرهای مطهر جوانانی مواجه شوی که فقط ساعاتی پیش همسفر و همسنگرت بوده‌اند.

ابراهیم آل‌علی در این مسئولیت، با اخلاقی نیکو، صبوری و دلسوزی بینظیر، به غسل، کفن و تدفین پیکرهای شهدا می‌پرداخت. او با تنی خسته اما دلی آکنده از نور، در سکوت شب‌های شوش و دزفول و اهواز، کار شستن پیکرهای خونین جوانانی را انجام می‌داد که برای حفظ اسلام و ایران جان داده بودند. کسانی که او را در آن روزها دیده‌اند، از آرامش فوق‌العاده او و از اشک‌های بی‌صدا و نمازهای شبش در جوار آن پیکرهای مطهر سخن گفته‌اند.

در همان حال، هیچ‌گاه خود را از خط مقدم بی‌نیاز نمی‌دانست. هرگاه فرصتی می‌شد، اسلحه به دست می‌گرفت و در کنار دیگر رزمندگان به مقابله با دشمن می‌پرداخت. روحیه او در جبهه، روحیه یک پیرغلام اما رزمنده بود؛ هم مرشد و هم دلاور.

 اخلاق و منش فردی

وصف اخلاق شهید آل‌علی شاید از هر بعد دیگری در زندگی‌نامه او مهم‌تر باشد. همه کسانی که او را از دوران نجاری و کار در پزشکی قانونی تا روزهای پایانی در جبهه می‌شناختند، بر چند ویژگی تأکید دارند:

*اخلاق مذهبی راستین: نماز اول وقت، تلاوت قرآن، و حضور در مجالس مذهبی برایش یک عادت روزانه بود. این تعبد، نه سطحی بلکه از سر معرفت و عشق بود.

*اخلاق نیکو با همه: با کوچک و بزرگ، با فرمانده و سرباز، با غنی و فقیر، یکسان و مهربان برخورد می‌کرد. کینه و دشمنی شخصی در دل راه نمی‌داد.

*دلسوزی برای مردم: این ویژگی در نجاری (کار درست برای مشتری)، در پزشکی قانونی (تسکین آلام بازماندگان) و در جبهه (رسیدگی محترمانه به پیکر شهدا) به بهترین شکل دیده می‌شد. برای او هر انسان، محترم بود، چه زنده و چه شهید.

*ساده‌زیستی و بی‌آلایشی: از تجملات پرهیز داشت، لباس ساده می‌پوشید، غذای ساده می‌خورد و حتی در اوج مسئولیت، در سنگرهای خاکی کنار دیگر رزمندگان زندگی می‌کرد.

 شهادت؛ وصال پس از انتظار

سرانجام در تاریخ ۴ فروردین ۱۳۶۱، در حالی که عملیات بزرگ فتح‌المبین در منطقه شوش (در استان خوزستان) در جریان بود، شهید ابراهیم آل‌علی در همان مسئولیت خطیر معراج شهدا و در نزدیکی خط مقدم، مورد اصابت ترکش خمپاره دشمن قرار گرفت. ترکش‌ها به پاهایش اصابت کرد. شدت جراحت چنان بود که فرصت انتقال به عقب و مداوا ممکن نشد.

خون از پاهایش می‌رفت و خاک خوزستان را گلگون می‌کرد. اما چهره او در آن آخرین لحظات، برخلاف درد طاقت‌فرسا، آرام و مطمئن بود. کسانی که در آن لحظات کنارش بودند می‌گویند لب‌هایش در ذکر یا حسین (ع) و یا علی (ع) بودند. با همان دستانی که بارها پیکر شهدا را غسل داده بود، دست به سینه گذاشت و به شهادت رسید. روح بلندش به خیل شهدای سرافراز ایران، اسلام و انقلاب پیوست.

پیکر پاک و مطهرش پس از شهادت، همان‌گونه که خود بارها به دیگران خدمت کرده بود، توسط همرزمانش غسل داده شد و در قطعه شهدای بهشت زهرای تهران یا زادگاهش آمل (بسته به روایت محلی، اما قلباً جاویدان در دل مردم دیارش) به خاک سپرده شد. سنگ قبرش ساده و بی‌آلایش، چون زندگی خود اوست؛ تنها نوشته شده: «شهید ابراهیم آل‌علی، خدمتگزار شهدا.«

 پیام شهید برای امروز ما

شهید ابراهیم آل‌علی نه یک فرمانده مشهور بود و نه نامش در تاریخ‌های رسمی جنگ برده می‌شود. اما او از آن دست شهدایی است که وجدان تاریخی یک ملت را می‌سازند. او آموخت که:
- عشق به اسلام و انقلاب، مرز سن و شغل نمی‌شناسد؛ یک نجار یا کارمند پزشکی قانونی هم می‌تواند الگوی اخلاق و جهاد باشد.
-
خدمت به مردم، حتی در سخت‌ترین موقعیت‌ها (چون معراج شهدا)، خود عبادتی بزرگ است.
-
شهادت، تنها در خط مقدم تیر و ترکش نیست؛ شهادت، اوج بندگی در هر جایگاهی است که تقدیر الهی برسد.

امروز نام او بر تابلوی یکی از معابر یا در میان برگ‌های زرد تاریخ جنگ باقی مانده، اما یادش در دل خانواده‌های شهدا، ایثارگران و کسانی که اخلاق ناب محمدی (ص) را در چهره او دیده‌اند، زنده و جاوید است.


انتهای پیام/

 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه