آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۲۱۰۲۶
۰۹:۳۱

۱۴۰۵/۰۳/۰۹
خاطرات شفاهی همسر شهید:

تکیه‌گاهی که هنوز پابرجاست

همسر شهید «اکبر اسماعیلی» روایت می‌کند: تنها یک سال از آغاز زندگی مشترکمان گذشته بود که همسرم در جبهه مجروح شد؛ اما این جراحت‌ها او را از میدان دور نکرد و بارها به جبهه بازگشت تا اینکه شیمیایی شد و سال‌ها درد آن را با خود داشت. شاید او دیگر در میان ما نباشد، اما هنوز هم تکیه‌گاه من و فرزندانم است. هر زمان در زندگی به مشکلی برمی‌خورم، از خودش مدد می‌گیرم و آرامش می‌گیرم.


 
تکیه‌گاهی که هنوز پابرجاست
 
به گزارش نوید شاهد تهران بزرگ،شهید «اکبر اسماعیلی»، یکم اردیبهشت ۱۳۴۳، در دلیجان چشم به جهان گشود. پدرش دخیل الله، کارگر بود و مادرش، سکینه نام داشت. تا پایان دوره کاردانی درس خواند. سال ۱۳۶۵ ازدواج کرد؛ و پس از مجروحیت‌های ناشی جبهه و جنگ در ۱۹ اردیبهشت ۱۳۶۵ به شهادت رسید.
 

همسر شهید روایت می‌کند: تنها یک سال پس از آغاز زندگی مشترکمان بود که او در جبهه مجروح شد؛ اما این تازه آغاز راه بود. او مدام به جبهه بازمی‌گشت تا اینکه بر اثر جراحات شیمیایی، سال‌ها درد و رنج را به جان خرید و سرانجام پس از تحمل دوران سخت بیماری، در روز تاسوعای حسینی به شهادت رسید.

روز‌های پرفرازونشیبی بود؛ سال‌ها دست‌وپنجه نرم کردن با درد‌های شیمیایی، آزمونی بزرگ برای زندگی ما بود. با این حال، عشق به او و مسیری که انتخاب کرده بود، باعث شد تا آخرین لحظه کنارش بمانم.

شاید او دیگر در میان ما نیست، اما من در هر لحظه حضورش را حس می‌کنم. هر وقت در زندگی به مشکلی می‌خورم، از خودش مدد می‌گیرم و آرام می‌شوم؛ او نه‌تنها تکیه‌گاه ما در سختی‌هاست، بلکه چراغ راهِ فرزندانم نیز باقی مانده است.

همسرم همیشه بر سه چیز تأکید داشت: پشتیبانی از ولایت‌فقیه و رهبری، حفظ عزت این مملکت و رعایت حجاب. او رفت تا ما بمانیم و میراث‌دارِ غیرت و بصیرتی باشیم که برای حفظ آن، خون‌دل‌ها خورد و در نهایت جانش را فدا کرد.

 
در ادامه فیلم این مصاحبه را مشاهده می‌کنید. 

 

کد ویدیو

گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه