شاگرد مکتب علوی بود
به گزارش نوید شاهد اردبیل، سردار شهید اسدی فلاحی، دوم فروردین ۱۳۴۱، در شهرستاتن پارس آباد چشم به جهان گشود. پدرش آدی شیرین و مادرش سکینه نام داشت. تا پایان دوره متوسطه درس خواند دیپلم گرفت. به عنوان پاسدار در جبهه حضور یافت. بیستم اردیبهشت ۱۳۶۱، با سمت فرمانده گردان درام الرصاص عراق و در عملیات الی بیت المقدس که منجر به آزادی خرمشر شد به شهادت رسید. مزار وی در گلزار شهدای آق مزار پارس آباد قرار دارد.

دوران کودکی و دبستان
پدر اسد مردی چوبدار بود و از این راه مایحتاج خانواده اش را تامین میکرد. دوران کودکی او بی هیچ تغییر عمدهای طی شد تا این اینکه به سن مدرسه رسید. روستایشان مدرسه نداشت و پدرش مجبور شد او را در مدرسه ابتدایی روستای "آل لیله" که با روستای آنها ۷-۸ کیلومتر فاصله داشت، ثبت نام کند و اسد مجبور بود برای ادامه تحصیل در گرما و سرما، این راه ناهموار را بپیماید. خانواده آنها اواخر دوره ابتدایی اسد به پارسآباد نقل مکان کردند و باقی ماندة دوران ابتدایی را در مدرسة ابتدایی "بوعلی" به پایان رساند.
دوره راهنمایی و دبیرستان
اسد، دوره راهنمایی در خیابان ابوطالب، کوچهای که امروزه به نام شهید فلاح خوانده میشود ادامه داد. وقتی وارد مقطع دبیرستان شد دورة شکلگیری و پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز جنگ تحمیلی بود. دورهای که شالودة زندگی اسد را که بر پایه آموزههای مذهبی شکل گرفته بود، رقم زده شد.
دوران انقلاب و تشکیل جهاد سازندگی
او در راهپیماییهای انقلاب حضور فعال داشت و با آن قد بلند، در صفوف اولیه از دیگران متمایز بود و آن گاه که انقلاب پیروز شد و دانشجویان مشتاق سازندگی کشور به خانههایشان بر گشتند، مجلس دوستانهای تشکیل دادند و به شکلگیری هسته های اولیة تشکیلاتی پرداختند که امروزه جهاد سازندگی خوانده میشود.
ورود به سپاه پاسداران
هنگامی که جنگ تحمیلی شروع شد، احساس کرد که برای کشورش، حضور نظامی او ارزندهتر از حضور سازندگی است. زیرا کلیت کشور و انقلاب در خطر بود و اگر قرار بود کشور و انقلاب از بین بروند، سازندگی چه مفهومیداشت؟! از این رو اگر چه از قبل نیز فعالیتهایی در شکلگیری سپاه پاسداران انقلاب اسلامی داشت، به تشکیلات سپاه پیوست.
شاگرد مکتب علوی بود
رفتارهای اسد در رابطه با بیتالمال غیر قابل توصیف است او شاگرد مکتب علوی بود. تا آن روزی که به سن خدمت رسید، یک بار به جبهه رفته بود و بعد مصمم شدکه دوران خدمت وظیفة خود را در سپاه به سر آورد. شایستگی نظامی و اخلاق حرفهای و مقاومت و تعهد وجدانی و مذهبی او توجه فرماندهان سپاه را به خود جلب کرده بود و لازم بود از او در ردههای بالای فرماندهی استفاده شود. از این رو اسد در پادگان امام علی (ع) دورة آموزش فرماندهی عملیات نظامی را گذراند.
اعزام به خرمشهر و شهادت
در بخش دوم آموزش بود که به جبهه خرمشهر اعزام شد. خرمشهری که انتظار آزادی میکشید و عملیات این آزادسازی در پیش رو بود. هنگامی که برای آخرین بار به جبهه میرفت، موضوع ازدواج خود را با برادر ارشدش مطرح کرد و به جبهه رفت. او در منطقه در مرحلة مقدماتی عملیات بیتالمقدس جز مهاجمان منطقه اصلی حمله بود و رهبری گروه آرپیجی زن را بر عهده داشت. آنها خرمشهر را آزاد کردند. اما اسد بیستم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۱ در منطقهامالرصاص پیکرش با تیر مستقیم تانک دشمن تکه تکه شد و به آرزی دیرینه اش یعنی شهادت رسید.
انتهای پیام/