شهید دانش آموز جنگ رمضان «نازنینزهرا سیفی» را بیشتر بشناسیم

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، شهید دانشآموز «نازنینزهرا سیفی» یکی از همان دختران آسمانی بود؛ دختری از جنس نور، ایمان و سادگی. نازنینزهرا، فرزند سوم یک خانواده ششنفره، در تیرماه سال ۱۳۸۸ چشم به جهان گشود. او در خانوادهای پاک، زحمتکش و مؤمن رشد کرد؛ پدر و مادرش هر دو دامدار بودند و در روستای دورسونآباد تهران با سختی و تلاش، زندگی ساده، اما باصفایی را میگذراندند.
در میان همه سختیهای زندگی، نازنینزهرا دختری بود که دلش نه به دنیا، که به آسمان گره خورده بود. او دانشآموزی فعال، ممتاز، پُرتلاش و خوشاخلاق بود. در گروههای هنری مدرسه، بهویژه گروه سرود حضور داشت و با صدای پاک و روح زلالش، رنگ معنویت به جمع دوستانش میبخشید. در کنار فعالیتهای فرهنگی، بسیجی فعال پایگاه بسیج شهیدان سفلایی نیز بود و با تمام توان در کارهای جهادی شرکت میکرد.
اما آنچه نازنینزهرا را از خیلی از همسنوسالهایش متفاوت میکرد، روح بلند و معنوی او بود. به گفته یکی از نزدیکانش، نازنینزهرا با همه فرق داشت؛ دلش درگیر زرقوبرق دنیا نبود، دنبال مادیات نمیرفت و بیشتر از هرچیز، در جستوجوی معنویت بود.
او اهل نماز و روزه بود و عباداتش را با دقت و عشق انجام میداد. انس عجیبی با قرآن داشت؛ آن را میخواند، حفظ میکرد و با آیات الهی زندگی میکرد. علاقه فراوانی به مطالعه داشت، بهویژه کتابهای مربوط به شهدا را با شوق میخواند؛ گویی از همان روزها دلش با کاروان شهیدان همراه شده بود.
یکی از عادتهای زیبای او این بود که هر پنجشنبه همراه مادرش به گلزار شهدا میرفت. آنجا آرام میگرفت، با شهدا درد دل میکرد و از خدا طلب شهادت داشت. چه دل عجیبی داشت این دختر نوجوان؛ در روزگاری که خیلیها در آرزوی دیدهشدن در زمیناند، او تنها آرزوی پرکشیدن به آسمان را داشت.
در سحرگاه شانزدهم اسفندماه سال ۱۴۰۴، هنگامی که خانهشان مأمن آرامش یک خانواده روستایی بود، موشک رژیم جنایتکار اسرائیل و آمریکا به خانهشان اصابت کرد. در آن لحظه، آسمان شاهد یکی از مظلومانهترین پروازها شد. نازنینزهرا این دختر پاکسرشت و خداجوی، به آرزوی همیشگیاش رسید و به شهادت نائل آمد و دیگر اعضای خانوادهاش نیز مصدوم شدند.
انتهای پیام/