آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۶۱۸
۱۲:۱۵

۱۴۰۵/۰۲/۲۲

روایت بیداری در کلام شهید حمید اکبریان

شهید حمید اکبریان، فرزند خاک و ایمان، راهی را پیمود که پایانش شهادت و آغازش وصیتی ماندگار بود. او که زندگی را در اطاعت از امام و حق معنا کرد، در بیست‌ودوم اردیبهشت ۱۳۶۱ آسمانی شد و امروز، در سالروز شهادتش، کلماتش همچنان زنده‌تر از همیشه، ما را به بیداری و مسئولیت فرا می‌خواند.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید حمید اکبریان چهارم مرداد ۱۳۲۳، در روستای ورجوی از توابع شهرستان مراغه به دنیا آمد. پدرش حسین کشاورزی می‌کرد و مادرش صاحب‌ نام داشت.  پیمانکار ساختمان بود. سال ۱۳۴۸ ازدواج کرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۶۱ در شلمچه بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مدفن او در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.

روایت بیداری در کلام شهید حمید اکبریان

در متن وصیت‌نامه این شهید بزرگوار چنین آمده است:

بسم الله الرحمن الرحيم

«إنا لله و إنا إلیه راجعون»

ما آفريده‌ی خداونديم و به سوی او بازخواهيم گشت.

«بكشيد ما را كه ملت ما بيدارتر مي‌شود.» — امام خمينى (ره)

با سلام و درود بر مهدی موعود (عج)، و با درود فراوان بر نایب برحقش امام خمينى (ره)، و با درود بی‌پایان بر ملت قهرمان و شهیدپرور ايران، و نيز با درود به گروه مقاومت شهيد رجايىِ روستای ورجوى، وصيت خود را آغاز می‌كنم. شايد اين آخرين بار باشد كه فرصت می‌يابم اين وصيت‌نامه را به ملت قهرمان و صبور ايران و خانواده‌ام تقديم نمايم.

خدا را شكر مى‌گويم كه به من فرصت داد تا آگاه‌تر شوم، دنيا را از ديدى ديگر بنگرم و هدف والاى زندگى را دريابم. در اين دنيا به اين باور رسيده‌ام كه بايد از امام پيروى كرد، زيرا پيروى از امام، همان پيروى از خط پيامبر اكرم (ص) است.

از همه‌ی برادرانم می‌خواهم كه سخنان گهربار امام را در جامعه‌ی اسلامی جامه‌ی عمل بپوشانند و بر وصاياى شهيدان ـ كه همان اطاعت از امام امت است ـ پایبند باشند. زيرا با شهادت هر برادرى، مسئوليتى بر دوش ما افزوده مى‌شود؛ پس بايد احساس مسئوليت كنيم.

از همسر گرامی‌ام خواهش می‌كنم فرزندانم را چنان تربيت كند كه جنگجو، استوار و حزب‌اللهی بار آیند و ادامه‌دهنده‌ی راه من باشند. من، همسر خود را ولیّ و وصیّ خويش قرار می‌دهم؛ او برایم چون برادر بود و از لطف و همراهی‌اش بی‌نهايت سپاسگزارم. از او می‌خواهم كه در مورد بدهی‌ها و طلب‌های من، مرا مشغول ذمه نگذارد و آن‌ها را ادا نمايد.

فرزندم حسين را نيز سفارش می‌كنم كه همواره مردم را به حضور در مسجد دعوت كند و كوشا باشد تا درس خود را ادامه دهد. من راه حق را شناختم و از حق پيروی كردم، پس ضرورتی نمی‌بينم برای من خرج احسان بدهند؛ اگر خانواده خواستند، بپردازند، و اگر نه، آن را به حساب جنگ‌زدگان بسپارند.

در پایان از خانواده‌ام تقاضا دارم كه اگر پیکر من به دست آنها رسید، نخست اينكه در تشييع جنازه‌ام گريه‌ی بلند سر ندهند، 

و ديگر اينكه مرا در روستای ورجوى به خاك بسپارند.

والسّلام

انتهای پیام/

 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه