آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۴۸۸
۰۹:۵۹

۱۴۰۵/۰۲/۲۱
نوید شاهد قزوین گزارش می‌دهد؛

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان «انتقام سخت» با شهدا بیعت کرد

قزوین از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدا، صحنه خروش مردمی است که با داغ شهادت «پدر» امت، رهبر معظم انقلاب، در سینه و مشت‌هایی گره کرده برای انتقام از آمریکا و اسرائیل، مسیری را طی کردند. پایان مسیر، گلزار شهدا بود؛ جایی که یک‌یک مردم با آرمان‌های شهیدان تجدید بیعت کردند و قسم خوردند راه‌شان را ادامه دهند.


از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، «جنگ تحمیلی سوم» ادامه دارد. این بار، اما جغرافیای جنگ، قلب مومن و انقلابی قزوین است. از همان لحظه اول که خبر شهادت مظلومانه رهبر معظم انقلاب، آن شیرمرد بی‌ادعای سیاست، میان مردم پیچید، قزوین به تلی از آتش تبدیل شد. آتشی که قرار بود دشمن را بسوزاند، نه این مردم صبور را.

امشب مسیر راهپیمایی، معنوی‌ترین مسیر ممکن بود: از جوار امامزاده اسماعیل(ع)، آن نورانی که همواره پناهگاه عاشقان اهل‌بیت (ع) بوده، تا امامزاده حسین(ع) و گلزار شهدا، جایی که پیکر‌های مطهر جوانانی آرام گرفته‌اند که سال‌ها پیش، لبیک یا خامنه‌ای گفتند و رفتند. اما امشب، مردم آمده‌اند تا بگویند: ما با همان شهدا هم‌صدا شدیم. ما پای عهدی هستیم که با رهبر شهیدمان بستیم.

صحنه‌ها حکایت از عمق باوری دارد: پدرانی که فرزندان شهیدشان را در آغوش گرفته‌اند و مادرانی که تصویر رهبر را بر سینه چسبانده‌اند. نه خبری از ضعف و زبونی، نه اثری از ناامیدی. همه چیز از امید به آینده ایران مقتدر می‌گوید و ساختن تمدنی بزرگ با رهبری ولی‌فقیه جدید، اما با همان خط و نشان قبلی که همان استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی و نابودی استکبار است.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

آغاز مسیر از امامزاده حسین(ع)؛ قدم‌هایی که بوی کربلا می‌داد

ساعت از ۲۰:۳۰ شب گذشته بود. جمعیت از اطراف امامزاده اسماعیل(ع) موج می‌زد. زیر نور چراغ‌های حرم، سیل جمعیت به راه افتاده بود. هر کس پیش از حرکت، نگاه کوتاهی به گنبد امامزاده می‌انداخت و زیر لب زمزمه می‌کرد: خدایا، این راهپیمایی را به پیشگاه ولی‌عصر(عج) و شهدا تقدیم می‌کنم.

پیرزنی با چادر گل‌گلی و عصا، با سختی خود را به ابتدای مسیر رسانده بود. نامش خانم طاهری بود، ۷۲ ساله، ساکن خیابان مینودر. وقتی از او پرسیدم: مادر جان، این همه راه تا گلزار شهدا؟، گفت: من که دیگر توان راه رفتن ندارم. اما آمدم تا از امامزاده حسین(ع) برای سرنوشت این ملت دعا بگیرم. بعد هم می‌روم کنار مزار شهدا تا با رهبری که به شهادت رسید، تجدید عهد کنم. این مسیر، مسیر کربلاست؛ از حرم تا حرم. اشک در چشمانش حلقه زد و با جمعیت به سمت گلزار شهدا حرکت کردیم.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

در دل راهپیمایی؛ داغ پدر در سینه، انتقام بر لب

همگام با جمعیت جلو می‌رویم. زنان، مردان، دانشجویان، طلاب، کارگران، بازاریان و حتی نوزادانی که در کالسکه بودند. فضای مسیر از شعار‌های کوبنده پر شده است: «الله‌اکبر»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل». در این میان، دخترکی حدودا ۱۰ ساله را می‌بینم که پلاکاردی به دست گرفته: ای رهبر شهید، انتقامت را می‌گیریم.

اما داستان اصلی، آنجایی خود را نشان می‌دهد که زهرا سلخوری، بانوی ۴۵ ساله و معلم بازنشسته، که در میان گروهی از بانوان انقلابی با صدایی گرفته، اما مصمم، می‌گوید:

من آمده‌ام تا به پاس خون شهدا، به ویژه خون پدر شهیدمان(آیت‌الله خامنه‌ای)، با هر قدمی که از امامزاده حسین(ع) تا گلزار شهدا برمی‌دارم، به دشمن صهیونی و آمریکای جنایتکار بگویم که سربداران قزوین هرگز تسلیم نمی‌شوند. ما در این مسیر، طریق خون شهدا، را طی می‌کنیم. امید به آینده ایران مقتدر، همان نوری است که در چشمان همه این مردم می‌درخشد.»

در کنار زهرا سلخوری، مهرانگیز احمدی، مادر شهید و همسر جانباز، با چشمانی بارانی، اما نگاهی از جنس فولاد، ادامه می‌دهد: ببین، این جمعیت همه غمی بزرگ در دل دارند؛ داغ از دست دادن پدری که جز خیر ما را نخواست. اما این مشت‌های گره‌ کرده، نشان می‌دهد که ما نه برای تماشا، بلکه برای انتقام آمدیم. انتقامی سخت، آن هم از رژیمی که به اسم اسرائیل و آمریکا، پشت این جنایت است. من به عنوان یک مادر شهید، در همین مسیر به فرزند شهیدم و به رهبر شهیدم قول می‌دهم که تا نابودی کامل این رژیم کودک‌کش، دست از مبارزه برندارم.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

رسیدن به گلزار شهدای قزوین؛ لحظه تجدید بیعت

پس از حدود ۴۵ دقیقه راهپیمایی پرشور، جمعیت به امامزاده حسین(ع) و گلزار شهدای شهر قزوین می‌رسد. سر درب گلزار، با تصاویر شهیدان و پرچم‌های سرخ «یا حسین (ع)» چشمان هر بیننده‌ای را خیس می‌کند. اینجا همه چیز متفاوت می‌شود. گویی جمعیت نفس‌هایش را حبس می‌کند. آرام‌آرام، موج جمعیت در میان قبور مطهر پخش می‌شود.

صحنه‌ای که تا آخر عمر از یاد نخواهم برد: پیرمردها، زنان، جوانان و نوجوانان، یک‌یک مقابل مزار شهدا می‌ایستند. دست بر روی سنگ قبر می‌گذارند، گاهی اشکی می‌ریزند، اما سریعاً مشت‌های خود را گره می‌کنند و زمزمه می‌کنند: شهید من، حلالت باشد. ما به راهت ادامه می‌دهیم. همان راهی که رهبر شهیدمان نشان داد.

صدای روحانی مراسم از بلندگو‌ها طنین‌انداز می‌شود

«أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ» و جمعیت یک صدا «الله‌اکبر» می‌گویند. سپس، دعای توسل و زیارت نامه شهدا خوانده می‌شود و در پایان، از همه خواسته می‌شود با شهدا و آرمان‌هایشان تجدید بیعت کنند.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

تجدید بیعت؛ قسم خوردن بر ادامه راه شهدا

و اینجا بود که افتخار بزرگی رخ داد. تک‌تک مردم، با چشمانی گریان، اما قلبی مملو از عزم، دست بر مزار شهدا گذاشتند و با آرمان‌های والای شهیدان، از استقلال و آزادی تا دفاع از حریم ولایت و نابودی استکبار، تجدید بیعت کردند.

«امیرعلی بابایی»، نوجوان ۱۴ ساله‌ای که با دوستانش آمده بود، با دستی لرزان، اما مصمم، مقابل مزار یک شهید ۱۷ ساله زانو زد و گفت: قسم می‌خورم راهت را ادامه دهم. برای رهبر شهیدمان و برای ایران، تا آخرین نفس می‌جنگم.

در گوشه دیگری، «یده فاطمه حسینی، مادر ۳۰ ساله با دو فرزند خردسال، در حالی که بچه‌ها را به سوی مزار شهدا گرفته بود، گفت: خدایا شاهد باش. من و فرزندانم، راه پدر شهیدمان(آیت‌الله خامنه‌ای) را ادامه می‌دهیم. ما با این شهدا پیمان می‌بندیم که هیچ‌گاه از آرمان‌های انقلاب دست نکشیم. ایران مقتدر را با دستان خودمان می‌سازیم و انتقام خون این پدر بزرگوار را از آمریکا و اسرائیل می‌گیریم.

حاج رجبعلی، پیرمرد ۷۸ ساله، با چشمانی که اشک از آن جاری بود، رو به مزار شهدا کرد و با صدایی که به زحمت از گلویش خارج می‌شد، گفت: شهدا! حلال کنید. من پیر شدم، اما نوه‌هایم را بزرگ می‌کنم که سربازان ولایت باشند. پیمان من با شما تا قیامت پابرجاست. ما غم را جمع کردیم و انتقام را شروع کردیم.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

کابوس دشمن در سایه تجدید بیعت میلیونی

در میان تمام این عواطف، یک نکته مهم خودنمایی می‌کند: دشمن گمان می‌کرد با شهادت رهبر، راهپیمایی‌ها به پایان می‌رسد. اما امشب در امامزاده حسین(ع) و گلزار شهدای شهر قزوین، عکس آن ثابت شد. اینجا، نه تنها راهپیمایی تمام نشد، بلکه به یک مرکز فرماندهی برای آینده تبدیل شد. هر نفر که از گلزار خارج می‌شد، یک سرباز تازه نفس بود با یک قرار، یا نصرت یا شهادت.

اصغر اینانلو کارشناس مسائل سیاسی که در میان جمعیت حضور داشت، به من گفت:این تجدید بیعت در گلزار شهدا، پیام روشنی برای جهان دارد: جمهوری اسلامی با شهادت رهبرش نه تنها تضعیف نشده، بلکه ابرقدرت نرم تازه‌ای برای رهبری آینده مقاومت ساخته است. مردم اینجا با شهدا عهد بستند که هرگز اجازه ندهند پرچم مرگ بر آمریکا بر زمین بماند.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

نمایی از آینده: ایران مقتدر، آرمانی که محقق می‌شود

نکته قابل تامل دیگر، امید موج‌زنی است که در چشمان همه وجود دارد. زهرا سلخوری و مهرانگیز احمدی بار دیگر در میان قبور شهدا، رو به جمعیت و به ویژه به من که پیام‌شان را منتقل می‌کنم، گفتند: بنویس و به همه برسان که مردم قزوین از پیر تا جوان، از امامزاده اسماعیل(ع) تا امامزاده حسین(ع) و گلزار شهدای شهر قزوین چرا آمدند. آمدند تا فریاد بزنند: آمدیم تا با آرمان‌های شهیدان، پیمانی دوباره ببندیم. آمدیم تا بگوییم با وجود همه دردها، آنچنان به آینده ایران مقتدر امید داریم که این امید، دشمن را به لرزه می‌اندازد.

آنها ادامه دادند: غمی که در سینه داریم، هرگز نمردن یک پدر نیست؛ بلکه داغ بزرگی برای یک انقلاب است. اما این داغ، تبدیل به موتوری برای پیشرفت و انتقام شده است. ما مشت‌هایمان را گره زده‌ایم تا نه تنها خیابان‌ها، که تاریخ را تغییر دهیم.

از امامزاده اسماعیل(ع) تا گلزار شهدای قزوین؛ کاروان انتقام سخت با شهدا بیعت کرد

پل میان عاشورا و انتظار، در گلزار شهدای قزوین

امشب، قزوین پلی زد میان حماسه امامزاده اسماعیل(ع) تا امامزاده حسین(ع) و گلزار شهدای شهر قزوین، از آنجا که حرم بود و اینجا که مزار عاشقان. مردم با گام‌های استوار خود، ثابت کردند «جنگ تحمیلی سوم» را با چه سلاحی می‌برند: ایمان، اتحاد، و امید به آینده. بله، داغ از دست دادن پدر، بر دل و جانشان مانده است، اما آن چنان این داغ را در سینه حبس کرده‌اند که تنها اثری از آن در «فریاد‌های مرگ بر اسرائیل» و «مشت‌های گره‌کرده» دیده می‌شود.

در پایان این شب حماسی، در گلزار مطهر شهدای قزوین، تک‌تک مردم با شهدا تجدید بیعت کردند و سوگند یاد کردند که راه‌شان را ادامه دهند. آنها به شهدا و به رهبر شهیدشان قول دادند که تا ساختن ایران مقتدر و نابودی رژیم صهیونی و آمریکایی، ثانیه‌ای درنگ نکنند. 


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه