آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۹۴۵۸
۱۳:۳۳

۱۴۰۵/۰۲/۲۰
خاطرات شهدا/

روایت برادر از شهیدی که جبهه را مدرسه صداقت می‌دانست

همزمان با سالروز شهادتش، برادر این شهید از روز‌هایی یاد می‌کند که او پس از ماه‌ها حضور در جبهه، به مرخصی می‌آمد و با شور و ایمان از رزمندگان و حقیقت جنگ سخن می‌گفت؛ جوانی که باور داشت راه رسیدن به سربلندی در دنیا و آخرت، چیزی جز صداقت، تلاش و قرار دادن هدف‌ها در مسیر رضای الهی نیست.


به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید قربانعلی ولی زاده تکلدانی هفتم آبان ۱۳۴۰ در روستای تکلدان، تابعه شهرستان سراب، به دنیا آمد. پدرش صالح، کشاورزی می‌کرد و مادرش مینا نام داشت. تا دوره راهنمایی درس خواند و کارگر بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. بیست و یکم اردیبهشت ۱۳۶۱ در شلمچه، بر اثر اصابت گلوله، به شهادت رسید. پیکر او را در گلزار شهدای زادگاهش به خاک سپردند.

روایت برادر از شهیدی که جبهه را مدرسه صداقت می‌دانست

خاطره‌ای از زبان برادر شهید

از زمانی که جنگ آغاز شد، برادرم نیز راهی جبهه‌های نبرد گردید. از همان روزهای نخست، آن‌چنان دل در گرو دفاع از میهن و آرمان‌هایش داشت که هر بار برای اعزام آماده می‌شد، ماه‌ها در جبهه می‌ماند و کمتر فرصتی برای بازگشت به خانه پیدا می‌کرد. با این حال، هرگاه مرخصی کوتاهی نصیبش می‌شد و به خانه بازمی‌گشت، فضای خانه با روایت‌های صمیمی و پرشورش از جبهه رنگ دیگری می‌گرفت.

او ساعت‌ها از حال و هوای جبهه سخن می‌گفت؛ از رزمندگانی که با ایمان و اخلاص در کنار یکدیگر ایستاده بودند، از رشادت‌ها و فداکاری‌هایی که هر روز در خط مقدم رقم می‌خورد، و از روحیه‌ای که در میان آنان موج می‌زد. گاهی با حسرتی شیرین به ما می‌گفت: «ای کاش شما هم می‌توانستید به جبهه بیایید و از نزدیک ببینید که آنجا چه می‌گذرد؛ ببینید چگونه جوانان این سرزمین با دل‌هایی سرشار از ایمان و امید، از حق دفاع می‌کنند.»

روزی که از جبهه بازگشته بود، جمعی از اعضای خانواده و خویشاوندان در خانه گرد هم آمده بودیم. فضای خانه صمیمی و گرم بود. برادرم در میان جمع نشست و بی‌آنکه مقدمه‌ای طولانی بگوید، آرام‌آرام سخن را به سمت جبهه و جنگ کشاند. با لحنی آرام اما سرشار از یقین گفت: «انسان اگر چیزی را بخواهد و برایش تلاش کند، می‌تواند به آن دست پیدا کند. هیچ موفقیتی بدون سعی و مجاهدت به دست نمی‌آید.»

سپس ادامه داد: «رزمندگان ما نیز با تلاش خستگی‌ناپذیر و با توکل بر خدای متعال، ان‌شاءالله بر دشمنان پیروز خواهند شد. خوشا به حال کسانی که در این میدان در جبهه حق قرار گرفته‌اند و از این فرصت برای رسیدن به حقیقت بهره می‌برند.»

او با نگاه عمیق و صدایی سرشار از ایمان افزود: «خوشا به حال کسانی که راه درست را انتخاب می‌کنند و با صداقت در آن گام برمی‌دارند. اگر هدف انسان رضای الهی باشد، راه هرچند سخت باشد، اما ارزش پیمودن دارد.»

در پایان سخنانش گفت: «تمام حقیقت زندگی در صداقت و درستی نهفته است. هر کس در دنیا و آخرت به مقام و مرتبه‌ای می‌رسد، تنها از مسیر راستی و پاکی به آن دست پیدا می‌کند. راه موفقیت چیزی جز صداقت، ایمان و عمل درست نیست.»

آن روز سخنانش برای ما تنها یک گفت‌وگوی خانوادگی نبود؛ گویی وصیتی بود از دل انسانی که راه خود را یافته بود و با یقین در آن گام برمی‌داشت.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه