نجوای وداع در آستانه سنگر
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید ابراهیمخلیل حشمتی درویشمحمد متولد چهارم فروردین ۱۳۳۸، در روستای درویش محمد از توابع شهرستان مرند به دنیا آمد. پدرش مصیب، دامداری میکرد و مادرش تکذبان نام داشت. قالیباف بود. سال ۱۳۵۸ ازدواج کرد و صاحب دو پسر شد. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. بیستم اردیبهشت ۱۳۹۱، در خرمشهر بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد. پیکرش در گلزار شهدای باغ رضوان شهرستان زادگاهش به خاک سپرده شد.

در متن وصیتنامه این شهید بزرگوار چنین آمده است:
بسم رب الشهداء و الصدیقین
بدینوسیله وصیتنامه خود را مینویسم؛ اینجانب ابراهیمخلیل حشمتی، یکی از یاران امام هستم که به ندای ایشان لبیک گفته و به جبههها اعزام شدهام تا راه حسین(ع) و شهیدان را ادامه دهم. اگر ما جوانان به جبههها نرویم و با دشمن نجنگیم، چه کسی خواهد جنگید و از قرآن و اسلام دفاع خواهد کرد؟ این ما هستیم که باید با دلی شاد و خندان روانه جبههها شویم و این مزدوران را از وطن عزیزمان بیرون کنیم و به آنها بفهمانیم که هیچکس نمیتواند در مقابل یاران امام ایستادگی کند.
ما مسلمان هستیم و باید با ضداسلام بجنگیم تا اسلام و قرآن زنده بماند. مگر آنهایی که شهید شدهاند، پدر و مادر، خواهر و برادر، و فرزند و همسر نداشتند؟ ما باید راه شهیدان را ادامه بدهیم و نگذاریم خونشان به هدر برود. من از برادران و خواهرانم میخواهم که راه شهیدان را ادامه دهند؛ حتی اگر در این مسیر شهید شوند. شهید شدن عیبی ندارد، بلکه چه بهتر که انسان در این راه کشته شود؛ چراکه این راه، راه حسین (ع) و پیامبر (ص) است. ما باید این مسیر را ادامه بدهیم تا به آنان برسیم. این وظیفه هر مسلمان واقعی است که در این امر بزرگ شرکت کند تا اسلام به پیروزی نهایی برسد.
مگر من زن و بچه و پدر و مادر ندارم؟ من نه تنها خود، بلکه زن و بچههایم را هم فدای امام میکنم. پدر عزیزم! اگر انشاءالله من شهید شدم، ناراحت نباشید؛ فقط مواظب یادگارهای من باشید و آنها را به خوبی تربیت کنید. به آنها بگویید که پدرتان در راه خدا شهید شده و به دیدار حق شتافته است و حالا شما باید راه او را در پیش بگیرید و هرگز زیر بار ظلم نروید.
خطاب به همسرم که در زندگی شریک من بوده است، وصیت میکنم که هر چه پدرم میگوید گوش کند؛ من در آن دنیا منتظر تو خواهم ماند تا با هم به بهشت بروم.
«اشهد ان لا اله الا الله»؛ گواهی میدهم که خدایی جز خدای واحد نیست.
«اشهد ان محمداً رسول الله»؛ گواهی میدهم که محمد (ص) فرستاده خداست.
«اشهد ان علیاً ولی الله»؛ گواهی میدهم که علی (ع) ولی و حجت خداست.
خدایا! اگر گناهی کردم و اگر خلافی از من سر زده، تو را به نالههای رقیه (س) قسم میدهم که مرا بیامرزی و به دیگران راه مستقیم را نشان بدهی. خدایا! به امام امت، امام مستضعفان، عمر طولانی عنایت بفرما تا ما مسلمانان را در پیشبرد اسلام راهنمایی کند. خدایا! کسانی را که ضد اسلام و قرآن هستند به روز سیاه بنشان. خدایا! به پدر و مادران ما صبر عنایت بفرما و به رهبر کبیر انقلاب عمر طولانی عطا کن.
من به مسلمانان ایران توصیه میکنم که به حرف رهبر گوش دهند و در همه چیز صرفهجویی کنند تا به کشورهای دیگر محتاج نشویم. من اینها را مانند یک برادر کوچک و برای نفع شما و کشور میگویم. انشاءالله که این کارها را انجام میدهید. شعار «مرگ بر آمریکا» را از یاد نبرید و با «الله اکبر»هایتان بر دهان مزدوران بکوبید.
دیگر وقت خداحافظی است. خداحافظ ای پدر که ۲۳ سال زحمت کشیدی، مرا بزرگ کردی و فدای امام نمودی؛ آفرین بر تو ای پدر! از بچههایم، رسول و علی، به خوبی مواظبت کنید چون من آنها را از خودم به یادگار گذاشتم. خداحافظ ای خواهر عزیزم که وقتی داشتی مرا بدرقه میکردی، گفتی که مرا به علیاکبر (ع) سپردی؛ و حالا من در پیش علیاکبر هستم. از بچههایت خوب مواظبت کن و مبادا در شهادت من لباس سیاه بپوشی؛ جشن بگیرید، چون من از شما جدا شده و به امام حسین (ع) پیوستهام.
پدر عزیزم! من شما را قیم بچههایم میکنم و بزرگ کردن آنها را به شما میسپارم؛ شما را به خدایی میسپارم که زمین و آسمان را آفریده است. اگر من شهید شدم، مرا در کنار دیگر شهدای «مرند» به خاک بسپارید. در آخر وصیت میکنم که همگی مرا حلال کنید. همواره پیروز باشید.
خدایا! ما شهیدان را با شهدای کربلا و امام حسین بن علی (ع) محشور بگردان. ما به خاطر رضای خدا به جبهه آمدهایم تا با صدامیان کثیف نبرد کنیم و از مرگ هم هیچ هراسی نداریم، چون در راه خدا کشته میشویم. اماما! ما در راهت جان خود را فدا میکنیم و در راه اسلام از جان خود میگذریم. شهید شدن لذت دیگری دارد. من از تمامی دوستان و آشنایان میخواهم که بنده را حلال کنند تا در خانه ابدی، راحت و آسوده بخوابم. به امید پیروزی نهایی رزمندگان، از همه شما خداحافظی میکنم و از خدا میخواهم که به امام امت عمر طولانی عنایت فرماید. دیگر خداحافظی میکنم، چون به سنگر میروم تا نگهبانی بدهم.
خدایا، خدایا، تو را به جان مهدی (عج)، تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.
از عمر ما بکاه و بر عمر رهبر افزا.
مورخه: ۱۳۶۱/۰۱/۰۱
ابراهیمخلیل حشمتی
انتهای پیام/