روایت معلم جوان لیلان از جهاد در مسیر تعلیم
در پسِ سالها نشستن پشت نیمکتهای مدرسه و بالیدن در سایه پدر و مادر، این معلمان بودهاند که شاخصترین نقش را در زندگی یکایک ما ایفا کردهاند؛ نقشی که به راستی میتوان آن را «جهاد» نامید و معلمان را «مجاهد» خواند. قشری پرتلاش و سختکوش که علیرغم مشکلات معیشتی، دستمزد پایین و رفاهیات اندک در مقایسه با بسیاری از کارمندان دولت، به عشق تربیت فرزندان ایرانزمین، هر روز راهی دورترین نقاط روستایی و عشایری میشوند و مسیرهای پرمخاطره را به جان میخرند. در چنین میدانی از خدمت، فرهنگ ایثار و ازخودگذشتگی نه یک شعار، بلکه واقعیتی جاری در زندگی معلمان است.

به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، یکی از این معلمان فداکار، روحالله عبادی، آموزگار دهه هفتادی منطقه لیلان است که دو سال پیش از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸، تدریس در این منطقه را آغاز کرده است. او در گفتوگو با خبرنگار نوید شاهد درباره انگیزه خود از انتخاب شغل معلمی چنین روایت میکند: در طول زندگی همواره کوشیدهام انسانی مفید برای جامعه باشم و برای پیشرفت و آبادانی کشورم تلاش کنم. از آنجا که دانشآموخته رشته روانشناسی هستم، به تعلیم و تربیت و لطافت روح دانشآموزان علاقهای وافر داشتم و به همین دلیل، ردای معلمی را بر تن کردم. معتقدم معلمی، عبادت است.
پیشینه جهادی این معلم جوان، پیش از ورود رسمی به آموزشوپرورش شکل گرفته است. او در این باره توضیح میدهد که پیش از استخدام، به اردوهای جهادی دانشگاه علاقه داشته و با همکاری بسیج در برخی فعالیتهای جهادی مشارکت میکرده است؛ روحیهای که بعدها نیز در مسیر معلمی همراهش مانده و به خدمت او رنگ و بوی جهاد بخشیده است.
این آموزگار جوان در ادامه به تجربهای از تدریس جهادی خود در ایام ناآرامیهای ناشی از جنگ تحمیلی سوم اشاره میکند؛ روزهایی که تعطیلی ناگهانی مدارس، مشکلات آموزشی بسیاری برای دانشآموزان، بهویژه در دوره ابتدایی، به وجود آورده بود. از سوی دیگر شبکه شاد به دلیل مشکلات زیرساختی نمیتوانست پاسخگوی نیاز همه دانشآموزان باشد و در منطقهای که او خدمت میکند، شماری از دانشآموزان به گوشی هوشمند و اینترنت دسترسی نداشتند. از همین رو، با جلب رضایت والدین و دانشآموزان، کلاسها به صورت حضوری و جهادی در دل طبیعت برگزار شد؛ تلاشی که جلوهای از همان روحیه ایثار و مسئولیتپذیری در مسیر تعلیم و تربیت به شمار میرود.
عبادی از دشواریهای مسیر خدمت خود نیز سخن میگوید؛ از جادههایی که پیچوخمهای خطرناک دارند و از روزهایی که برف و بوران، رفتوآمد را دشوار میکند. او روایت میکند که بارها در مسیرهای سخت نزدیک بود دچار حادثه شود یا در میان برف گرفتار بماند، اما قدردانی پرمهر دانشآموزان و مردم شریف روستا، رنج این دشواریها را در نظرش کمرنگ کرده است؛ همان روحیهای که در فرهنگ ایثار و جهاد معنا پیدا میکند.
این معلم در بخشی دیگر از سخنان خود به حادثه تروریستی مدرسه میناب اشاره میکند و آن را زخمی عمیق بر پیکره جامعه میداند. به باور او، این رویداد غمانگیز و ناگوار، چهره پلید آمریکا و اسرائیل جنایتکار را یکبار دیگر به جهانیان نشان داد. او تأکید میکند که اکنون وظیفه معلمان است که نگذارند یاد و خاطره دانشآموزان و معلمان مظلوم آن مدرسه به دست فراموشی سپرده شود؛ یاد و خاطرهای که در امتداد فرهنگ ایثار و شهادت، الهامبخش نسلهای آینده خواهد بود.
عبادی در پایان، با اشاره به هفته معلم اظهار میکند که این هفته فرصتی ارزشمند است تا یاد و نام معلمان در جامعه گرامی داشته شود؛ اما در عین حال زمانی مناسب است تا مسئولان و جامعه به مطالبات این قشر، بهویژه بهبود شرایط معیشتی و رفاهیات آنان، توجهی جدی داشته باشند.
روایت معلمی چون روحالله عبادی تنها یک قصه شخصی از ایثار نیست؛ بلکه آیینهای تمامنما از قامت خسته اما استوار جامعه معلمانی است که بیچشمداشت، گردنههای صعبالعبور عشق را به جان میخرند. در آستانه هفته معلم، قدرشناسی از این مجاهدان گمنام دیگر نباید تنها به واژههای ستایشآمیز و مراسم نمادین محدود بماند. اگر کلاسهای درس در دل طوفان برف، سیل و سرما برپا میمانند، چتر حمایتی مسئولان نیز بر سر این قشر زحمتکش باید مستحکمتر شود. بیشک، حل مشکلات معیشتی، تأمین امنیت و ارتقای رفاهیات معلمان نه یک مطالبه صنفی، بلکه پیششرط تحقق عدالت آموزشی و ساختن ایران فردایی آباد است؛ چرا که معلم، قلب تپنده توسعه است و تا این قلب آرام نگیرد، کالبد جامعه روی آرامش به خود نخواهد دید.
انتهای پیام/