خودِ خودِ مردم

به گزارش نوید شاهد کهگیلویه وبویراحمد، حامد شفیعیخواه، جوانِ دهه هشتادی، فروشندهی یک فروشگاه بود. نه تفنگی دستش بود، نه یونیفرمی به تن.
او جوانی ساده و خودمانی بود از جنس همان مردم کوچه و بازار. صبح تا شب پای صندوق نشسته بود، جنس جابجا میکرد، با مشتری حرف میزد، خنده میکرد، خسته میشد، برمیگشت خانه. مثل بسیاری از جوانان دیگر. اما ترکشِ دشمن آمد و او را گرفت. چرا؟
من منطق ریاضیات را کنار گذاشتهام برای فهمیدن شهادتش. با الٰهیات باید سراغ این راز رفت. حاج قاسم گفته بود: «شرط شهید شدن، شهید بودن است.» یعنی حامد از قبل، روزنهای در حیاتش گشوده بود که نور خدا از آن تابید. آن نور شاید، همان لبخند صادقانهاش به مشتری بود، همان دست گرمی که به اقوام میرساند، همان غیرتی که همه در رفتارش میدیدند. و همین نور ساده و روزمره، او را نشانِ دشمن کرد.
آن شب، آمریکا نخواست به یک نظامی شلیک کند. خواست به یک ایرانی شلیک کند. به یک جوانِ سادهدل، غیرتمند، مهربان، کمککار اقوام، بیادعا. به کسی که نه اهل رانت بود و نه باندبازی. به کسی که با ارادهای محکم، مخالف بود که ایران بلعیده شود. چنانکه به تعبیر رهبر شهید انقلاب؛ «آمریکا میخواهد ایران را ببلعد، ملت ایران و جمهوری اسلامی، مانع هستند.» حامد یکی از همین مانعها بود. نه با موشک، نه با تانک، نه با سخنرانی در جایگاههای رسمی. فقط با بودنش. و به همین خاطر، خونش سندی شد بر اینکه دشمن با جمهوری اسلامی تنها دشمنی ندارد، با خودِ مردم ایران دشمن است. با آن دخترکان مدرسه میناب، با آن کارگر ساختمان، با آن نوزاد چند روزه، با آن فروشندهی سادهای که اسمش حامد بود.
خون حامد جانهای بسیاری را گرم کرد. دلهای بسیاری مشتاقتر از قبل، برای مبارزه با بیگانه شدند. و این همان سری است که با دل میشود فهمید، نه با عقل حسابگر.
شهادت فقط برای فرماندهان و سرداران نیست. شهادت برای حامدها هم هست. شاید برای حامدها بیشتر باشد. چون آنها خودِ خودِ مردماند. و خدا وقتی میخواهد به دشمن بفهماند با چه کسی طرف است، یک حامد را نشانش میدهد.
روحت شاد، شهید حامد عزیز. خودِ خودِ مردم.
انتهای پیام