آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۴۷۴
۱۴:۵۳

۱۴۰۵/۰۲/۰۶
قسمت اول گفتگو با همسرشهید جنگ تحمیلی رمضان؛

مردی که آسمان را برای امنیت ایران انتخاب کرد

فاطمه فلاحی همسر شهید امین اسعدی‌کلیان از شهدای جنگ رمضان شهرستان اسلامشهر مردی را توصیف می کند با وجود سن کم اما امروز نامش جاودانه است. شهید امین اسعدی کلیان در صنعت پهپادسازی فعالیت می‌کرد با آغاز جنگ تحمیلی سوم در یازدهم فروردین ماه سال جاری به شهادت رسید. مردی که عشق به خانواده و تعهد به وطن را در کنار هم معنا کرد. از زندگی این شهید گرانقدر در ادامه منتشر می‌خوانید.


مردی که آسمان را برای امنیت ایران انتخاب کرد

به گزارش نوید شاهد شهرستان‌های استان تهران، بعضی آدم‌ها در سکوت زندگی می‌کنند، اما رد قدم‌هایشان سال‌ها در دل‌ها می‌ماند. شهید امین اسعدی‌کلیان از همان مردانی بود که بی‌هیاهو کار می‌کرد؛ مردی جوان، پدری مهربان و همسری دلسوز که عشق به خانواده و وطن در وجودش ریشه داشت. او در حوزه پهپادسازی فعالیت می‌کرد و با تمام توان برای پیشرفت و امنیت کشورش تلاش می‌کرد. امروز، پس از شهادتش، روایت زندگی او را از زبان نزدیک‌ترین همراهش می‌شنویم؛ فاطمه فلاحی، همسر شهید، که از سال‌های زندگی مشترک، خاطرات شیرین و دلتنگی‌های بعد از رفتن او می‌گوید. این گفت‌و‌گو روایتی است از عشق، مسئولیت و مردی که آسمان را برای امنیت سرزمینش انتخاب کرد.

امین فقط همسر نبود تکیه‌گاهم بود

فاطمه فلاحی همسر شهید امید اسعدی‌کلیان می‌گوید: سال‌هایی از زندگی‌ام را در کنار مردی گذراندم که برای من فقط یک همسر نبود؛ تکیه‌گاهی بود که حضورش به زندگی‌ام آرامش می‌داد. امروز وقتی از او صحبت می‌کنم، از مردی می‌گویم که هم‌در خانه پناه خانواده بود و هم در راه دفاع از کشورش از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کرد. ما دو فرزند داریم. پسرمان آروین متولد سال ۱۴۰۱ و دخترمان ماهلین در سال ۱۴۰۳ به دنیا آمد. رابطه امین برای بچه‌ها فقط یک پدر نبود، بلکه دوست و همراهشان هم بود. رابطه‌اش با فرزندانمان سرشار از محبت و صمیمیت بود. با وجود مشغله‌های کاری، هر وقت به خانه می‌آمد تمام توجهش به بچه‌ها بود. واقعاً پدری نمونه بود؛ خانواده‌دوست، دلسوز و بسیار متعصب نسبت به آرامش و آینده فرزندانمان داشت.

فلاحی در خصوص شهید امین اسعدی‌کلیان گفت: امین بیست و پنجم مهرماه سال ۱۳۷۰ در اسلام‌شهر به دنیا آمد. او در خانواده‌ای شریف و صمیمی بزرگ شد و از همان دوران جوانی روحیه مسئولیت‌پذیری و غیرت در وجودش پررنگ بود. امین انسان بسیار متعصبی بود؛ تعصبی که ریشه در شرافت و ایمانش داشت. نسبت به خانواده، کشور و ارزش‌هایش بسیار حساس بود. در عین حال روحیه‌ای مهربان و آرام داشت. خانواده‌دوست و وطن‌پرست بود و همیشه می‌گفت: انسان باید برای حفظ امنیت و عزت کشورش مسئولیت‌پذیر باشد.

صداقت و متانت امین در اخلاقش موج می‌زد

همسر شهید از اولین دیدار و روند آشنایی با شهید می‌گوید: ما هم‌دانشگاهی بودیم و از طریق خواهرشان که با من دوست بود با هم آشنا شدیم. آشنایی‌مان خیلی ساده و صمیمی شکل گرفت. چیزی که از همان ابتدا در رفتار امین جلب توجه می‌کرد، صداقت و متانتش بود؛ همین ویژگی‌ها باعث شد کم‌کم این آشنایی به تصمیم برای زندگی مشترک برسد.

فلاحی درباره مراسمات خواستگاری تا ازدواج روایت می‌کند: در جلسه خواستگاری طبق رسم معمول گفتند بهتر است ما دو نفر داخل اتاق برویم و صحبت کنیم. اما جالب اینجاست که ما حرف‌هایمان را از قبل با هم ردوبدل کرده بودیم. وقتی داخل اتاق رفتیم فقط یک عکس گرفتیم و برگشتیم. همان عکس برای من تبدیل به یکی از خاطرات شیرین شروع زندگی مشترک‌مان شد.

مردی که آسمان را برای امنیت ایران انتخاب کرد

امین عاشق کارش بود

همسر شهید درمورد مسیرکاری شهید اسعدی‌کلیان گفت: امین از طریق برادرشان وارد این مسیر شد. او در صنعت پهپادسازی فعالیت می‌کرد و واقعاً عاشق کارش بود. این شغل فقط یک کار اداری یا فنی نبود؛ احساس می‌کرد بخشی از مسئولیتش در قبال امنیت کشور است. همیشه با علاقه از پیشرفت‌های این حوزه صحبت می‌کرد و به توانایی جوانان ایرانی در ساخت تجهیزات پیشرفته دفاعی افتخار می‌کرد. جالب اینکه حدود یک ماه قبل از شهادتش، بدون اینکه چیزی بگوید، بسیاری از کار‌های خانه را سامان داده بود؛ انگار دلش خبر داشت.

دشمن حریف ایرانی‌ها نمی‌شود

فلاحی در خصوص همراهی با شهید که ایشان در این مسیر قرار گرفته بود، گفت: کار در حوزه دفاعی و پهپادسازی طبیعتاً فشار‌ها و حساسیت‌های زیادی داشت. اما خودش همیشه با شور و علاقه از کارش یاد می‌کرد. می‌گفت: «برای من این کار عشق است.» من نگران می‌شدم، سعی می‌کرد آرامم کند و می‌گفت: «دشمن حریف ایرانی‌ها نمی‌شود. ما در حال پیشرفت هستیم و از نظر تجهیزات چیزی کم نداریم.» همین اعتماد و آرامش او باعث می‌شد نگرانی‌هایم کمتر شود.

امین در خانه بسیار پُرانرژی و خستگی‌ناپذیر بود

همسر شهید در مورد حضور امین در خانه در کنار مسئولیت‌های کاری می‌گوید: با اینکه کارش سخت و زمان‌بر بود، اما در خانه بسیار پُرانرژی و خستگی‌ناپذیر بود. بعد از یک روز کاری، باز هم برای بچه‌ها وقت می‌گذاشت مخصوصاً در ایام عید و ماه‌های آخر زندگی‌اش، بچه‌ها را با ماشین برای راهپیمایی می‌برد و دوست داشت آنها از کودکی با فضای اجتماعی و مردمی آشنا شوند

تولد ماهلین بهترین خاطره زندگی‌ام است

فلاحی در خصوص خاطره ماندگار از زندگی مشترک‌تان تعریف می‌کند: خاطرات خوب در کنار امین زیاد است، اما یکی از زیباترین آنها شبی بود که دخترمان ماهلین به دنیا آمد؛ درست در شب تولد همسرم. آن شب برای ما پر از شادی بود. حس می‌کردیم خداوند بهترین هدیه را به ما داده است.

همسر شهید در مورد اینکه اگر الان شهید را می‌دیدید با او چه صحبتی می‌کردید، گفت: می‌گفتم: تنهامان نگذار… بیشتر مراقب خودت باش. خانواده‌ای مثل ما به مردی مثل تو نیاز دارد. بعد شاید فقط سکوت می‌کردم و دلتنگی‌هایم را با اشک می‌گفتم.

امین شهادت را افتخار می‌دانست

همسر شهید درباره یادآوری شهید افزود: دوست دارم مردم او را با غیرت و تعهدش به یاد بیاورند. امین شهادت را افتخار می‌دانست و همیشه می‌گفت: «من هنوز بی‌غیرت نشده‌ام که بگذارم دست اجنبی به ناموس ایرانی برسد.» این جمله برای من خلاصه شخصیت و باور‌های اوست.

امین آسمان را برای امنیت مردمانش انتخاب کرد

وقتی آخرین جمله‌ها گفته می‌شود، نگاه فاطمه فلاحی برای لحظه‌ای به جایی دور خیره می‌ماند؛ جایی میان خاطره و دلتنگی. روایت او از زندگی با شهید امین اسعدی کلیان فقط یادآور فقدان یک همسر یا پدر نیست، بلکه تصویری از مردی است که مسئولیت، عشق به خانواده و تعهد به وطن را در کنار هم زندگی کرد. مردی که سال‌ها در سکوت برای امنیت این سرزمین تلاش کرد و سرانجام نامش در شمار مردانی قرار گرفت که آسمان را برای آرامش مردمشان انتخاب کردند. شاید زندگی چنین انسان‌هایی در ظاهر کوتاه باشد، اما رد قدم‌هایشان در خاطره‌ها و امنیت این سرزمین، ماندگار خواهد ماند.

گفتگو از تینا سیادولانی

تنظیم از سعیده نجاتی


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه