شهیده سمیه فلاحیزاده؛ الگویی از ایمان، عفاف و مسئولیتپذیری بود

به گزارش نوید شاهد شهرستانهای استان تهران، دهه کرامت یادآور روزهایی است که عطر مهربانی و کرامت اهلبیت (ع) در دلها جاری میشود؛ روزهایی که نام حضرت معصومه(س) و امام رضا(ع) انسان را به سوی معنویت، پاکی و خدمت به دیگران دعوت میکند. در چنین ایامی، مرور زندگی کسانی که مسیر خود را بر پایه ایمان و مسئولیتپذیری بنا کردند، معنایی عمیقتر پیدا میکند.
شهیده سمیه فلاحیزاده از جمله دختران جوانی بود که از همان سالهای کودکی نشانههای ایمان و وقار در رفتار او دیده میشد. او در سیزدهم مهر ماه ۱۳۶۶ متولد شد و در چهارم شهریور ۱۳۸۷ در حالی که تنها ۲۱ سال داشت، به شهادت رسید. برای آشنایی بیشتر با ابعاد شخصیتی شهیده سمیه فلاحیزاده با فرزانه روکروک مادر شهیده که وی دانشجوی دکتری روانشناسی بالینی است گفتوگویی انجام دادهایم که در ادامه تقدیم مخاطبان میشود.
از کودکی متفاوت بود
مادر شهیده در ابتدای گفتوگو میگوید: «سمیه از همان کودکی روحیهای آرام و متین داشت. نوعی پختگی در رفتارهایش دیده میشد که برای سنش عجیب بود. وقتی چادر نماز میپوشید و برای نماز میایستاد، گاهی احساس میکردم فضای خانه تغییر میکند.» به گفته او، سمیه از همان سالها علاقه زیادی به قرآن و فعالیتهای فرهنگی داشت و بیشتر وقت خود را صرف درس، برنامههای مذهبی و کمک به دیگران میکرد.

فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی
سمیه از دوران تحصیل وارد بسیج دانشآموزی شد و بهتدریج در فعالیتهای فرهنگی و آموزشی نقش فعالی پیدا کرد. او در مسابقات قرآن شرکت میکرد و بارها رتبه کسب کرد. مادرش میگوید: «بعدها در بسیج خواهران فعالیت جدی داشت و مسئولیت آموزش در گردان حجاب حوزه ۲۹۰ واوان را بر عهده گرفت. در کنار همه این مسئولیتها، اخلاق خوبش همیشه زبانزد بود؛ به بزرگترها احترام میگذاشت و نسبت به مشکلات دیگران بسیار حساس بود.»
رابطه عمیق با خدا
یکی از ویژگیهایی که مادر شهیده بیش از همه به یاد دارد، ارتباط معنوی دخترش با خداست. او میگوید: «سمیه هر شب قبل از خواب شهادتین میگفت و برای درگذشتگان، بهویژه کسانی که بیوارث بودند، فاتحه میخواند. علاقه خاصی هم به حضرت زهرا (س) داشت و همیشه میگفت باید زندگی را براساس الگوی اهلبیت(ع) قرار داد.» به گفته او، آرامشی که در چهره سمیه دیده میشد، برای بسیاری از اطرافیان قابل توجه بود.
آرزویی که خیلی زود برآورده شد
چند هفته پیش از شهادت، سمیه حال و هوای متفاوتی داشت. او در این مدت به زیارت قم، جمکران، مشهد و مناطق راهیان نور رفته بود. مادرش خاطرهای از آن روزها نقل میکند: «وقتی از جمکران برگشت درباره چاه حاجت صحبت میکردند. از او پرسیدم چه حاجتی خواستی؟ گفت: مادر، دنیا خیلی زود میگذرد. من حاجت دنیایی نخواستم. بعدها دوستانش گفتند در یکی از جشنهای نیمهشعبان گفته بود تنها آرزویم شهادت است.»
روزی که خبر رسید
سمیه برای گذراندن دوره مربیگری بسیج اعزام شده بود و در روزهای پایانی دوره قرار داشت که در حین آموزش به شهادت رسید. وقتی خبر را شنیدم لحظهای احساس کردم دنیا برمدار ساکن شده است. اما خیلی زود یاد مصائب اهلبیت(ع) افتادم و با خودم گفتم اگر حضرت زینب (س) آن همه داغ را تحمل کردند، من هم باید صبر داشته باشم.
پیامی برای نسل جوان
او در پایان خطاب به دختران جوان میگوید: «سمیه یک دختر معمولی از همین جامعه بود، اما ایمان، اخلاص و تلاشش باعث شد به جایگاه بزرگی برسد. اگر جوانان مسیر ایمان، عفاف، قرآن و خدمت به دیگران را انتخاب کنند، زندگیشان نورانی میشود.» مادر شهیده در پایان با لحنی آرام میافزاید: «سمیه امانتی بود که خدا به ما داد و دوباره از ما گرفت. مادر شهید بودن سختیهای خودش را دارد، اما افتخار بزرگی هم هست. باور دارم که او امروز در جایگاهی قرار دارد که نتیجه سالها پاکی و خدمتش است.»
گفتگو از تینا سیادولانی
تنظیم از سعیده نجاتی