دلنوشته شهید صمد تیموری برای پدر
به گزارش نوید شاهد آذربایجان شرقی، شهید صمد تیموری انامق سوم خرداد ۱۳۴۷، در شهرستان مرند به دنیا آمد. پدرش مصباح، در راهآهن کارگری میکرد و مادرش گلستان نام داشت. او دانشآموز اول راهنمایی بود. به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. پنجم اردیبهشت ۱۳۶۲، در پیرانشهر توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسید. مدفن وی در گلزار شهدای زادگاهش واقع است.
دستخط به جا مانده از این شهید بزرگوار تقدیم حضورتان میگردد:




در متن این نامه چنین آمده است :
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
نامه شهید صمد تیموری
«اَنَّ اَکْرَمَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ»، گرامیترین مرگ، شهادت در راه خداست.
درود فراوان به امام زمان و نایب برحقش، خمینی بتشکن، و درود فراوان به رزمندگان اسلام. درود فراوان به خون پاک شهدا. به دست پدر گرامی برسد.
پس از عرض سلام، امیدوارم که حالتان خوب بوده باشد و الحمدلله که سلامتی در زیر سایه خداوند متعال خواستارم. انشاءالله که سلامتی حاصل است و جای نگرانی نیست.
پدرجان، از من نگران نباشید؛ نگرانی از دوری شما میباشد. پدرجان، خودت که به نزد تلفن آمده بودی، من هم به حمام رفته بودم. وقتی که گفتند صمد، پدرت به تو تلفن کرده، خیلی ناراحت شدم.
پدرجان، اگر این نامه به دست شما رسیده، فوراً تلفن کنید. وقت تلفن همان وقت بود که تو آمده بودی، ولی من تا آن موقع به حمام رفته بودم. انشاءالله اگر به نزد تلفن آمدی، اعظم مادرم را بیاور تا که نگران نباشند. پدرجان، من از تو خیلی خجالت میکشم که پدرم به نزد تلفن آمده بود، من چرا آنجا نبودم. آدرسی که به شما دادهام، درستِ درست بود.
پدرجان، نگران نباش. از قول من به آقابزرگم و مادرم و عمویم و زنعمویم و فرزندان عمویم و به احد و جواد و معصومه و اعظم سلام برسان و به خود از دور سلام میفرستم. پدرجان، خیلی ناراحت هستم. اگر این نامه به دستت رسید، تلفن کن، پدرجان، که اگر من در آنجا نیستم، نگران نباشید. پدر، اگر وقتی تلفن کردی من در آنجا نبودم، بعد از یک ساعت دیگر تلفن کن، حتماً در آنجا میباشم و به تلفن تو جواب میدهم. من این نامه را به شما دو قبضه میفرستم که فوراً به دست شما برسد.
من انشاءالله منتظر تلفن شما هستم. از قول من به علیاکبر عسگری و میرکریم دین و مشهدرضا اصغری و حسین عالیباف و عمههایم، ملکه، خدیجه، فاطمه، رقیه و به همه فرزندان عمهام و به غلامرضا و علیرضا و یوسف و غیره، به همهتان سلام مخصوص دارم.
پدر و مادر، در اینجا با شما خداحافظی میکنم. اگر نگران شدی، پدر، چه گفته بودی که یا تلفن کند یا نامه بنویسد، درست است یا نه؟
پدرجان، من در دو روز نامه مینویسم، ولی تا به حال ندانسته بودم که دو قبضه یا سفارشی زود میرسد. اگر شما هم میخواهید به من نامه بنویسید، نامه را بنویسید، ببرید به پستخانه و بگویید که من نامه را دو قبضه میکنم. حتماً تلفن کنید، از شما نگرانم. والسلام. اعظم، خداحافظ.
صمد تیموری
۱۳۶۲/۰۱/۱۶
انتهای پیام/