آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۵۱۴۳
۲۳:۳۲

۱۴۰۴/۱۲/۲۸

پنجشنبه آخر سال، عیدِ دلتنگی برای پدری داغدار

در واپسین پنجشنبه سال، در کنار مزار شهید سید «مجید نجفی»، پدری با قلبی پر از افتخار و اندوه، سال نو را پیشاپیش به پسر شهیدش تبریک می‌گوید؛ عیدی که با فقدان او، طعم دیگری دارد.


پنجشنبه آخر سال، عیدِ دلتنگی برای پدری داغدار
به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، پنجشنبه آخر سال است. بوی عید می‌دهد؛ بوی سبزه، بوی بارانِ آخر اسفند و بوی دلتنگی.
پدر آرام کنار مزار ایستاده است. همان پاکبان ساده و شریف که سال‌ها با دست‌های پینه‌بسته نان حلال بر سر سفره آورد و دو پسرش، سید وحید و سید مجید، را بزرگ کرد. امروز، اما نگاهش فقط به یک نام روی سنگ مانده است: «سید مجید نجفی».
با دستمالی خاک سنگ را پاک می‌کند؛ انگار هنوز هم می‌خواهد راه پسرش را تمیز کند، مثل سال‌هایی که کوچه‌های شهر را جارو می‌زد.زیر لب می‌گوید:
«مجید بابا… فردا عیده…».
اما این عید با همه عید‌های عمرش فرق دارد. اولین عیدی است که مجید بابا نیست.
سید مجید، همان جوان متولد ششم فروردین ۱۳۷۸ در چگینی لرستان بزرگ شده شهرستان صحنه استان کرمانشاه؛ حقوقدان جوانی که دلش هنوز بسیجی مانده بود. پسری که آرزو داشت عدالت را نه فقط در کتاب‌ها، که در زندگی مردم ببیند.
۲۹ خردادماه ۱۴۰۴، در روز‌های سخت جنگ ۱۲‌روزه در صحنه، مجید رفت؛ رفت تا نامش در شمار شهیدان این سرزمین نوشته شود.
پدر، اما هنوز با او حرف می‌زند.
کنار مزار نشسته، دست روی سنگ گذاشته و آرام می‌گوید:
«پسرم… مردم برای عید آماده می‌شوند...، اما جای تو توی خانه خالی است.»

پنجشنبه آخر سال، عیدِ دلتنگی برای پدری داغدار
باد ملایمی می‌وزد. پرچم کوچکی کنار مزار تکان می‌خورد.
پدر لحظه‌ای سکوت می‌کند، بعد با صدایی آرام که بوی افتخار و دلتنگی را با هم دارد، می‌گوید:
«عیدت مبارک پسرم… عیدت مبارک شهید بابا…»
و پنجشنبه آخر سال، در سکوت مزارستان، پدری با دل دلتنگ، سال نو را اول از همه به پسر شهیدش تبریک می‌گوید.
انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه