آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۴۶۰۶
۱۱:۵۲

۱۴۰۴/۱۲/۲۳

دست‌های پیرمرد را بوسید

«حاج‌آقا به محض اینکه نزدیک پیرمرد شد دست‌های او را که بر اثر کار زیاد همانند ورق سنباده شده بود را گرفت و بر روی لبانشان گذاشتند و بوسیدند ...» ادامه این خاطره از «سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد» را در پایگاه اطلاع‌رسانی نوید شاهد استان قزوین بخوانید.


دست‌های پیرمرد را بوسید

به گزارش نوید شاهد استان قزوین، سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد، در سال ۱۳۱۸ به دنیا آمد، پدرش سید عباس ابوترابی‌فرد نام داشت، دوران ابتدایی را در مدارس دولتی قم سپری کرد و سپس در نجف به تحصیل حوزوی پرداخت.

وی در جنگ ایران و عراق در کنار مهدی چمران حضور داشت و در نهایت به اسارت درآمد. نقش عمده‌ای در اردوگاه‌های اسرای ایرانی در عراق داشت، نماینده تهران در مجلس چهارم و پنجم و از اعضای مؤسس جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود که به سبب تحمل اسارت در جریان جنگ ایران و عراق به سید آزادگان مشهور بود.

سید علی‌اکبر ابوترابی‌فرد از آنجایی که جانباز ۷۰ درصد بود، دوازدهم خرداد ۱۳۷۹ در مسیر زیارت حرم علی‌بن موسی الرضا (ع) به همراه پدرش آیت‌اللَّه سیدعباس ابوترابی‌فرد بر اثر سانحه رانندگی به مقام شهادت نایل شد و پیکر هر دو در صحن آزادی حرم امام رضا (ع) به خاک سپرده شده است.

اکبر رحیمی پیرامون سید آزادگان، شهید حجت‌الاسلام‌والمسلمین سیدعلی‌اکبر ابوترابی‌فرد روایت می‌کند: پدر پیری داشتم که در مزرعه کار می‌کرد و بار‌ها از من خواسته بود که حاج‌آقا را به مزرعه ببرم تا ایشان را ببینند. یک روز به حاج‌آقا گفتم پدرم اصرار دارند شما را ببینند ایشان هم پذیرفتند و یک روز به‌اتفاق حاج‌آقا و مسئولین جهادی بویین‌زهرا به مزرعه پدرم رفتیم.

پدرم کارگر پیرمردی داشت که سال‌ها در آن مزرعه زحمت می‌کشید آن روز ایشان گوشه‌ای ایستاده بود و حاج‌آقا را تماشا می‌کرد. حاج‌آقا پس از دیدن پدرم و گفت‌و‌گو با مسئولین جهاد در خصوص مسائل کشاورزی منطقه چشمشان به آن پیرمرد افتاد و بی‌مقدمه رفتند سراغ ایشان. حاج‌آقا به محض اینکه نزدیک پیرمرد شد دست‌های او را که بر اثر کار زیاد همانند ورق سنباده شده بود را گرفت و بر روی لبانشان گذاشتند و بوسیدند.


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه