آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۴۳۰۷
۰۹:۰۷

۱۴۰۴/۱۲/۲۱

از نیشابور تا شلمچه؛ معمار ساده‌ای که سقف آسمان را انتخاب کرد

عباسعلی آتشگاهی، معمار زحمتکشی که زندگی‌اش میان کار، خانواده و ایمان جریان داشت، وقتی پای دفاع از انقلاب و میهن به میان آمد، ابزار کار را زمین گذاشت و راهی جبهه شد. مردی که صبح‌هایش را با نماز و ورزش آغاز می‌کرد، با قرآن خانه‌اش را روشن نگه می‌داشت و سرانجام در عملیات بدر، در شلمچه، به آن وعده‌ای رسید که سال‌ها با اخلاص برایش زندگی کرده بود؛ شهادت.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ عباسعلی آتشگاهی در سال ۱۳۲۱ در شهر نیشابور و در خانواده‌ای مؤمن و مذهبی دیده به جهان گشود. فضای خانواده، سرشار از باورهای دینی، پایبندی به حلال و حرام، و احترام به ارزش‌های اخلاقی بود. او از همان سال‌های نخست زندگی، در چنین محیطی رشد کرد و شخصیتش بر پایه ایمان، سخت‌کوشی و مسئولیت‌پذیری شکل گرفت. کودکی‌اش مانند بسیاری از کودکان خانواده‌های زحمتکش آن روزگار، با سادگی، قناعت و تلاش همراه بود. از همان ابتدا با مفهوم کار، تعهد و زندگی سالم آشنا شد و این آموزه‌ها در سراسر عمرش با او باقی ماند.
از نیشابور تا شلمچه؛ معمار ساده‌ای که سقف آسمان را انتخاب کرد

پس از گذراندن سال‌های کودکی، وارد مدرسه شد و تحصیلات خود را تا کلاس سوم راهنمایی ادامه داد. هرچند فرصت ادامه تحصیل برای او فراهم نشد، اما زندگی به او درس‌هایی آموخت که گاه از بسیاری آموزش‌های رسمی عمیق‌تر و ماندگارتر بود. او به سبب شرایط اقتصادی و مشکلات مالی، خیلی زود وارد عرصه کار شد و تلاش برای تأمین زندگی را از نزدیک تجربه کرد. همین تجربه‌های زودهنگام، از او مردی ساخت که قدر زحمت را می‌دانست، با مشکلات کنار می‌آمد و در برابر سختی‌ها خم به ابرو نمی‌آورد.

پس از مدتی، خانواده یا خود او به کرج نقل مکان کرد و ادامه زندگی‌اش در این شهر و اطراف آن پی گرفته شد. او در این دوره به عنوان معمار ساختمان مشغول به کار شد و در اطراف کرج با دسترنج خود روزی حلال به دست می‌آورد. شغل او، شغلی سخت و پرزحمت بود؛ شغلی که نیازمند صبر، توان بدنی، دقت و پشتکار فراوان است. اما عباسعلی آتشگاهی از کار گریزان نبود. او کار را عبادت می‌دانست و با عزت‌نفس، زندگی خانواده‌اش را اداره می‌کرد. در نگاه او، نان حلالی که با زحمت به دست می‌آید، برکت دارد و همین باور، به زندگی‌اش معنایی عمیق می‌بخشید.

او مردی متأهل بود و خداوند به او پنج فرزند عطا کرده بود؛ دو دختر و سه پسر. این مسئولیت خانوادگی، به‌تنهایی می‌توانست دلیلی برای دوری از خطر و ماندن در خانه باشد، اما روح بلند او فراتر از حسابگری‌های معمول زندگی حرکت می‌کرد. او هم پدری دلسوز بود و هم مردی معتقد که نسبت به سرنوشت جامعه و انقلاب احساس تکلیف می‌کرد. خانواده برایش بسیار عزیز بود، اما دفاع از دین، انقلاب و کشور را نیز وظیفه‌ای الهی می‌دانست. همین جمع میان عاطفه خانوادگی و مسئولیت اجتماعی، از او چهره‌ای ممتاز ساخته بود.
 او فردی با روحیه بالا بود و روز خود را با نماز و ورزش آغاز می‌کرد. همین یک نکته، تصویری روشن از نظم، معنویت و نشاط او به دست می‌دهد. نماز برای او فقط یک فریضه روزانه نبود، بلکه تکیه‌گاه روحی و سرچشمه قوت قلبش به شمار می‌رفت. ورزش هم نشان از روحیه پویا، منظم و باانرژی او داشت. او انسانی نبود که روز را با رخوت و سستی آغاز کند؛ بلکه با یاد خدا و آمادگی جسمی، خود را برای تلاش روزانه مهیا می‌ساخت. این سبک زندگی، فرزندان و اطرافیانش را نیز تحت تأثیر قرار می‌داد.
پایبندی او به اعتقادات مذهبی بسیار پررنگ بود. در سند آمده است که همواره می‌گفت: «اجر هر کاری را باید از خدا گرفت.» این جمله کوتاه، خلاصه‌ای از جهان‌بینی اوست. او اهل معامله با مردم برای دیده شدن نبود، اهل ریا و تظاهر نبود، و نیکی و زحمت را فقط برای رضای الهی انجام می‌داد. کسی که اجر کارش را از خدا بخواهد، در برابر ناسپاسی‌ها دل‌شکسته نمی‌شود، در انجام وظیفه سست نمی‌گردد، و برای تعریف و تمجید دیگران زندگی نمی‌کند. چنین نگاهی، شخصیت او را از درون محکم و استوار ساخته بود.

انس او با قرآن از دیگر ویژگی‌های برجسته‌اش بود. او با تلاوت قرآن، فضای خانه را معنوی می‌کرد و خانواده را نیز به این مسیر تشویق می‌نمود. خانه‌ای که در آن قرآن تلاوت شود، بی‌تردید رنگ و بوی آرامش و نورانیت می‌گیرد. عباسعلی آتشگاهی تنها خود اهل قرآن نبود، بلکه دوست داشت همسر و فرزندانش نیز با این کتاب آسمانی مأنوس باشند. او به‌خوبی می‌دانست که تربیت دینی فرزندان، فقط با توصیه زبانی شکل نمی‌گیرد، بلکه الگوی عملی پدر و مادر است که بیشترین اثر را بر روح و جان کودک می‌گذارد. از این رو، خودش پیش‌قدم بود و با رفتار خویش، خانواده را به سوی معنویت سوق می‌داد.

همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردم ایران علیه رژیم پهلوی، عباسعلی آتشگاهی نیز از صحنه کنار نماند.  او در مبارزات انقلاب، راهپیمایی‌ها و فعالیت‌های بسیج حضور پررنگ داشت. این حضور نشان می‌دهد که او فقط مرد خانه و کار نبود، بلکه نسبت به مسائل اجتماعی و سیاسی زمان خود نیز بی‌تفاوت نبود. او با تشخیص درست مسیر حق، در کنار مردم و در خط انقلاب قرار گرفت و سهم خود را در پیروزی نهضت اسلامی ادا کرد. چنین حضوری برای مردی که هم کار می‌کرد و هم مسئول خانواده بود، ارزش و اهمیت دوچندان دارد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با آغاز جنگ تحمیلی، مردان بسیاری به جبهه رفتند، اما در میان آنان، کسانی که با داشتن همسر و فرزندان متعدد راهی میدان شدند، جایگاه ویژه‌ای دارند. عباسعلی آتشگاهی از همین گروه بود. بر اساس محتوای فایل، او دو سال و اندی در جبهه حضور داشت و سه بار به مناطق عملیاتی اعزام شد. آخرین اعزام او در سال ۱۳۶۳ بود و از سوی سپاه پاسداران کرج به جبهه رفت. آخرین مسئولیتش در جبهه نیز رزمنده ثبت شده است. این اطلاعات نشان می‌دهد که او حضوری مستمر، جدی و مؤثر در دفاع مقدس داشته است.

رفتن به جبهه برای او انتخابی از سر احساسات زودگذر نبود؛ تصمیمی آگاهانه و برخاسته از ایمان بود. او خوب می‌دانست که جنگ، میدان خطر است و هر اعزام، می‌تواند آخرین سفر انسان باشد. با این حال، دل از خانه و خانواده کند و راهی شد. چنین تصمیمی برای مردی با پنج فرزند، معنایی عمیق‌تر از شجاعت معمول دارد؛ این، همان روحیه‌ای است که انسان را به مرتبه ایثار می‌رساند. او به فرزندانش نیز سفارش می‌کرد که اگر روزی خبر شهادتش را شنیدند، راه خدا، انقلاب، دین و رهبری را رها نکنند. این سخن، وصیت عملی و فکری اوست؛ نشانه آن‌که حتی در اندیشه آینده خانواده‌اش نیز، مهم‌ترین دغدغه‌اش حفظ مسیر حق بوده است.

بی‌تردید، فرزندان او بیش از همه از اخلاق و منش پدر تأثیر می‌گرفتند. پدری که صبح خود را با نماز و ورزش آغاز می‌کند، با دسترنج حلال نان به خانه می‌آورد، با قرآن فضای خانه را روشن می‌سازد، و در عین مهر به خانواده، برای دفاع از اسلام و میهن راهی جبهه می‌شود، الگویی کامل از یک انسان مؤمن و مسئول است. او فرزندانش را فقط با حرف تربیت نمی‌کرد، بلکه تمام زندگی‌اش برای آنان درس بود: درس ایمان، استقامت، غیرت، کار، پاکی و وفاداری.

سرانجام این مرد مؤمن و مجاهد، در عملیات بدر به آرزوی دیرینه خود رسید. سرانجام او در تاریخ بیست و سوم اسفند ماه 1363، در منطقه شلمچه به شهادت نائل آمد. عملیات بدر از عملیات‌های مهم و سخت دوران دفاع مقدس بود و حضور در آن، نشانه آمادگی روحی و جسمی رزمندگان برای تحمل شدیدترین شرایط نبرد محسوب می‌شد. عباسعلی آتشگاهی در چنین میدانی، جان خود را در راه خدا تقدیم کرد و نامش در شمار شهیدان سرافراز اسلام ثبت شد.

پس از شهادت، پیکر مطهرش در گلزار شهدای مشکین‌دشت کرج به خاک سپرده شد. این مزار، تنها محل دفن یک پیکر نیست؛ نشانی از یک عمر ایمان، کار شرافتمندانه، مجاهدت و اخلاص است. هر کس بر مزار او حاضر شود، در واقع بر سر سفره معنوی مردی می‌نشیند که همه داشته‌هایش را در راه خدا تقدیم کرد. مزار شهدا همیشه برای مردم یادآور این حقیقت است که امنیت، عزت و استقلال امروز، آسان به دست نیامده و ثمره خون پاک انسان‌هایی است که از جان خویش گذشتند.
شهید عباسعلی آتشگاهی را باید نمونه‌ای روشن از پیوند ایمان و عمل دانست. او نه یک چهره تشریفاتی و نه فردی مشهور در ظاهر جامعه بود؛ بلکه مردی از دل مردم بود، با زندگی‌ای شبیه هزاران انسان زحمتکش این سرزمین. اما آنچه او را ممتاز می‌کند، کیفیت انتخاب‌هایش است: انتخاب بندگی به جای غفلت، انتخاب کار حلال به جای سستی، انتخاب تربیت دینی خانواده به جای بی‌تفاوتی، انتخاب انقلاب به جای انزوا، و در نهایت، انتخاب جهاد و شهادت به جای ماندن در حاشیه امن زندگی.

زندگی چنین شهیدی به ما می‌آموزد که بزرگی، لزوماً در موقعیت‌های ظاهری و عنوان‌های دنیایی نیست. گاهی یک معمار ساده ساختمان، با قلبی سرشار از ایمان، از بسیاری نام‌آوران تاریخ پیشی می‌گیرد؛ زیرا خداوند به ظاهر انسان‌ها نمی‌نگرد، بلکه به صدق نیت، پاکی دل و اخلاص عمل آنان نظر دارد. عباسعلی آتشگاهی از همین مردان بزرگ بی‌نام‌ونشان بود که نامشان در آسمان پرآوازه‌تر از زمین است.

امروز اگر بخواهیم از او یاد کنیم، باید فقط به ذکر تاریخ تولد و شهادت بسنده نکنیم. باید منش او را بشناسیم: خدامحوری، خانواده‌دوستی، سخت‌کوشی، انس با قرآن، حضور در صحنه انقلاب و آمادگی برای ایثار. این‌ها عناصر اصلی شخصیت اوست. چنین شخصیتی است که از یک انسان عادی، شهید می‌سازد؛ شهیدی که زندگی‌اش می‌تواند برای نسل‌های بعد، چراغ راه باشد.

شهید عباسعلی آتشگاهی به ما نشان داد که می‌توان در متن یک زندگی ساده، به بلندای آسمان رسید. می‌توان کارگر و معمار بود، پدر چند فرزند بود، با دشواری‌های مالی دست‌وپنجه نرم کرد، اما دل را به خدا سپرد و در لحظه نیاز، برای دفاع از حق قیام کرد. او با خون خود امضا کرد که راه خدا، راه مردان صادق است؛ مردانی که در سکوت زندگی می‌کنند، اما شهادتشان تاریخ‌ساز می‌شود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه