آخرین اخبار:
کد خبر : ۶۱۸۱۶۶
۱۴:۴۲

۱۴۰۵/۰۲/۰۴

محسن آخوندی؛ جوانی که از وردآورد تا جزیره مجنون، فاصله‌اش یک «یا حسین» بود

او از کوچه‌های آرام وردآورد برخاست، با نمازهای نوجوانی‌اش قد کشید و آن‌قدر به تکلیف نزدیک شد که تنها یک فریاد «یا حسین» او را به خاک‌های داغ جزیره مجنون رساند؛ جایی که جوان ۲۲ ساله، چند ماه پس از عقد، نامش را نه در شناسنامه، که در دفتر خون ثبت کرد.


به گزارش نوید شاهد البرز؛ شهید محسن آخوندی فرزند حسین در ۲۹ شهریور ۱۳۴۲ در تهران به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی خود را در شهرک وردآورد سپری کرد؛ محیطی آرام و صمیمی که نخستین بذرهای ایمان، اخلاق و روحیه تعهد اجتماعی در وجود او را شکل داد. خانواده‌اش از دینداران شناخته‌شده منطقه بودند و همین فضای خانوادگی باعث شد محسن از همان سال‌های آغازین زندگی به انجام فرایض دینی و آشنایی با مسجد و فعالیت‌های فرهنگی محل علاقه‌مند شود.

محسن آخوندی؛ جوانی که از وردآورد تا جزیره مجنون، فاصله‌اش یک «یا حسین» بود

دوران تحصیل و نوجوانی

او تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در شهرک وردآورد گذراند. نبود دبیرستان در منطقه باعث شد برای ادامه تحصیل ناچار به رفت‌وآمد روزانه به تهران شود. این رفت‌وآمدهای روزانه اگرچه دشوار بود، اما در شکل‌گیری استقلال شخصیتی و روحیه مسئولیت‌پذیری او نقش مهمی داشت. محسن تا سال آخر دبیرستان پیش رفت و در کنار تحصیل، فعالیت‌های مذهبی و اجتماعی‌اش نیز پررنگ‌تر شد.

پایبندی عمیق به عبادت و اخلاق

خانواده و نزدیکانش به یاد می‌آورند که از همان کودکی، نماز و روزه‌اش هیچ‌گاه ترک نمی‌شد. او همراه پدر، منظم و مشتاق به مسجد می‌رفت و از همان سنین نوجوانی رفتار و اخلاقی بزرگ‌منشانه داشت. محسن در عین سادگی، روحی لطیف و عرفانی داشت و به قرآن و دعا انس زیادی پیدا کرده بود؛ به‌گونه‌ای که دوستان و هم‌کلاسی‌هایش، او را جوانی آرام، متین و اهل معنویت می‌شناختند.

حضور در شکل‌گیری انقلاب

با آغاز جرقه‌های انقلاب اسلامی، محسن نوجوانی بیش نبود؛ اما شعور اجتماعی، غیرت دینی و روحیه عدالت‌خواهی او باعث شد که در همان سال‌ها حضور فعالی در راهپیمایی‌ها و تظاهرات ضد رژیم پهلوی داشته باشد. مشارکت وی در برنامه‌های انقلابی تنها از روی احساسات نبود؛ بلکه برخاسته از مطالعه، بینش و ایمان عمیقی بود که از خانواده و محیط مذهبی خود آموخته بود.

پس از پیروزی انقلاب نیز حضور او در صحنه‌ فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی ادامه یافت. عضویت در انجمن اسلامی شهر یکی از فعالیت‌های شاخصش در آن دوره بود؛ انجمنی که محسن با تمام توان سعی داشت آن را به محیطی پویا برای تربیت جوانان متعهد تبدیل کند.

آغاز مسیر جهاد

با شروع جنگ تحمیلی، محسن مانند بسیاری از جوانان مؤمن و انقلابیِ هم‌نسل خود احساس تکلیف کرد. نخستین اعزام او همراه چند تن از دوستان، از جمله یک روحانی محبوب، در عملیات محرم بود. در این عملیات آنها در محاصره نیروهای بعثی قرار گرفتند؛ محاصره‌ای سخت و خطرناک که لحظاتی تا مرگ فاصله نداشتند. اما به لطف خداوند از این حلقه محاصره نجات یافتند، هرچند دو تن از همراهانش مجروح شدند. این تجربه برای محسن، نقطه عمیقی از بلوغ روحی و معنوی بود و او از آن پس حضورش را در جبهه بخشی جدایی‌ناپذیر از مسیر زندگی‌اش می‌دانست.

عضویت در سپاه و حضور در عملیات‌های مختلف

پس از بازگشت از نخستین اعزام، در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ثبت‌نام کرد و عضو رسمی این نهاد شد. مدتی در ستاد مرکزی واحد دفتر سیاسی بخش جنگ مشغول به‌کار بود و هم‌زمان در عملیات‌های مختلف حضور یافت.

او در چند عملیات بزرگ از جمله:

  • والفجر مقدماتی
  • والفجر ۱، ۲، ۳ و ۴
  • خیبر

شرکت داشت و هر بار با وجود خطرات فراوان، با روحیه‌ای استوار و ایمانی راسخ به جبهه بازمی‌گشت. نزدیکانش نقل می‌کنند که محسن هرگز از خطر نمی‌هراسید و میدان جنگ را تجلی‌گاه تکلیف الهی خود می‌دانست.

ازدواج و آغاز زندگی مشترک

در سال‌های میانی جنگ، محسن ازدواج کرد؛ تصمیمی از سر آرامش، ایمان و امید به آینده. با وجود گذشت تنها چند ماه از عقد، خبر تصمیم قطعی او برای اعزام مجدد به جبهه خانواده را شگفت‌زده کرد. خانواده و همسرش تلاش کردند کمی این تصمیم را به تعویق بیندازند؛ اما محسن با آرامش و قاطعیت گفت:

«اصرار نکنید… باید بروم. جبهه جای خالی ندارد.»

آخرین اعزام

در آستانه عملیات بدر، به وزارت سپاه و واحد پذیرش منتقل شد و همچنان با جدیت و تعهد به کار مشغول بود. اما احساس تکلیف او را دوباره به خط مقدم کشاند. در سال ۱۳۶۴، برای آخرین بار عازم جبهه شد؛ اعزامی که تنها یک هفته پس از حضورش، خبر شهادت او را برای خانواده به همراه آورد.

شهادت در جزیره مجنون

روز ۱۲ فروردین ۱۳۶۴، محسن آخوندی در جزیره مجنون در نبردی مستقیم با دشمن بعثی به درجه رفیع شهادت نائل آمد. او در زمان شهادت تنها ۲۲ سال داشت؛ جوانی که تازه چند ماه از شروع زندگی مشترکش می‌گذشت و آینده‌ای روشن در انتظارش بود، اما راه شهادت را آگاهانه و عاشقانه برگزید.

پیکر مطهرش در بهشتِ سالم وردآورد آرام گرفت؛ همان شهرکی که در آن بزرگ شد و قدم‌های نخستین زندگی‌اش را برداشت.

وصیت‌نامه؛ آینه ایمان و باور

بخش‌هایی از وصیت‌نامه شهید، عمق ایمان و بینش او را آشکار می‌سازد. او از ندای هل من ناصر امام حسین (ع) سخن می‌گوید و آن را صدای همیشه‌شنیدنی تاریخ می‌داند. در وصیت‌نامه‌اش امام خمینی را «حسین زمان» و «روح خدا» می‌نامد و افتخار می‌کند که خاک پای رهبرش را بر چشمانش می‌نهد. این جملات نشان‌دهنده ایمان پاک، روحیه عاشورایی و نگاه عرفانی او به جهاد و شهادت است.

جمع‌بندی

شهید محسن آخوندی نمونه‌ای روشن از جوانان مؤمن، متعهد، انقلابی و بی‌ادعاست. زندگی او از کودکی تا شهادت، سرشار از ایمان، اخلاق، فعالیت اجتماعی و مجاهدت در راه ارزش‌های اسلامی بود. حضورش در عملیات‌های متعدد، اخلاق نیک، روحیه عبادت و اخلاص مثال‌زدنی‌اش، نام او را در زمره جوانانی قرار داد که در کوتاه‌ترین عمر، بلندترین مسیر را پیمودند. شهادت او نه پایان، که آغاز ماندگاری راهی بود که با عشق به خدا آغاز کرده بود.

انتهای پیام/


گزارش خطا

ارسال نظر
طراحی و تولید: ایران سامانه