هویت ۶۹ دانش آموز شهید شهرستان میناب مشخص نیست

به گزارش نوید شاهد زنجان، درروایتی از ليلا دوستيفرد، نویسنده حوزه هنری استان زنجان، درباره جنایت بمباران تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و آمریکا در مدرسه دخترانه میناب با یادآوری واقعه تلخ بمباران مدارس کوچه بینش زنجان در سال ۶۵ میخوانیم؛
خبر را میخوانم:
هویت ۶۹ دانش آموز شهید شهرستان میناب مشخص نیست.
زیر لب می گویم: الفبا آتش گرفته است و نمی شود نام آنها را صدا زد!
فکرم می رود به ساعت های اول روز شنبه
***
در مدرسهام.
زنگ تفریح شروع شده؛ بچهها در سالن میدوند و بازی میکنند.
مدیر خبر میدهد حمله به تهران اتفاق افتاده.
زانوانم سست میشود و روی صندلی مینشینم.
هزار دهان صدایم میزنند خانم؟ خانم؟!
یکییکی جواب میدهم. سعی میکنم لبخند بزنم و آرامشان کنم.
ذهنم بر میگردد به بهمن ۶۵ و بمباران مدرسه دخترانه بینش، به مادر اکرم فراهانی که روی بام آوار شده مدرسه ایستاده بود و اکرم را صدا میزد.
دیوارها و نیمکتهای مدرسه پیکر اکرم را پس نداده بود.
مادر اما ناامید نبود و اکرم را صدا میزد؛ تا اینکه کسی تکه لباس بافتی پیدا کرد که آخرین بار تن اکرم بوده.
مادر یک لباس تکهتکه را بهجای اکرم در آغوشش فشار میداد.
درس را ادامه میدهیم.
سعی میکنم هضم واژه جنگ را هر طور شده میان خنده و بازی به بچهها آسان کنم.
در راه برگشتیم و هنوز به خانه نرسیدهایم که خبر بمباران مدرسه میناب پخش میشود.
تعداد دانشآموزان شهید کمکم بالا میرود.
تن و جان دانشآموزان مثل حرفهای مقطع از زیر آوار بیرون کشیده میشود.
انگار قاصدکهایی هستند که طوفان جنگ پرپرشان کرده؛ بدون اینکه بداند مظلومیت این قاصدکها هر جا بر زمین بنشیند، هزاران هزار از خود میرویاند و دشت سفیدی از قاصدک رشد میدهد .
اینها دانشآموزانیاند که حالا بهجای درس خواندن، با تن بیجان شان درس میدهند و چهره ظلم را آشکار می کنند.