شهادتم پیامآور رحمت است/از شما میخواهم مرا ببخشید

به گزارش نوید شاهد کرمانشاه، شهید "مظفر عیسی پور" یکم دی ۱۳۳۹ در شهرستان گیلانغرب به دنیا آمد. پدرش علی یاور، کشاورز بود و مادرش ملک نام داشت. تا پایان دوره متوسطه در رشته انسانی درس خواند و دیپلم گرفت. پاسدار بود. ۱۴ اسفند ۱۳۶۰ در زادگاهش توســط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید. مزار شهید والامقام در گلزار شهدای همان شهرستان واقع است.
وصیت نامه شهید
بسم رب الشهدا و الصدیقین
سلام بر احترام من به پدر و مادر رنجدیده و برادران و خواهرانم.
پدر و مادر عزیزم! پیش از هر کس دیگر میخواهم خبر شهادتم را خودم به شما بدهم و مژدگانی دریافت کنم. اولا" مژدگانی من این است که گناهان مرا که در حق شما کردهام گذشت کرده و ببخشید.
ثانیاً میخواستم به شما بگویم و اطلاع دهم که من اینجا خیلی خیلی خوشحال و راحتم. یادم هست که هر وقع شما مرا میدیدید میگفتید که ناراحت نیستی که آنجا هستی. من هم میگفتم نه الحمدالله شما هم میگفتید: خوب الحمدالله، از این نظر خوشحال باشید که من در اینجا در خدمت شهدای دیگر و امام حسین (ع) هیچ ناراحتی ندارم شما هم بگویید الحمدالله.
پدر و مادر عزیزم! شما به جنازه من نگاه نکنید که اینطور بی حرکت افتاده این جنازه زندان من بود، زندان تا وقتی که زندانی در آن هست حرکت و جنب و جوش دارد ولی هنگامی که زندانی را آزاد کردند دیگر از آن جنب و جوش میافتد و ارزشی ندارد. و، اما من به وضوح میبینم که هر چه شما در فراق و دوری من صبر میکنید و شکر خدا را به جا میآورید این صبر و تشکر همچون سیلی گناهان را میشوید و پاک میکند. این است که ناراحتی من نیز برای شما که بسیار آزارم میداد، تقلیل پیدا میکند. خلاصه اینکه تمام کارهای خداوند تبارک و تعالی از روی لطف و رحمت است. پدر و مادر عزیزم! اگر من جان خود را در یک تصادف از دست میدادم شما چه حالی پیدا میکردید پس باید خدا را شکر کنید، چون دیر یا زود ما باید جان خود را تسلیم خدای متعال کرده و به ندای مرگ، پاسخ گوییم چه بهتر که در راه خدا خودش باشد.
مادر جان تو که اینقدر بی قراری میکنی تقصیر نداری تو نمیدانی که من تشنهام عاشقم، تشنه رسیدن به آب و عاشق رسیدن به معشوق و رسیدن به مقصد و در یک کلام کلیتر بگویم رسیدن به خدا و نمیدانید که چقدر خوشحالم.
تنها کاری که میخواهی برایم انجام دهی طلب مغفرت از روی اخلاص است. پدر و مادر عزیزم! از شما یک درخواست عاجزانه دارم و مصرانه از شما میخواهم که بدیها و بی احترامیهای مرا به بزرگواری خودتان عفو کنید، زیرا عذاب خدا در این مورد بسیار سخت است از خدای بزرگ برای من با اخلاص طلب آمرزش کنید، زیرا سوال و جواب در تنگنای قبرستان بسیار سخت است. این بزرگترین خواسته من از شماست و دیگر اینکه از شما میخواهم که نمونه یک پدر و مادر مؤمن باشید و به برادران و خواهرانم درس انسانیت بدهید و از قول من به آنها بگویید که هیچگاه مرگ را فراموش نکنند و در هر حال و هر جا به یاد خدا باشند تا شاید مورد رحمتش قرار گیرند و از آتش جهنم بدور باشند. آنها را حتما به مدرسه بفرستید و اگر نفرستید من شما را نمیبخشم.
انتهای پیام/