به گزارش
نوید شاهد تهران بزرگ، شهید «اصغردوستی دولت آبادی» در دوازدهم دیماه سال ۱۳۴۰ در شهر اصفهان چشم به جهان گشود. پدرش، جعفر، راننده تاکسی بود و مادرش فضّه نام داشت. تا اول راهنمایی درس خواند.
مهربانی و بخشندگیاش زبانزد بود. بارها پیش میآمد که با کاپشن تازهاش از خانه بیرون میرفت و شب بدون آن بازمیگشت. وقتی از او میپرسیدند کاپشنش چه شد، لبخند میزد و میگفت: «دوستم خوشش آمد، به او دادم.» بیهیچ چشمداشتی، دست بخشندهای داشت و بخش اعظم درآمد خود را صرف کمک به دوستانش میکرد.
در روزهای انقلاب، با وجود مخالفت پدر، دل در گرو آزادی وطن داشت و فعالانه در راهپیماییها و پخش اعلامیهها شرکت میکرد. نماز اول وقت را هرگز ترک نمیکرد و همواره به نظافت ظاهر و آراستگی اهمیت فراوان میداد. میگفت: «اگر تا سرِ کوچه هم میروید، لباس تمیز بپوشید.»
در کنار مادر دلسوزانه کمک میکرد؛ خانه را تمیز نگه میداشت و همیشه با چهرهای گشاده و لباسی آراسته دیده میشد. با شروع جنگ تحمیلی، به عنوان سرباز ارتش جمهوری اسلامی ایران عازم جبهههای نبرد شد و با سمت آر پی جیزن در منطقهی کوشک حضور یافت.
سرانجام در دوم دیماه سال ۱۳۶۱، در منطقهی کوشک بر اثر اصابت ترکش به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. پیکر پاکش در آرامگاه امامزاده علیاکبر چیذر به خاک سپرده شد. او در ۲۱ سالگی، جوانی دلیر و پاکدل، دعوت حق را لبیک گفت و نامش در دفتر جاودانگی شهادت ثبت شد.
به پدر و مادرم میگفت زمانی که به جبهه میروم فقط دوری و فکر شما مرا میآزارد هروقت که به مرخصی میآمد بلیط رفت و برگشت خود را از قبل میگرفت، چون میگفت میترسم محبت پدر و مادر در دلم مرا در یاری دین به جدایی برساند.
سفارش شهید:
در آخرین نامههایش خانواده را به احترام پدر و مادر سفارش کرد و از خواهر خود خواست تا با درس خواندن و پیروی از نصیحتهای والدین، راه درست زندگی را ادامه دهد.
پایان متن/