خانهای که انقلاب هنوز در آن نفس میکشد

همراه شهردار زنجان و اعضای شورای اسلامی شهر، برای ادای احترام به خانواده شهدای انقلاب اسلامی، قدم به خانههایی گذاشته شد که انقلاب را نه روایت کردهاند و نه شنیدهاند؛ انقلاب را زندگی کردهاند. در ادامه گزارش توصیفی خبرنگار نوید شاهد زنجان، را همراه باشید؛
سهشنبه بود. روزهایی که نام انقلاب دوباره روی تقویمها پررنگ میشود.
همراه شهردار زنجان و اعضای شورای اسلامی شهر، برای ادای احترام به خانواده شهدای انقلاب اسلامی، قدم به خانههایی گذاشته شد که انقلاب را نه روایت کردهاند و نه شنیدهاند؛ انقلاب را زندگی کردهاند.
اولین مقصد، منزل برادر شهید اسماعیل رستمی بود. خانهای ساده، گرم و آشنا. از همان لحظه ورود، گرمایی آرام در فضا پیچیده بود؛ گرمایی که نه از وسایل خانه، که از صاحبخانه میآمد. میزبانی با تمام احترام، با طمأنینه، با همان وقار خاص خانوادههای شهدا؛ آنقدر که مهمان، پیش از نشستن، شرمگین میشد.
برادر شهید، با صدایی آرام و پر از احترام، از حضور میهمانان در ایام پیروزی انقلاب قدردانی کرد. از شهید اسماعیل رستمی گفت؛ از غیرتش برای زنجان، از دلبستگیاش به این شهر. از شهردار و اعضای شورای شهر تقدیر کرد و گفت این دوره، تفاوتی را در مدیریت شهری نشان داده که دل خانواده شهدا را قرص کرده است؛ تفاوتی که وقتی اعضای شورا خود از خانواده شهدا و ایثارگراناند، دیگر تعارف نیست، باور است.
اما روایت، جایی سنگین شد که سخن به شهید رسید…
به روز شهادت.
چشمهای برادر شهید، آرام آرام خیس شد. اشک، بیصدا، گوشه چشمش حلقه زد. صدا میلرزید، اما روایت ادامه داشت. جمع، میخکوب شده بود؛ کسی حرف نمیزد، کسی تکان نمیخورد. همه گوش بودند.
از روزی گفت که در چهارراه انقلاب، درست در برابر چشمانش، در آغوشش، برادرش به شهادت رسید. از راهپیماییهای سالهای پنجاه تا پنجاهوهفت گفت؛ از شعارهایی که هنوز در حافظه شهر زندهاند، از حرکت مردم، از غیرت خیابانها، از زنجانی که همیشه پیشتاز بوده است. از اولین راهپیمایی زنان زنجانی گفت؛ روزهایی که ایمان، جرأت بود و ایستادن، هزینه داشت.
از پدری گفت که خبر شهادت پسر را نه مصیبت، که مشیت و موهبت الهی دانست. پدری که مناعت طبع داشت؛ شهادت فرزندش را قدمی در راه خدا و اسلام میدید، نه دلیلی برای شکستن.
آن روزها، روزهای غریبی بودند؛ روزهایی که خون ریخته میشد تا آینده ساخته شود. و حالا، در همان خانه، ثمره آن خونها دیده میشد؛ آرام، بیادعا، در شهری که ایستاده است.
شهردار زنجان و اعضای شورای اسلامی شهر، با احترام و قدردانی، از صبر و رنج خانوادههای شهدا گفتند؛ از فراقهای طولانی، از زخمهایی که هرگز کهنه نشد. تأکید کردند که وجود شهدای انقلاب، مایه برکت زنجان است؛ برکتی که هنوز هم جاری است و راه را نشان میدهد.
در پایان این دیدار صمیمی، مدال ایثار شهر زنجان به رسم یادبود و گرامیداشت نام و یاد شهید اسماعیل رستمی، به برادر شهید اهدا شد؛ نشانهای کوچک از قدردانی یک شهر، در برابر ایثاری بزرگ.