غروب کردستان و بیخبری از محمود

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. همزمان با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیتهای انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیهای ایثارگرانه و پیشقدم، عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.
متن خاطره قسمت «۱۹»:
نیروهای کمکی وارد درگیری شدند و حلقه محاصره تنگتر و مستحکمتر شده بود و درگیری تا بعد از ظهر ادامه داشت که درخواست هلی کوپتر دادند و سه هلی کوپتر آمد و دهکده و جنگلهای اطراف دهکده را زیر آتش گرفت و دهکده را به همراه آتش میسوخت.
خلاصه چند بار هلی کوپترها با راکت و کالیبر دهکده را زیر آتش گرفتند و چاره نمیکردند بعداً ۱۰۶ و خمپاره و کاتوشا و توپ دوربرد وارد عمل شدهاند و شدیداً دهکده را زیر آتش گرفتند. خورشید داشت کم کم پشت کوههای کردستان غروب میکرد، ساعت نزدیک ۷ بود که ما از تپهها پایین آمدیم و به همراه برادران میاندوآبی به میاندوآب رفتیم.
درگیری تا فردا صبح ادامه داشت و شب هنگام شام خوردن در سالن غذاخوری سپاه میاندوآب ناگهان بچهها که همگی دور یک میز جمع شده بودند به خود آمدند و متوجه شدند که یکنفر کم است و محمود فاطمی با بچهها نیست و آن وقت شروع به پرس و جو و تحقیق درباره محمود پرداختیم و دریافتیم که او در همان جا و در تپه مانده است بچهها همگی میگفتند که حتماً یا اسیر شده و یا اینکه شهید شده است.
خیلی ناراحت بودیم و سکوت بر محفل ما حکمفرما بود فردای آنروز شروع کردند به بی سیم زدند و تلفن کردن ولی از بعد یک ساعت خبر رسید که دو نفر در تپهها به جا مانده بودند که اکنون سالم هستند و از میاندوآب ماشینی برای آوردن آنها فرستاده شد ولی هنوز یقین نداشتیم آیا محمد هم جزء آن دو نفر است یا نه. خلاصه ماشینی برگشت و دیدیم که محمود در آن ماشین است بچهها خیلی خوشحال شدند و دیگر بچههای گروهان هم خیلی شاد گشتند و خداوند را سپاس گفتند، زیرا تا یک ساعت قبل امید به زنده ماندن آنها نبود.
خلاصه حدود ۳۴ شهید و چندین زخمی در آن عملیات داده بودیم و ۶۵ زخمی و سه نفر از شهدای آنجا برادران میاندوآبی بود که با برادران میاندوآب، چون پیکر مطهر آنها پیدا نشده بود همانطور مراسم تشیع جنازه را با تابوتهای خالی انجام دادیم و به یاد آنها گریه و شیون و زاری و نوحه و مرثیه خوانی کردیم و بعد به سپاه میاندوآب برگشتیم و آنگاه با ماشینی به مهاباد برگشتیم. در این عملیات چندین نفر از سران حزب کومله و دمکرات به دست نیروهای اسلام اسیر گشتند.
ادامه دارد...