کمین کوملهها در قله سنگی

به گزارش نوید شاهد فارس، شهید «جمشید سلیمانی» یکم شهریور سال ۱۳۳۹ در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در زادگاهش سپری کرد و در هفتسالگی راهی مدرسه شد. تحصیلات خود را تا مقطع سوم متوسطه ادامه داد. همزمان با اوجگیری نهضت انقلاب اسلامی، به صف انقلابیون پیوست و حضوری فعال در فعالیتهای انقلابی داشت. با آغاز جنگ تحمیلی، از جمله افرادی بود که با روحیهای ایثارگرانه و پیشقدم، عازم جبهههای نبرد حق علیه باطل شد و در کنار دیگر رزمندگان اسلام به دفاع از میهن پرداخت. وی سرانجام ۲۰ فروردین سال ۱۳۶۶ در جریان عملیات کربلای ۸ منطقه شلمچه به شهادت رسید. پیکر پاکش در گلزار شهدای کازرون به خاک سپرده شد.
متن خاطره قسمت «۱۱» :
یکدفعه متوجه شدیم که دشمن کومله و دمکرات چهار دور تپه یک را گرفته و ما در پایین هستیم؛ در ضمن یک آیفایی هم مدتها پیش آنها به غنیمت برده بودند از آنها پس گرفتیم، در دهکده بر اثر شل بودن جاده آیفا گیر کرده بود و هر چه زور میزدیم بیرون نمیآمد.
حال درگیری شدت گرفته بود ناگهان یک تراکتور از همان ده آمد و آیفا را کشید، آیفا بیرون آمد و همینطور کشان کشان به آخر دهکده با تراکتور بیرون بردند.
کوملهها در یک کوه که به قله سنگی معروف بود برای ما کمین زدهاند، تند تند پایین رفتیم و وقتی که با ماشینها از ده عبور میکردند و ما هم پیاده بودیم و از کوچههای ده عبور میکردیم و به کنار جنگل که کنار آن رودخانهایی کم آب وجود داشت باید عبور میکردیم. به کنار آن که رسیدیم در جنگل درگیری شدیدتر بود. ما در پشت درختها سنگر گرفته بودیم.
از دل کوه ما را به رگبار بسته بودند، ولی معلوم نبود گلولهها از کدام سمت میآیند؛ به هر حال ما هم شروع به تیر اندازی کردیم و در زیر آتش ما عدهایی از بچهها از جنگل خارج شدند و به وسط دشت رسیدند به وسط دشت هم باز بچهها را به گلوله بسته بودند.
ما هم برای اینکه از قافله عقب نمانیم از جنگل خارج شدیم که ناگهان دوشیکای ما به شدت کوملهها را زیر آتش گرفت و خیلی خمپاره هم به طرف آنها پرتاب شد.
در این دشت، خسته و کوفته زیر این آتش شدید، باید خود را به عقب میکشیدیم و من با این بار سنگین که داشتم اذیت میشدم. هر طوری بود شروع به دویدن کردم و از زیر آتش دشمن خود را نجات دادم.
ادامه دارد/